پژوهش ها

مشارکت زنان ايران در توسعه‌ي اقتصادي

چکیده::

 

                

 

مقدمه

اندیشکده روابط بین الملل: توسعه انواع مختلف دارد و  اين تنوع نوع، برگرفته از ابعاد گوناگون آن است، چرا كه در ابتدا تصور مي‌شد، رشد همان توسعه است اما بعد از يك دوره پژوهش‌هاي گوناگون، جهان به اين نتيجه رسيد كه رشد يكي از ابعاد توسعه است(بعد اقتصادي)، در حاليكه توسعه بهتر شدن وضعيت زندگي انسان‌ها در ابعاد مختلف مادي و معنوي است، شايد واژه‌اي معادل رفاه را بتوان جايگزين مناسبي براي آن محسوب كرد.

در اين زمان بود كه هر انديشمند و صاحب‌نظر در باب توسعه، فراخور علاقه و احساس نياز در جامعه‌ي خويش،  به بعدي از اين ابعاد پرداخت، و در اين گزارش سعي بر آن است كه توسعه‌ي اقتصادي مورد توجه قرار گيرد تا از اين روزنه به نقد و بررسي زمینه‌ها و تنگناهاي مشارکت زنان ايران در توسعه ساختار كاركردهاي اقتصادي ايران پرداخته شود.

  1. تفاوت رشد با توسعه‌ي اقتصادي

يكي از اشتباهاتي كه همواره در موضوع توسعه‌ي اقتصادي مطرح مي‌شود اين است كه بارشد يكسان پنداشته مي‌شود، درحاليكه تفاوت بارزی بین دو اصطلاح رشد و توسعه اقتصادی وجود دارد. رشد اقتصادي مفهومي كمي (عددی ) است در حاليكه توسعه اقتصادي مفهومي كيفي است. « رشد اقتصادي » به تعبير ساده این گونه تعریف می‌کنیم: « افزايش توليد (كشور) در يك سال خاص در مقايسه با مقدار آن در سال پايه. به عبارت دیگر با نگاه علمی تر می توان گفت: افزايش توليد ناخالص ملي (GNP) يا توليد ناخالص داخلي (GDP) در سال مورد نياز به نسبت مقدار آن در يك سال پايه رشد اقتصادي محسوب مي‌شود كه بايد براي دستيابي به عدد رشد واقعي, تغيير قيمت‌ها (بخاطر تورم) و استهلاك تجهيزات و كالاهاي سرمايه‌اي را نيز از آن كسر نمود .

از منابع مختلف رشد اقتصادي ‌می توانیم به افزايش بكارگيري نهاده‌ها (افزايش سرمايه يا نيروي كار), افزايش كارآيي اقتصاد (افزايش بهره‌وري عوامل توليد) و بكارگيري ظرفيت‌هاي احتمالي خالي در اقتصاد نام ببریم .

« توسعه اقتصادي » عبارتست از رشد همراه با افزايش ظرفيت‌هاي توليدي اعم از ظرفيت‌هاي فيزيكي، انساني و اجتماعي كه به همراه آن شالوده‌هاي اقتصادي و اجتماعي جامعه دگرگون مي‌شود بطوري‌كه حاصل چنين دگرگوني و تحولي در درجه‌ي اول كاهش نابرابري‌هاي اقتصادي و تغييراتي در زمينه‌هاي توليدي، توزيع و الگوهاي مصرف جامعه خواهد بود.

در توسعه اقتصادي ، رشد كمي توليد را باعث خواهد شد اما مهم تر آنکه در كنار آن ، نهادهاي اجتماعي نيز متحول خواهند شد، نگرش‌ افراد جامعه تغيير خواهد كرد،  توان بهره‌برداري از منابع موجود به صورت مستمر و پويا افزايش يافته ، و هر روز نو آوري جديدي انجام خواهد شد .

اما آنچه ضروری می نماید آن است که امر توسعه امري فراگير در جامعه است و نمي‌تواند تنها در يك بخش از آن اتفاق بيفتد. توسعه ، حد و مرز و سقف مشخصي ندارد بلكه بدليل وابستگي آن به انسان, پديده‌اي كيفي است (برخلاف رشد اقتصادي كه كاملاً كمي است) كه هيچ محدوديتي ندارد. (اميررضا بخشي: توسعه و رشد اقتصادي و شاخص‌های عینی توسعه یافتگی)

  1. توسعه‌ي اقتصادي

2/1. تعريف توسعه اقتصادي: در بيان تفاوت رشد و توسعه‌‌ي اقتصادي، تعريف توسعه مشخص شد، اما به نظر مي‌رسد كه نياز باشد تا تعريف به خوبي توسعه اقتصادي مشخص مي‌شود، اما تعريف دقيق آن در اين‌جا ضروري مي‌نمايد.

