آشنایی با نظام های امنیتی و دفاعی متداول در نظام بین الملل معاصر(2) - اندیشکده بین الملل

آشنایی با نظام های امنیتی و دفاعی متداول در نظام بین الملل معاصر(2)

Admin خرداد 20, 1398
Download PDF

نویسنده:حسین اژدر

دیباچه

اندیشکده روابط بین الملل: در ادامه متن قبل تحت عنوان “آشنایی با نظام های امنیتی و دفاعی متداول در نظام بین الملل معاصر” در این مجال به طرح مباحث دیگری تحت عناوین ؛امنیت همگانی،همه جانبه،همیارانه، خواهیم پرداخت .

در تعریفی سنتی و در عین حال علمی میتوان امنیت را عبارت از در معرض خطر نبودن یا از خطر محافظت شدن دانست و همچنین امنیت رهایى از تردید، آزادى از اضطراب و بیمناکى و داشتن اعتماد و اطمینان موجه و مستند نیز هست.

امنیت، خواه فردى، ملى یا بین المللى، در زمره مسایلى است که انسان با آن مواجه مى باشد.

امنیت به صورت وسیع، در مفهومى به کار گرفته شده که به صلح، آزادى، اعتماد، سلامتى و دیگر شرایطى اشاره مى کند که فرد و یا گروهى از مردم، احساس آزادى از نگرانى، ترس، خطر یا تهدیدات ناشى از داخل یا خارج را داشته باشند.

.[ میرعرب، مهرداد؛ ترجمه‌ی عبدالقیوم سجادى، نیم نگاهى به مفهوم امنیت، قم، فصلنامه‌ی علوم سیاسی، سال سوم، شماره ی9، 1379، صص 85- 80]

برداشت متفکران سیاسى از امنیت جهانى و امنیت بین‌المللى، همانند مفهوم امنیت، همواره با تحولات نظام جهانى، پویا و سیال بوده است.

 در مورد تعریف و مفهوم سازی امنیت نقاط مشترک قابل قبول در نزد دانشمندان علم روابط بین الملل و ستیزه شناسان بسیار کم تعداد است، تا جایى‌که به نظر برخى از و پژهش‌گران مى‌توان گفت؛ هیچ تعریفى درباره امنیت وجود ندارد که در آن اتفاق‌نظر باشد.

 این امر ناشی از این است که به واقع ماهیت پویا وسیال امنیت با پذیرش یک تعریف جامع و مانع در تعارض است.

نظام حاکم بر روابط بین‌الملل با ماهیت خاص به خود، در هر مقطع زمانى، تلقى متناسب خویش را از مفاهیم امنیت جهانى و امنیت بین‌المللى ارایه مى‌دهد.

[سجادى، عبدالقیوم؛ تإملى در نظریه‌هاى امنیت بین‌المللى (قبل و بعد از فروپاشى شوروى)، قم، فصلنامه ی علوم سیاسی، سال سوم، شماره ی 9،1379، ص 98]

در پی تحول ساختار نظام بین‌الملل، به واسطه فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، پرسش از روندهای اساسی‌ای که در دستور کار برنامه های امنیتی در سطح بین‌الملل قرار دارد دوچندان شده و مورد توجه بسیاری از تحلیلگران قرار گرفته است.

در این جهان آشوب ناک معاصر ،برنامه و برنامه های امنیتی نوین در نظام بین الملل، دربردارنده دو دستور کار اصلی می‌باشد. دستور نخست ناظر بر محتوای برنامه قدرت هژمون است و بر رقابت مثبت بین ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا دلالت دارد. دومین دستور ناظر بر حوزه‌های بروز منازعه بوده و از ورود خاورمیانه به متن تحولات امنیتی در قرن بیست‌ویکم خبر می‌دهد.

   بر پایه این فرضیه، گرایش نظام بین‌الملل به سوی ساختار هژمونیک و افزایش التهابات سیاسی ـ امنیتی در حوزه خاورمیانه، دو پدیده عمومی هستند که وقایع مهم قرن حاضر را شکل می‌دهند.

همچنان باید توجه خاص را به به این مطلب که ارزش ها مبنای امنیت هستند متمرکز کرد تاجایی که هرگونه تلاش امنیتی، در جهت حفاظت از آنها یا جلوگیری از تهدید علیه آنها است.

همانطور که پیشتر هم مطرح کردیم با فروپاشی نظام دو قطبی و تحول در نظام بین المللی گذار از مفهوم «امنیت بین المللی» به «امنیت جهانی» آغاز شد که تبعات بسیاری را در پی داشت.

