پژوهش ها

چگونه می توان اثرگذاری جنبش عدم تعهد را به حداکثر رساند؟

چکیده::

 

 

اندیشکده روابط بین الملل :  جنبش عدم تعهد که در سال 1961 میلادی برابر با 1340 خورشیدی در اوج جنگ سرد و نظام دو قطبی بنیان گذاشته شد، به جریانی گفته می‌شود كه توسط تعدادی از كشورها كه عضو دو پیمان نظامی اصلی (ناتو و ورشو) و نیز پیمان‌های منطقه‌ای نظامی مانند سنتو و سیتو نبودند و در سیاست خارجی از سیاست عدم تعهد یا سیاست مستقل از دو بلوك شرق و غرب پیروی می‌كردن پایه گذاری شد.

     در واقع آنچه این كشورها را به هم نزدیك می کرد نه وحدت نظامی و همبستگی سیاسی و اقتصادی، بلكه ایستادگی در برابر نفوذ قدرت‌های بزرگ است كه استقلال سیاسی آنها را تهدید می‌كند و همچنین كوشش برای از میان بردن استعمار سیاسی و اقتصادی و پشتیبانی از جنبش‌های آزادی خواه و ضد استعمار است. به عبارت دیگر عوامل گردهم آورنده آنها پیش از آنكه بر اساس همسانی و همبستگی باشد، بر اساس نفی قدرت‌های سلطه جویی است كه وضع آسیب پذیر هر یك از آنها را تهدید می‌كند. در این چهارچوب بنیان گذاران جنبش احترام متقابل به تمامیت ارضی و حاكمیت یكدیگر، برابری و منافع متقابل، عدم تجاوز به یكدیگر، همزیستی مسالمت آمیز و عدم دخالت در امور داخلی یكدیگر را به عنوان آرمان خود برگزیدند. همان گونه که اشاره شد، این آرزوها از همان روزهای تشکیل جنبش مد نظر بنیان گذاران این مجموعه قرار داشته است.

 علی رغم تلاش‌های فراوان غرب و رژیم نژادپرست اسرائیل برای آنچه که در انزوا قرار دادن ایران خوانده می شود برگزاری اجلاس جنبش عدم تعهد در ایران و حضور این تعداد کشور در اجلاس تهران نشان دهنده این است که ایران همانطور که مقام معظم رهبری بارها اعلان کرده اند در بین اکثریت کشورها و ملت ها در انزوا قرار ندارد. در این بین امروز کسانی در انزوا قرار دارند که دستان ناپاکشان به خون مردم مظلوم عراق، افغانستان، پاکستان، میانمار، بحرین و سوریه آلوده است. این روزها کسانی صلاحیت میزبانی نمایندگان ملت ها را ندارند که با ادعای دفاع از حقوق بشر دست به ترور دانشمندان هسته ای کشوری مستقل می زنند و به جرم طلب حق قانونی آن کشور تهدید و تحریم هم می کنند.

     با این حال باید اعتراف کرد که با گذشت سالها همچنان نوعی فاصله معنار دار با آنچه آرمان فرض شده بود وجود دارد. این روزها بسیاری از تحلیل گران و افکار عمومی در کشورهای عضو در مورد علل و چرایی این مشکل فرضیه های متعددی را مطرح می کنند. به طور مثال گروهی بر مشکلات داخلی و عدم تدوین استراتژی بلندمدت از سوی کشورهای عضو تاکید دارند و گروهی دیگر با متهم کردن غرب و بویژه آمریکا بر عوامل خارجی تاکید دارند. گرچه که باید به طرفداران هر دو فرضیه حق داد، اما نکته مهم تر در این میان پاسخ به این پرسش خواهد بود که برای به حداکثر رساندن اثرگذاری جنبش عدم تعهد در معادلات بین الملل باید چه کرد؟

ارائه راهکارهای عملیاتی برای به حداکثر رساندن اثرگذاری جنبش عدم تعهد

     اگرچه فروپاشی بلوک شرق در ابتدای دهه ی 90 میلادی به ظاهر از فلسفه وجودی جنبش عدم تعهد کاست، اما تداوم استعمار نو و امپریالیست غرب بار دیگر هویت، استقلال و منافع ملی این کشورها را در قالب های جدید مورد تهدید قرار داد. در این بین لیبرال دموکراسی آمریکایی که خود را به عنوان تنها سرنوشت بشر پس از فروپاشی کمونیست معرفی می کرد در قالب آنچه که صدور ارزش های لیبرال دموکراسی، جهانی سازی(آمریکایی سازی)، نظم نوین جهانی و مبارزه با تروریسم می خواند منافع اکثر این کشورها را مورد تهدید قرار داد.

     آمریکای سرمست از پیروزی در جنگ سرد، علاوه بر دخالت های نظامی اش با امپراتوری رسانه ای خود بسیاری از ملل آزادی خواه را تنها به جرم نپذیرفتن ارزش ها و جهان بینی او به گونه ای جنایت کارانه مورد هـدف قرار داد. تـشدیـد فشارهای اقتـصادی و سیاسی بر کشورهای مستقـلی چون ایران و همراه شـدن ایـن یاغی گری ها با تحریم، ترور و تهدید به حمله نظامی تنها گوشه ای از فتنه انگیزی ها برای به بند کشاندن ملت های مستقل است.

     جمهوري اسلامي ايران بر اساس اصول بنيادين و اوليه مندرج در سياست خارجي خويش يعني اصل « سياست نه شرقي، نه غربي» ، پس از پيروزي انقلاب اسلامي، تقویت و همکاری با کشورهای عدم تعهد را به منظور پایان بخشیدن به  بی عدالتی در عرصه بین الملل و حمایت از ملل تحت سلطه در دستور کار قرار داد.