توسعه‌ي اقتصادي فرايندي است كه در طي آن شالوده‌هاي اقتصادي و اجتماعي جامعه دگرگون مي‌شود به طوري‌كه حاصل چنين دگرگوني و تحولي در درجه اول كاهش نابرابريهاي اقتصادي و تغييراتي در زمينه‌هاي توليد، توزيع و الگوهاي مصرف جامعه خواهد بود بر اين مبناست كه گفته شده براي آنكه توسعه‌ي اقتصادي پديد آيد، لزوما بايد شبكه‌اي به هم پيوسته، متشكل از مجموعه محصولات و درآمدها، با توجه به منابع و كليه موجوديهاي داخلي ‌و با در نظر گرفتن وابستگي هاي متقابل با ديگر كشورها پديد آورد.(ازكيا: 18)

2/2. اهداف توسعه اقتصادي:

اول : افزايش ثروت و رفاه مردم جامعه و ريشه‌كني فقر

دوم : ايجاد اشتغال

 كه هر دوي اين اهداف در راستاي عدالت اجتماعي است.

نگاه به توسعه اقتصادي در كشورهاي پيشرفته و كشورهاي توسعه‌نيافته متفاوت است. در كشورهاي توسعه‌يافته هدف اصلي، افزايش رفاه و امكانات مردم است در حاليكه در كشورهاي عقب‌مانده بيشتر ريشه‌كني فقر و افزايش عدالت اجتماعي مدنظر است. (امير رضا بخشي: توسعه و  رشد اقتصادي و شاخص های عینی توسعه یافتگی)

 

  1. موانع فرهنگي مشاركت زنان در توسعه‌ي اقتصادي

در توسعه‌ي اقتصادي يكي از اساسي‌ترين مسائلي كه مطرح است، موضوع اشتغال زنان است و اينكه در حال حاضر زنان ايراني از نظر سطح بهداشت و سواد در سطح قابل قبولي قرار دارند اما از نظر اشتغال در ميان كشورهاي در حال توسعه رتبه بسيار پاييني دارند.

موارد فرهنگي مختلفي در اين ميان وجود دارد كه مي‌توان به:

3/1: قوانين ناظر بر حاكميت خانواده:

باور به اين قضيه كه مرد نان آور خانواده است با تصويب قوانيني از اين دست، جلوي بيشتر افرادي كه متاهل هستند را براي ورود به بازار كار مي‌گيرد، هرچند كه در حال حاضر با توجه به شرايط سخت اقتصادي كه ديگر يك نفر از عهده‌ي امرار معاش چند نفر بر نمي‌آيد كم كم اين فرهنگ در حال تغيير است، اما همچنان باور عمومي بر اين است كه اگر درآمد مرد براي زندگي كافي باشد، ديگر نيازي به حضور زن در اجتماع شغلي وجود ندارد!

 

3/2: وجوه تبعيض در ساختار شغلي:

اين هم يكي از عوامل بسيار مهم در جهت پايين نگه داشتن و يا عقب راندن زنان در عرصه‌ي كار به حساب مي‌آيد، شرايط كاري يكسان اما درآمد متفاوت براي زنان نسبت به مردان، ممانعت از حضور زنان در عرصه‌هاي مديريتي كه همان مفهوم سقف شيشه‌اي را يادآورد مي‌شود، سخت‌گيري‌ها و عدم حمايت‌هاي كاري از زنان در موقعيت‌هاي خاص(مانند بارداري و فرزند آوري) از عوامل اثرگذار در اين مورد است.

4. موانع اجتماعي مشاركت زنان در توسعه اقتصادي

4/1: چارچوب مفهوم جنسيتي:

در اين رابطه، مفهوم نقش‌هاي جنسيتي را مي‌بايست تعريف كرد، كه آن عبارتند از اين‌كه از هر جنسي چه نقشي مورد نظر است، كه اين در هر جامعه‌اي ممكن است با جامعه‌ي ديگر متفاوت باشد، به طور مثال نقش‌هاي جنسيتي در كشور ما پذيراي اين نيست كه زنان در پست‌هاي بزرگ حكومتي قرار گيرند، يا اينكه زمام امور بخش قابل ملاحظه‌اي از جامعه را در دست گيرند، همينطور اگر به پايين برويم، به خوبي مشاهده مي‌كنيم كه در خانواده نيز اين ديد وجود دارد، همان نظام مرد نان‌آور خانواده است (در بحث اقتصاد مطرح شد) اينجا بازخورد خود را نشان داده، اينطور معني مي‌شود كه پس مرد بايد حرف آخر را در خانه بزند! البته لازم به ذكر است كه اين نوع نگاه در خانواده و جامعه در حال تغيير است.