 در پرتو امنیت جهانی که بازیگرانی جدید از جمله افراد، سازمان‌ های غیردولتی، جنبش های اجتماعی و هویت ها به عنوان متغییرهای نو وارد ،عرصه نظام بین الملل شده اند ،حیطه تهدیدات امنیتی آن چنان گسترش یافته که تاکنون در پیوستار خطی و بازگشت ناپذیر تاریخی دیده نشده است.

در این مقاله ضمن توضیح مفاهیم امنیت همگانی و امنیت همه جانبه،امنیت همیارانه وارزش های مورد توجه این رویکردها و سرچشمه های تهدید این ارزش‌ها و همچنین روش‌ های تامین امنیت ارزش های مرتبط به آنها مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته تا تبیینی مناسبتر از وضعیت امنیت در محیط بین المللی امروزی بدست آید.

«روندهای موثر در شکلگیری امنیت طی دوره جنگ سـرد، در دوران معاصر از اعتبار ساقط شده اند و البته که ساختاری کاملاً نوین  و مـبهم  جـایگزین آن گردیـده که مسلما اقتضاعات خاص خود را دارد»  در خصوص سـاختار آتـی امنیـت عبارت ساده ـ ولی تامل برانگیز «دونالد اسنو»( Donald Snow) حکایت از وجود دغدغهای بنیادین نزد بسیاری از تحلیلگران مسایل امنیتـی و نویسندگان این حوزه دارد که جـوهره آن را ایـن پرسـش شـکل مـیدهـد که:

 رونـدهای اساسی  که تکلیف امنیت در عرصه بینالمللی را مشـخص مـیسـازند، کدامنـد؟

درصورت پذیرش این ایده که تردید اندکی میتوان درصحت آن سراغ گرفـت لازم است تا محتوای ساختارهای نـوین امنیـت بـه بحـث گذاشت۸ شده و مهمتـرین موضوعاتی که احتمالاً در دستور کار برنامه امنیتی نظام بین الملل قـرار خواهـد گرفـت، استخراج گردد. نتیجه چنین پژوهشی از آن روی مهم است که مشخص میسـازد مرکـز ثقل تحولات امنیتی  که بر اساس آن ساختارهای مختلف امنیتی استوار خواهـد شـد کدامند.

پر واضح است که شناخت و درک ما از این موضوعات، میتواند سـمت و سـوی مطالعات نظری و پیشنهادهای عملی در حوزه امنیت ملی را مشخص سازد.

به تعبیر «جان مک گین»، (John G.Mc Ginn )روشهای راهبردی تماماً دستخوش تحول شده اند و بنابراین مـا در آستانه جهـانی تـازه قرار داریم که معادلات راهبردی آن با اصول، مبـانی و قواعـد پیشـین، ضـرورتاً و قطعا متفاوت است.

برای این منظور لازم میآید تـا نخسـت، سـناریوهای اصـلی در خصـوص سـاختار امنیت جهانی شناسایی و عناصر اصلی در آنها مشـخص شـوند و به تفکیک شرحی در خور در باب نظام های امنیتی معاصر به رشته تحلیل و نقد در آید.

در این مجال ضمن توضیح مفاهیم امنیت همگانی و امنیت همه جانبه،امنیت همیارانه وارزش های مورد توجه این رویکردها و سرچشمه های تهدید این ارزش‌ها و همچنین روش‌ های تامین امنیت ارزش های مرتبط به آنها مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته تا تبیینی مناسبتر از وضعیت امنیت در محیط بین المللی امروزی بدست آید.

و اکنون در باب نظام های امنیتی رایج در دنیای معاصر

نظام امنیت همگانی

هر چند تمرکز اولیه رویکرد امنیت همگانی بر ابزار نظامی امنیت قرار دارد، اما تعریف امنیت را نیز به حدی گسترش میدهد تا وابستگی متقابل امنیتی همه ی کشورهای موجود در نظام بین الملل را در بر گیرد. مفهوم امنیت همگانی نخستین بار در سال 1982 در کمسیون مستقل خلع سلاح و امنیت (the independent commission on disarmament and security issues)بیان گردید. (پس از ریاست اولاف پالمه، نخست وزیر سوئد بر این کمیسیون عموما نام کمیسیون پالمه به آن اطلاق میشود.)

این کمیسیون مرکب از شانزده نماینده از ناتو، سازمان پیمان ورشو، کشورهای بیطرف اروپایی، ژاپن، کشورهای جهان سوم بود. این کمیسیون با هدف یافتن جایگزینی برای ساختار اتحاد دوقطبی جنگ سرد تشکیل شد.

