انفجار در سرزمین صلح نوبل - اندیشکده بین الملل

انفجار در سرزمین صلح نوبل

سید عبدالمجید زواری دی 20, 1394
Download PDF

اگرچه هنوز علت و انگیزه عوامل این حملات مشخص نشده، اما بسیاری از کارشناسان سیاسی از ارتباط این موضوع با جهت گیری های اخیر این کشور در همراهی با ناتو در حمله به افغانستان و لیبی خبر می دهند.

سید عبدالمجید زواری

اندیشکده روابط بین الملل به نقل از خبرگزاری مهر – در حالی که برخی گروه های تندرو در نظر داشتند با نسبت دادن حوادث تروریستی نروژ به مسلمانان و معرفی آنها به عنوان عوامل حادثه، موج جدیدی از تبلیغات منفی علیه اسلام را راه اندازند با دستگیری یک مسیحی تندرو نروژی الاصل این تبلیغات تا حدود زیادی رنگ باخت.
اگرچه هنوز علت و انگیزه عوامل این حملات مشخص نشده، اما بسیاری از کارشناسان سیاسی از ارتباط این موضوع با جهت گیری های اخیر این کشور در همراهی با ناتو در حمله به افغانستان و لیبی خبر می دهند. این گمانه زنی ها در حالی است که هنوز هیچ گروه یا شخصی رسماً مسئولیت این بمبگذاری را بر عهده نگرفته و به اعتقاد برخی کارشناسان امنیتی نیز، هر چند عامل تیراندازی به تجمع جوانان دستگیر شده، اما با توجه به فضای آرام این کشور و پیش بینی نشدن تدابیر امنیتی قوی، شناسایی عوامل اصلی بمبگذاری بسیار دشوار خواهد بود.
عصر روز جمعه منابع خبری از انفجار بمبی قوی در یکی از ساختمانهای مرکزی اسلو که دفتر نخست وزیر نیز در آن واقع است خبر دادند که بر اثر آن تعدادی کشته و زخمی شدند. همزمان در یک اقدام دیگر تروریستی جوانی با تیراندازی به تجمع جوانان حزب کارگر که قرار بود نخست وزیر نیز در آن حاضر شود، دهها نفر را کشت و چندین نفر دیگر را هم زخمی کرد. در همین حال شبکه NRK نروژ نیز از دستگیری چند فرد مسلح دیگر توسط پلیس خبر داد.
دلایل زیادی برای علل وقوع این حوادث در کشور آرام نروژ مطرح می شود. برخی القاعده را مسئول این جنایت می دانند، گروهی آن را با کاهش محبوبیت حزب حاکم کارگر و ناکامی آن در تنظیم برنامه اقتصادی و رفاهی و سیاست خارجی مرتبط می دانند و برخی دیگر دلایل دیگری از جمله همراهی نروژ با ناتو در حمله به افغانستان و لیبی و یا سایه سنگین بحران اقتصادی اروپا را مطرح می کنند. اما آنچه مسلم است این پیام هشداری جدی برای همه کشورهاست که تروریسم مرزی نمی شناسد و حتی گریبان کشورهای آرام و مرفه منطقه اسکاندیناوی را هم خواهد گرفت.
نروژ در یک نگاه:
نروژ کشوری کوهستانی در غرب اسکاندیناوی است که نظام سیاسی آن پادشاهی مشروطه است. این کشور به دلیل بهره مندی از منابع عظیم نفتی دریای شمال به یکی از ثروتمند ترین و مرفه ترین کشورهای جهان در سالهای اخیر تبدیل شده است. این کشور همچنین از لحاظ شاخصهای توسعه انسانی نیز همواره جز برترین کشورهای جهان قرار داشته و در کل دارای نظام سیاسی آرام و با ثباتی است. این کشور در سال 1949 با یک تغییر رویه آشکار سیاست بی طرفی خود در نظام بین الملل را ترک