 

4/2. فرآيند اجتماعي شدن:

فرايند اجتماعي شدن، اصل مهمي است كه ريشه در فرهنگ هر جامعه‌ دارد، زيرا بر اين اساس است كه شخص مي‌آموزد در آينده  چگونه از عهده‌ي نقش جنسيتي خود برآيد، اگر در اين نظام تصور بر اين باشد كه دختر موجودي منفعل است، ديگر در آينده تغيير اين نگرش در او امري بسيار سخت و مشكل خواهد شد، و يكي از موانع فرهنگي مشاركت زنان در توسعه‌ي اجتماعي همين است.

  4/3: فرهنگ مردسالار:

هرچند كه اين ديدگاه در تمام موارد از فرايند اجتماعي شدن گرفته تا شركت زنان در توسعه‌ي اقتصادي رسوخ و نمود دارد، اما مي‌توان به عنوان يكي از موانع فرهنگي در توسعه‌ي اجتماعي زنان از آن نام برد، فرهنگ اقتدارگرا و مردسالار همواره رواج دهنده باورهای سنتی و كلیشه‏های جنسیتی بوده و از ابتدا، تربیت و اجتماعی شدن دختران، در نظر گرفتن خویش به عنوان جنس دوم و تضعیف اعتماد بنفس و تعمیق حس حقارت و خود كم‏بینی توانایی‏های خویش را در پی داشته است. همچنین كمبود آگاهی زنان در ابعاد حقوق فردی، خانوادگی و اجتماعی، حرفه‏ای و عدم شركت در تشكل‏های صنعتی حرفه‏ای و فعالیت‏های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، به استمرار ساخت نابرابر كمك می‏رساند.

فرهنگي كه مرد را عامل اصلي و موتور حركت اجتماع مي‌داند، بسيار دشوار است كه قبول كند زن نيز در اين جامعه سهيم است و همچون مرد حق انتخاب و بيان خواسته‌هاي خود را دارد!

5. ارائه راهكار:

براي برون رفت از اين معضل عقب‌ماندگي و رسيدن به توسعه‌ي همه‌ جانبه، بايد راه‌حل‌هاي عملي در پيش گرفت.

چرا كه تا به امروز، به نظر مي‌رسد راه‌حل‌ها بسيار كليشه‌اي و تكراري و فقط در قالب طرح‌هاي نيمه تمام يا اصلا اجرا نشده باقي مانده‌اند، فقط كافي است به پايان‌نامه‌هاي موجود در هر دانشگاه و حتي دانشكده مراجعه كنيد، حداقل چند نمونه، موضوع در مورد توسعه كار شده‌است اما متاسفانه نتيجه‌اي و باري براي حل مسئله در اين ميان وجود ندارد.

بنابراين با توجه به موانع مشاركت زنان در توسعه‌ي اقتصادي، پيشنهاد مي‌شود كه امكان مشاركت را از طريق ارائه‌ي تسهيلات بانكي، حمايت‌هاي اجتماعي و دولتي براي كارآفريني زنان يكي از پيش‌نيازهاي مشاركت زنان در امر توسعه اقتصادي است، يكي ديگر از زمينه‌هاي گسترش مشاركت زنان تسهيل در امر تحصيل براي آنان است، با توجه به باورها و فرهنگ‌هاي بعضا اشتباه مبني براينكه تحصيل نياز زن نيست و تسري اين باور در جامعه كه باعث محدوديت ورود به دانشگاه‌ها براي خانم‌ها ايجاد شده است، بايد راه‌حل‌هاي عملي تري را اتخاذ كرد به طور مثال براي گسترش زمينه‌هاي تحصيل براي آن‌ها پيشنهاد مي‌شود كه «افزایش آگاهی عمومی، تقویت اقدامات تعلیم و تربیت اجباری، ایجاد فرصت‌های آموزشی در مناطق محروم، تدارک امکانات مالی برای خانواده‌هایی که در تامین هزینه‌های تحصیلات دانشگاهی فرزندان خود دچار مشکل هستند، کاهش بعد مسافت مراکز آموزش عالی و توسعه آموزش‌های از راه دور، پاره‌وقت و کوتاه مدت، کلاس‌های شبانه و آخر هفته، حضور زنان متاهل و کارمند را در مراکز آموزش دانشگاهی افزایش می‌دهد، ضمن این‌که بهبود شرایط انتخاب و افزایش تعداد رشته‌های تحصیلی مجاز و مناسب، برای زنان این امکان را به وجود می‌آورد که آن‌ها از بین تعداد بیشتری از رشته‌های تحصیلی دست به انتخاب رشته بزنند و رشته‌هایی را انتخاب کنند که تناسب بیشتری با جنسیت، آتیه شغلی و شرایط خانوادگی‌ آن‌ها داشته باشد.

