پژوهش ها

مذاکرات، نکته‌ها و درس‌ها

چکیده::

اندیشکده روابط بین الملل _ برخورداري از پرستيژ قابل قبول بين‌المللي يکي از مولفه‌هايي است که بسياري از کشورها در صدد کسب آن هستند.

 طي پرونده هسته‌اي وجهه بين‌المللي ايران در نظر جهانيان به عنوان کشوري که به دنبال ساخت بمب هسته‌اي است تا حدودي خدشه دار شد و تاثير اين موضوع بر افکار عمومي جهان، نوع برخورد بسياري از کشورها رابا ايران تغيير داد. از طرفي اعمال تحريم‌هاي سنگين به خصوص تحريم صنعت نفت که بودجه ساليانه کشور وابستگي تنگاتنگي به آن دارد اقتصاد را مختل و تحريم بانک‌ها تا حدود زيادي واردات و صادرات کالاها را غير ممکن کرد به طوري که به واسطه تحريم بانک‌ها، حتي واردات بسياري از کالاهاي حياتي از جمله دارو با مشکل مواجه شد، هرچند کشورهاي تحريم کننده مدعي بودند کالاهاي دارويي و پزشکي جزو تحريم‌ها نيستند اما زماني که بانک‌ها تحريم شدند عملا امکان واردات اين لوازم وجود نداشت و نتيجه آن شد که بسياري از بيماران صعب‌العلاج جان خود را از دست دادند. در طي اين مدت مذاکرات متعددي به وقوع پيوست ولي هيچگونه خروجي‌اي نداشت و در کنار چالش‌هاي سياسي، مشکلات اقتصادي متعددي نيز از جمله در امر تجارت که محور عدم اتکا به صادرات نفتي است پديدار شد. اين موارد دست به دست هم دادند تا دولتمردان جديدي که با راي مردم به «تغيير و برقراري اعتدال و تدبير»، روي کار آمده بودند راه حلي براي آن بيابند و دکتر روحاني که در شعارهاي انتخاباتي خود براين موضوع تاکيد کرده بودند با انتخاب تيم ديپلماسي توانمند راه دستيابي به اين توافق را هموار کردند. طي سخنراني دکتر روحاني در سازمان ملل و لابي‌هاي وزير خارجه و تيم همراه، سنگ بناي توافقات بنا نهاده شد. کشورها ايراني را مي‌ديدند که ديگر با سطحي نگري سخن نمي‌گويد، آنها شاهد دولتمرداني بودند که در حد و اندازه قدرت‌هاي بزرگ از توان چانه زني و اثبات حقانيت خود برخوردار است، زبان بين‌المللي و سياست را مي‌شناسد و موضوعي را که براي تمام دنيا مهم است کاغذپاره اعلام نمي‌کند و قدرت‌هاي بزرگ را دعوت به گفت‌وگو مي‌کند و مي‌خواهد با کشورش با زبان تکريم سخن بگويند.