امنیت همگانی-بر اساس گزارش کمیسیون-به عنوان روند بلند مدت طراحی گردیده که هدف آن تغییر تفکری است که باعث بوجود آمدن و دائمی شدن رقابت تسلیحاتی ابر قدرتها گردید. یکی از پیش فرزهای اصلی آن این است که تسلیحات هسته ای سطحی از تعامل استراتژیک را میان دو ابر قدرت رقیب، آمریکا و شوروی، به وجود آورند که طی آن هیچ یک نمی‌توانست به بهای نابودی دیگری به امنیت دست یابد. یعنی ابزاری که هر یک به منظور تضمین امنیت خود در اختیار داشت، اگر به واقع مورد استفاده قرار میگرفت نهایتا باعث تخریب و انهدام هر دو طرف میگردید.

بنابراین، امنیت همگانی مبتنی بر این اصل است که در عصر هسته ای، در حالی که کشورها به لحاظ اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و نظامی به گونه ای فزاینده به هم وابسته اند، امنیت یک جانبه دیگر ممکن نبوده و به امنیت پاینده نمی توان از طریق رقابت تسلیحاتی که بدبینی دوجانبه را دامن میزند دست یافت. بلکه امنیت باید بر مبنای تعهد دوجانبه به بقای مشترک و احترام به ملاحظات مشروع امنیتی دیگران استوار گردد. از این رو کشورها نیازمند اتخاذ سیاست های امنیتی ای هستند که امنیت دیگر کشورهای منطقه ی مورد تهدید قرار نگیرد. بدین ترتیب، امنیت همگانی عمدتا معطوف به اصل دفاع غیر تحریک آمیز است.

دفاع غیر تحریک آمیز به جای نیروهای تهاجمی، صرفا به توسعه ی نیروهای نظامی دفاعی می پردازد. بدیهی ترین پیشنهاد برای این نیروی نظامی آن است که کشورها به حفظ یک ارتش حرفه ای ادامه دهند اما آن را با تسلیحات صرف دفاعی تجهیز نمایند، یعنی سلاحهایی که در چارچوب دفاع موئثر بوده و از قابلیت تهاجمی دوربرد برخوردار نباشند. در این حالت، کشورها برای یکدیگر تهدید محسوب نشده، اما برای دفع حملات احتمالی قابلیت کافی در اختیار دارند و علاوه بر این نیز مقاومت غیر نظامی ای سازماندهی شود که اگر دفاع متعارف شکست خورد در مقابل هر گونه اشغال کشور توسط یک کشور متخاسصم ایستادگی شود.

به طور کلی دفاع غیر تحریک آمیز و امنیت همگانی موقعیتی را فراهم می آورند که به موجب آن کشورها میتوانند سد واقع گرای وضعیت دشوار امنیتی را شکسته و از آن عبور میکنند. یعنی اقداماتی که یک کشور اتخاذ مینمایند تا امنیت (آمادگی نظامی) خود را افزیش دهد، بر امنیت دیگران تاثیر نمی گذارد.

اما این دفاع غیر تحریک آمیز به طور حتم برخی پیامدهای منفی را نیز داراست. اول، دراین نوع دفاع رژیم ها استراتژی را به اجرا در می آورند که به جای سیطره ی زور، تحت حاکمه ی رضایت عامه قرار دارد. از آنجا که دفاع غیر تحریک آمیز میزان بالاتری از مشارکت مردم را می طلبد، احتمال ندارد که رژیمهای سرکوب گر به این استراتژی روی آورند، چرا که این امر مستلزم تجهیز رزمی مردم خواهد بود و چه بسا این تسلیحات به منظور سرنگون ساختن رژیم حاکم مورد استفاده قرار گیرند. دوم، اگر دفاع غیر تحریک آمیز تنها از سوی تعداد اندکی از کشورهای منطقه اتخاذ گردد، مشکلات مربوط به آن باز هم ظهور خواهد کرد. کشورهایی که ساختار دفاعی غیر تحریک آمیز را بر می گزینند نسبت به حملاتی مانند آتش توپ خانه ی زمینی یا دریایی از خارج مرزها ی خود آسیب پذیر خواهند بود و به همین سبب، دفاع غیر تحریک آمیز ظرفیت تلافی جویی بسیار اندکی را خواهد داشت. احتمال آنکه این کشورها با دیگر اعضای منطقه اتحادهایی را تشکیل دهند نیز وجود ندارد، چرا که برای حمایت و پشتیبانی از دیگر اعضای اتحاد، چیز زیادی برای ارائه نخواهند داشت. در نهایت، اگر ماهیت بازدارندگی ساختار نظامی شکست بخورد، درگیری و نبرد همه ی سرزمین این کشورها را در بر گرفته و جمعیت غیر نظامی آنها را درگیر جنگ خواهد نمود.