 6. نتيجه‌گيري:

 در ابتدا توضيحي در مورد تفاوت توسعه اقتصادي و رشد بيان شد، چرا كه به ظاهر اين دو يكسان در نظر گرفته مي‌شدند اما در عمل رشد به معناي افزايش درآمد سرانه بود اما توسعه ابعاد كمي و كيفي اقتصاد را در نظر مي‌گرفت كه با ديگر ابعاد توسعه از جمله توسعه‌ي اجتماعي ارتباط بسيار نزديكي داشت.

نكته قابل توجه در اين مباحث، طرح مسئله‌ي حل توسعه‌ي اقتصادي است، اينكه توسعه اقتصادي چه مي‌خواهد، اهداف آن چيست،‌ در اين گزارش ما دو هدف براي توسعه اقتصادي ذكر كرديم، يكي افزايش ثروت و رفاه مردم جامعه و ريشه‌كني فقر و ديگري ايجاد اشتغال، كه اين هر دو مي‌توانند در اصل يكي باشند، اينكه زنان با رفتن به سر كار آيا به اقتصاد خانواده و اجتماع خود كمك مي‌كنند يا هزينه‌اي غير مستقيم بر دوش اين دو مي‌گذارند؟

شايد با رفتن به سر كار زنان ما ديگر بحث مالي برايشان كم اهميت مي‌شود، صرفه جويي‌هايي كه يك زن خانه‌دار دارد را رعايت نمي‌كنند، يعني به طور مثال زن خانه‌دار تا پايان ماه 300 هزار تومان خرجي را استفاده مي‌كند بدون احساس نياز به كمك خرجي، اما يك زن شاغل به خاطر هزينه‌ي نگهداري كودك در مهد، اياب و ذهاب خودش، استهلاك وسيله‌ي نقليه‌ شخصي و ... ماهيانه كمك هزينه هم نياز دارد!‌ و يا اينكه با اشتغال در مشاغل كم‌درآمد نيرو و انرژي خود را بيهوده هدر مي‌دهد و آرامش رواني يك زن خانه‌دار را ندارد!

اينها مواردي است كه بايد در بحث توسعه‌ي اقتصادي طرح، مشخص و از بين برود.

در ادامه به بيان موانع توسعه اقتصادي از نظر فرهنگي و اجتماعي پرداخته شد، ‌موانعي مانند ديد مردسالاري در جامعه، نحوه اجتماعي شدن زن و مرد، سقف شيشه‌اي در بازار كار براي زنان، قوانين ناظر بر حاكميت خانواده،

 و بعد راه‌كارهايي در زمينه‌‌ي برون رفت از اين معضلات پيشنهاد گرديد، كه مي‌توان به حمايت‌هاي دولتي و مردمي در زمينه‌ي تشكيل سازمان‌هاي مردم نهاد اشاره كرد و نيز راه‌كارهايي در زمينه‌ي گسترش سطح مهارت‌هاي زنان براي شركت در امر اقتصاد كه يكي از مهمترين موارد در اين زمينه است.

منابع:

  1. سيف‌اللهي، سيف‌الله؛ جامه شناسي مسائل اجتماعي ايران(مجموعه مقاله‌ها و نظرها)، تهران: موسسه جامعه‌پژوهان سينا، چاپ دوم، 1386.

 

  1. رهبري شندي، فاطمه؛ زنان، توسعه و تعدد نقش‌ها، تهران: مركز امور مشاركت زنان، 1380.

 

  1. توكلي، والا؛ پايان‌نامه: «بررسی موانع اجتماعی و فرهنگی اشتغال زنان ایران در دهه‌های اخیر»، استاد راهنما: دکتر حسین آقاجانی: fasleno.com

 

  1. شكربيگي، عاليه؛ نابرابري جنسيتي«لبه تيز تبعيض عليه زنان» در ايران، سايت نصور: 

http://www.nasour.net/?type=dynamic&lang=1&id=107

 

  1. «موانع اشتغال و كارآفريني زنان در ايران»، پايگاه جامع زنان ايران:

http://www.parswoman.com/view.aspx?tid=2&cid=22&sid=539

  1. بخشي، اميررضا؛ توسعه و  رشد اقتصادي و شاخص های عینی توسعه یافتگی:

http://www.afkarenow.com/mataleb/economic.htm

  1. محمدي، مقداد؛ اشتغال زنان و نقش آن در توسعه كشور:

http://www.hawzah.net/hawzah/Magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=%205823&id=58793

 

#تعامل #مشارکت زنان #توسعه اقتصادی #تنگناها

  • اشتراک گذاری
  • دسته بندی :مطالعات زنان
  • 27 تیر 1397
  • نویسنده:زهرا باقري
  • 1
  • 0

ارسال دیدگاه

CAPTCHA