اگر نگاهي اجمالي به بسته‌هاي پيشنهادي دوره‌هاي قبل بيندازيم بيشتر از آنکه خواستار دفاع از حقوق هسته‌اي ايران بوده باشند به يک سري مسائل شعاري پرداخته و همراه با لحن تحکم و ارائه نسخه براي جهان هستند در صورتي که ما مثلي داريم با اين مضمون که«با زبان خوش مي‌توان مار را از سوراخ بيرون آورد»؛ وگرنه در اين دوره که به نتيجه رسيديم قدرت‌ها تغييري نکرده بودند و مطمئنا از مواضع خود نيز کوتاه نيامدند و نظام ما نيز همان نظام است، فقط اين تيم مذاکره بودند که عوض شده بودندپس ابتکار از جانب ما بود که با خستگي‌ناپذيري و علم ديپلماسي توانستيم پيروز شويم. اين خستگي ناپذيري را مي‌توان در چهره دکتر ظريف و تيم مذاکره کننده حتي در سخت ترين شرايط ديد، لبخندي که از بعد روانشناختي نشان از اعتماد به نفس و پافشاري بر حقانيت مسيري است که براي آن قدم به مذاکره گذاشته‌اند. در کل، حمايت‌هاي مقام معظم رهبري، تسلط تيم مذاکره کننده بر فن ديپلماسي و استفاده از زبان ديپلماتيک و پشتوانه مردمي موجب شد که کشورها موضع کشورمان را جدي تلقي کنندو امروز بايد به برخي گروه‌هايي که داعيه ولايتمداري دارند گفت چرا در ساده‌ترين مورد، سخن ايشان را فصل الخطاب قرار نمي‌دهند؟ مگر نه اين است که از ابتدا رئيس‌جمهور با اختيار تام قدم به نيويورک گذاشتند و رهبري در برابر هجمه انتقادات، تيم مذاکره کننده را فرزندان انقلاب ناميدند و در ساعات اوليه، پيروزي را تبريک گفتند؟

گفتني است مخالفان مذاکره به دو بخش عمده خارجي و داخلي تقسيم مي‌شوند؛ مخالفان خارجي که برخي جمهوري‌خواهان افراطي آمريکا، صهيونيست‌ها و برخي کشورهاي عربي اند. اعرابي که بعد از تحريم‌هاي نفتي ما روزانه برداشت‌هاي کلان از ميادين نفتي مشترک داشتند و بازارهاي نفتي جهان را در دست گرفتند و از طرف ديگر از تبديل شدن ايران به قدرت اول سياسي – اقتصادي منطقه خاورميانه هراس دارند.

مخالفان داخلي نيز عمدتا يا برخي افراطيون طرفدار دولت قبل اند که چون خود نتوانسته بودند به نتيجه برسند مي‌خواهند اين دستاورد ملي را تخريب کنند، يا کساني که کلا نظام را قبول ندارند و از پيشرفت و اقتدار ايران ناخرسندند يا کساني که از اين تحريم‌ها سودهاي کلان برده اند و به نوعي سود آنها در ادامه روند تحريم‌ها بود. اما در مقابل اين گروه‌ها، مردم ايران هستند که از روز برقراري توافق از دورافتاده ترين روستاها تا کلان شهرها از اين رويدادمسرورند و آن را سرآغاز پايان يافتن سختي‌ها و حرکت ايران به سمت توسعه يافتگي مي‌دانند. از اين پس همه ايراني‌ها حتي در دور افتاده ترين نقاط، نام دکتر محمد جواد ظريف را نه به عنوان وزير امورخارجه بلکه به عنوان قهرمان ملي و ديپلمات کارکشته مي‌آورند. ديپلماتي که در طي دولت‌هاي نهم و دهم به واسطه برخي تنگ نظري‌ها و شاخصه‌هاي مدنظر رئيس دولت سابق که يکي از ملاک‌هاي انتخاب و ابقاي دولتمردانش گوش به فرمان بودن بود، از عرصه سياسي کشور دور ماند. البته لازم به ذکر است که ظاهرا چنين توافقي در زماني که آقاي لاريجاني مسووليت تيم مذاکره کننده را بر عهده داشت نيز در حال وقوع بود که به واسطه سخنان رئيس دولت گذشته منتفي شد و حال بايد پرسيد چه کسي مسوول خسارت‌هاي سياسي، اقتصادي و جاني اي است که در اين مدت بر کشور و مردم تحميل شده است؟ و آيا به راستي او بايد فقط براي پاسخگويي به 9 مورد شکايت و انگشت شمار شاکي، قدم به دادگاه بگذارد؟

  • اشتراک گذاری
  • دسته بندی :پرونده هسته ای ایران
  • 28 بهمن 1396
  • نویسنده:زهرا خانیانی
  • 0
  • 0

ارسال دیدگاه

CAPTCHA