نظام امنیت همه جانبه

امنیت همه جانبه در طول جنگ سرد گسترش یافت.

امنیت همه جانبه دو شکل عمده و اصلی دارد: یکی از آنها توسط ژاپن اتخاذ شده و دیگری توسط بسیاری از کشورهای آسیای جنوب شرقی “آس آن” گسترش یافته.

در اواخر دهه ی 1970 مفهوم امنیت همه جانبه پایه واساس خط مشی رسمی امنیتی ژاپنی ها گردید.

طراحان امنیت همه جانبه میکوشیدند تا امنیت ملی را فراتر از توجه صرف به نظامی گری سنتی گسترش داده تا امور اقتصادی و سیاسی را در ببر گرفته و امنیت را در سطوح داخلی دوجانبه، منطقه ای و جهانی مورد توجه قرار دهند.

این خط مشی همپنین پیامد امنیتی معاملات تجاری، به بویژه در ارتباط با صادرات فناوری با کاربرد دوگانه به کشورهای به اصطلاح«سرکش»را در بر میگرفت.

مفهوم دیگر و آسیایی امنیت همه جانبه نیز به تعریف امنیت گستردگی بخشیده تا اصول توسعه ی متوازن ملی را در همه ی ابعاد زندگی در بر گیرد؛ یعنی جنبه های ایدئولوژیکی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نظامی.

انعطاف پذیری ملی یک استراتژی درون نگر است که بر اساس آن یک کشور حالت انعطاف پذیری خود در مقابل تهدیدات امنیتی را با توسعه ی یک محیط با ثبات سیاسی و اقتصادی بین المللی تقویت مینماید.

سیاستهای انعطاف پذیری ملی و منطقه ای به این منظور طراحی میگردند تا از رژیم حاکم، نه همه ی شهروندان و خاک کشور، محافظت به عمل آورند. از این رو، هرچند باید گفت که انعطاف پذیری ملی از یک تاثیر مثبت بر ثبات رژیم برخوردار است، اما چون سبب میشود تا گروههای اقلیت نسبت به رژیم و اکثریتی که نماینده ی آن است حتی بیزارتر و بیگانه تر گردند، میتواند تاثیر منفی بر ملت سازی داشته باشد.

نظام امنیت همیارانه

امنیت همیارانه همانند امنیت همگانی و امنیت همه جانبه، تلاش می نماید تا به درک دو سویه بودن امنیت عمق بخشیده، تعریف امنیت را به ماورای ملاحظات سنتی نظامی گسترش دهد، تا نگرانی ها و امور مهم زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی را نیز در بر گیرد.

امنیت همیارانه بجای ارائه ی یک فرمول مشخص در خصوص نحوه ی ساختار بندی نظامهای امنیت منطقه ای، روندی تدریجی را شامل میشود که طی آن رفتار سیاست گذاران کشور نسبت به امنیت شکل گرفته و برای مفهومی از امنیت که مبتنی بر دیدگاه محدود نظامی است جایگزین هایی معرفی شود. امنیت همیارانه در این روند تلاش میکند تا رفتار تا رفتار کشور را از حالت رقابت با دیگر کشورها به شرایط همکاری با آنها تغییر دهد.

به واقع، امنیت همیارانه ابزاری برای مقابله با هراس و نگرانی های طولانی مدت یا ناگهانی فراهم می آورد، بر شک و تردیدی که قرین خطر پذیری سیاسی است غلبه می نماید، دیوارهایی که در پی دوره های استعماری، پیش از استقلال و جنگ سرد در میان جوامع، دولتها و کشورها بر پا شده بود را کوتاه می کند، و فراتر از محدوده ها و موانع فرقه ای و ملی گام نهد.

استفاده از عبارت «امنیت همیارانه»نگرشی سازنده گرایانه به امنیت منطقه ای را بر می انگیزد.

این اصطلاح «امنیت همیارانه»بیانگر مشورت و رایزنی به جای رویارویی، اطمینان سازی به جای بازدارندگی، آشکار سازی به جای پنهان کاری، پیش گیری به جای اصلاح و تعامل به جای یک جانبه گرایی میباشد. رویکرد امنیت همیارانه در راستای توسعه ی درکی همه گیر در مورد دوجانبه بودن امنیت-بر پایه ی اطمینان سازی و نه بازدارندگی-طراحی میشود.