     این روزها دموکراسی انسان محور و غیرعدالت محور جهان ما و بافت نامتعادل سازمان ملل متحد باعث شده است که جهان به دو گروه اقلیت قوی و اکثریت ضعیف تقسیم شود. این اقلیت قوی که تعداد اعضایش از انگشتان یک دست تجاوز نمی کند، آشکارا برجهان حکمرانی می کند و به گواه تاریخ، همه مصایب و مشکلات جهان را همین اقلیت رقم زده و در این راه به هیچ قانون و معیاری پایبند نبوده است. عدم تعهد نمادی است از جست و جوی بشر برای صلح و امنیت ملت ها و تلاش برای ایجاد یک نظام سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جدید در جهان. عدم تعهد نیرویی حیاتی است برای نبرد علیه امپریالیسم در همه صور و مظاهر آن و همه اشکال سلطه خارجی، عدم تعهد تاکیدی است برحقوق ملت ها برای دنبال کردن استراتژی های مستقل خود در جهت عمران و توسعه، مشارکت در حل و فصل مسائل بین المللی.

     در روزهای سرنوشت ساز پیش رو و بویژه در مسئله تحولات اخیر خاورمیانه عربی، رهبران جنبش می بایست که با درک صحیح از شرایط و شنیدن صدای افکار عمومی خود به گونه ای آشکار در راه حمایت از ملت های عضو و گسستن بندهای استعماری گذشته با دول چپاول گری چون آمریکا، همت بیشتری به کار بندند. رهبران جنبش باید بدانند که در سایه احترام به حقوق مردم و دوری جستن از خودکامگی و عدم توسل به قدرت های استعمارگر در قلوب ملت های خود جای خواهند داشت. باید پذیرفت که توسل به تشریک مساعی و استفاده از راهکارهای بومی تنها راه پیشرفت مادی و معنوی در کشورهای عضو است.

      کشورهای عضو جنبش خواه و ناخواه منافع مشترک دارند که در مجموع با منافع کشور های جهان اول متفاوت است. اگر این کشورها بتوانند روی این منافع صحبت کنند و به نتیجه نهایی برسند، شاهد حل بسیاری از مشکلات و عدم دخالت های بیگانگان خواهیم بود. در این بین همکاری میان کشورهای اثرگذار جنبش برای کمک به مردم ستم دیده فلسطین، بحرین و حل دخالت های غربی صهیونیستی در سوریه می بایست که مورد توجه جدی قرار گیرند.

      در سالهای اخیر شاهد روند رو به رشد استقرار پایگاه های نظامی کشورهای استعمارگر غربی و بویژه دولت آمریکا در سراسر جهان بوده ایم. این روند نامبارک از خاورمیانه تا جنوب شرقی آسیا و آفریقا گرچه با شعار مبارزه با تروریسم و دفاع از امنیت کشورهای همجوار صورت گرفته است؛ اما در عمل به نتیجه ای جز افزایش تروریسم، تشدید سرکوب، زیر پا گذاردن حقوق توده ها و تشدید بدبینی میان دولت ها و ملت ها منجر نشده است. اتخاذ این شیوه غلط از سوی برخی از رهبران جنبش با اصول بنیادین سیاست عدم تعهد همراهی ندارد. رهبران جنبش عدم تعهد باید بدانند که انعقاد قراردادهای بعضاً چند ده میلیاردی با دول فرامنطقه ای نتنها منافعی را برای این کشورها به ارمغان نداشته است، بلکه در عمل به غارت منابع اقتصادی و تشدید اختلاف ها منجر شده است. لذا رهبران کشورهای عضو می بایست که ضمن توجه به اصول بنیادین جنبش عدم تعهد نسبت به پایان روند اعطای پایگاه های نظامی به کشورهای فرامنطقه ای و جانشین کردن آن با ساز و کارهای بومی و منطقه ای همت گمارند.

     توجه به حفظ فرهنگ خودی و دوری از استحاله فرهنگی در فرهنگ غربی که رویای به بندکشاندن تمامی فرهنگ ها به نفع هویت خود را مد نظر قرار داده باید مد نظر رهبران و برنامه ریزان در کشورهای عضو قرار گیرد. توجه به رسانه های نوین و شکستن انحصار چند غول رسانه ای آمریکایی و انگلیسی که این روزها بیش از 85 درصد جریان خبررسانی را در اختیار دارند باید مورد توجه قرار گیرد. باید اعتراف کرد که در قرن 21 قدرت برتر رسانه ای، دانش روز و تکیه بر حمایت مردمی از هر ابزاری مفیدتر خواهد بود.

     در جهان امروز کشورهای عدم تعهد باید در مدیریت جهانی حرفی برای گفتن داشته باشند و اهرم‌های مدیرت مسائل جهانی را از دست غرب و آمریکا بیرون بکشند. در این بین رهبران کشورهای عضو ضمن دوری از اختلاف های بی ثمر و تشکیل پیمان های مکمل اقتصادی، سیاسی و حتی نظامی به منظور مقابله با یکه تازی های افسارگسیخته غرب باید تلاش کنند.

جنبش_عدم_تعهد    #پیمان_نظامی   #سیاست_خارجی#

  • اشتراک گذاری
  • دسته بندی :معاهدات و اسناد بین الملل
  • 27 تیر 1397
  • نویسنده:رضا عابدی گناباد
  • 2
  • 0

ارسال دیدگاه

CAPTCHA