توسعه ی اطمینان سازی همچنین میتواند مفری برای معضل امنیت که عنصر ذاتی در استراتژی های واقع گرای سیاست قدرت هستند را فراهم آورد. اطمینان سازی با «آشکار ساز» امور نظامی و اقدامات جلب اعتماد و امنیت توسعه می یابد.

با تبادل گزارشات اطلاعاتی، مبادله ی ناظران تمرینهای نظامی و بازرسی های مشترک از پایگا ههای نظامی شفافیت و آشکار سازی تحقق می یابد.

امنیت همیارانه مولفه های نظامی وغیر نظامی امنیت را با یکدیگر ترکیب مینماید. امنیت همیارانه در این جنبه با امنیت همگانی متفاوت است که نگرشی تدریجی تر را نسبت به توسعه ی نهاد ها ی چند جانبه مد نظر قرار میدهد. امنیت همیارانه رویکردی انعطاف پذیر است که امکان توسعه ی سیاستهای امنیتی غیر رسمی یا موردی، شامل تلفیق و یکی سازی اتحادهای دوجانبه ی موجود-به عنوان پایه و اساس توسعه ی یک ساختار امنیتی چند جانبه تر-را فراهم میسازد.

امنیت همیارانه برای تسهیل پیوندهای لازم در طیف گسترده ای از امور سیاسی اقتصادی و اجتماعی طراحی میشود. در این رویکرد تلاش میشود تا از طریق بحث، مذاکره، همکاری و مصالحه میان کشورهای منطقه، اعتماد سازی صورت پذیرد. توسعه ی امنیت همیارانه روندی تکاملی است که توسط یک طرح کلان هدایت نمی شود، بلکه به وسیله ی بنیانگذاران مجموعه ابزارهایی که هر یک به طور جداگانه به ایجاد اصول امنیت همیارانه یاری میرسانند تحقق می پذیرد.

یک عنصر مهم در فرآیند اعتماد سازی امنیت همیارانه توسعه ی ساز و کارهای موثر دیپلماسی پیشگیرانه است که میتواند موارد و موقعیت ها را قبل از آنکه به سطح بحران برسند، و به ویژه قبل از آنکه از آستانه ی خشونت بگذرند، شناسایی و مورد بررسی قرار دهد.

تدابیر اعتماد سازی را میتوان در راستای دو اولویت هدایت نمود:

آنهایی که استفاده از نیروهای نظامی را به عنوان ابزار سرکوب منع میکنند، و آنهایی که از احتمال حمله ی غافلگیرانه می‌کاهند.

دیپلماسی پیشگیرانه را میتوان از طریق شماری از رویکردهای متفاوت هدایت نمود، شامل گفتگوهای غیر رسمی، میانجی گری طرف ثالث و مصالحه.

تمرکز امنیت همیارانه بیش از هر چیز بر اجتناب از درگیری میان کشورها قرار داشته و بدین ترتیب معطوف به حفظ وضعیت موجود در میان و داخل کشورهاست.

نه تنها سازمانهای غیر دولتی می توانند در مدیریت بحرانهای بین المللی داخالت کنند، بلکه بازیگران غیر کشوری نیز میتوانند در مورد مسایل امنیتی، خواه داخلی و خواه خارجی، در بسیاری از مجامع بین المللی تریبونی برای سخن گفتن داشته باشند. البته این بدان معنا نیست که امنیت همیارانه دخالت خارجی در امور داخلی کشورها را مجاز می شمارد و یا حتی بر اشکال دموکراتیک حاکمیت اصرار می‌ورزد، بلکه هدف تنها آن است که نظرات بازیگران غیر کشوری نیز باید شنیده شود.

یک عنصر مهم همکاری همیارانه توسعه ی «عادت گفتمان و همکاری» در میان کشورهای منطقه است. گفتمان امنیتی «رده دو» یا غیر رسمی متمم و مکمل این روند می باشند، جایی که دانشگاهیان و مقامات عالی رتبه ی دولتی و نظامی(با پشتوانه ی فردی خود )گرد هم می آیند تا انواع گوناگون موضوعات امنیتی را مرود بحث و بررسی قرار دهند.

در واقع، در امنیت همیارانه تلاش میشود تا ساز و کارهایی را برای بررسی همه ی ملاحظات مربوط به بازیگران منطقه طراحی شود.

 2
اشتراک گذاری
Admin

Admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

موارد اخیراً مشاهده شده

بستن

هیچ پستی بازدید نشده است.

بازدید اخیر