کرد و رسماً به سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) پیوست. این در حالی است که نروژ تاکنون به اتحادیه اروپا نپیوسته است و در همه پرسی های مختلف نیز مردم این کشور مخالفت خود را با پیوستن به اتحادیه اروپا اعلام کرده اند. البته نروژی ها در سال جاری سیگنالهای مثبت تری برای عضویت به اتحادیه اروپایی ارسال کرده بودند و نظر سنجی ها نیز از کاهش مخالفت مردم با پیوستن به اتحادیه اروپا خبر می داد، با این حال با تشدید بحران اقتصادی و شیوع پیامدهای آن، مخالفتها بار دیگر از سر گرفته شد.
نروژ و اتحادیه اروپا
“همینگ اولاسن ” دبیر جمعیت “نه به اتحادیه اروپا “در این خصوص می گوید: بدبینی نروژیها به عضویت در اتحادیه اروپا روز به روز در حال افزایش است و مردم این کشور(نروژ) در خصوص عضویت در اتحادیه اروپا نگران هستند. ” اما سئوال اصلی اینجاست که چرا نروژیها از پیوستن به اتحادیه اروپا تا این حد نگران هستند؟ مگر پیوستن به اتحادیه اروپا و عضویت در این مجموعه چه عواقب و تبعاتی برای شهروندان نروژی به دنبال دارد؟
کلید واژه پاسخ به این سئوال را باید در “دولت رفاه”جستجو کرد. ساختار اقتصادی فعلی نروژ بر پایه دولت رفاه تمرکز یافته است. از این رو ادغام اسلو در اروپای واحد این ساختار را به صورت طبیعی درهم می شکند. از سوی دیگر، دولت نروژ در صورت پیوستن به اتحادیه اروپا در برابر مجموعه و دیگر اعضا تعهداتی اقتصادی خواهد داشت (مانند آنچه هم اکنون در یونان می گذرد) و همین موضوع ساختار دولت رفاه را مورد تهدید قرار می دهد.
نروژیها نمی توانند موقعیت برتر اقتصادی خود را نسبت به بسیاری از کشورهای دیگر اروپایی نادیده انگارند. اساسا هیچ یک از احزاب نروژی نیز نمی توانند مردم نروژ را در خصوص غلبه سیاست بر اقتصاد متقاعد کنند. نروژ به لحاظ سیاسی ظاهری آرام و بدون تنش دارد. تعریف سبدهای خانوار، بیمه و امکانات رفاهی در این کشورها حکم چرخه های تضمین کننده حیات دولتهای وقت را دارند. درآمد حاصل از نفت و منابع طبیعی نیز این چرخه ها را به صورت مستقیم تقویت می کند. بنابر این هرگونه تغییری در این حوزه می تواند مطلوبیت موجود را خدشه دار کند. این مسئله در حال حاضر نمود بیشتری دارد زیرا اتحادیه اروپا خود با بحران اقتصادی سختی روبروست.
نروژیها نگرانی هایی در خصوص پیوستن کشورشان به اتحادیه اروپا دارند که کاملا بجاست. از جمله اینکه ساختار مالی و اقتصادی نروژ با ساختار ترسیم شده در برخی کشورهای اروپایی تلاقی پیدا نکند و به عبارت بهتر، اسلو از دیگر بازیگران اروپایی تاثیرپذیری منفی رفاهی و اقتصادی نداشته باشد. در هر حال تلاشهای صورت گرفته در خصوص اقناع شهروندان نروژی برای پیوستن به اروپای واحد، به دنبال وقوع بحرانهای اقتصادی اخیر به شدت رنگ باخته و شکل گیری دوباره چنین اقناعی سخت و دشوار خواهد بود.
در حال حاضر نروژ عضو اتحادیه اروپا نیست، اما ارتباطات بسیار نزدیکی با این مجموعه دارد. همچنین نروژ عضو حوزه شنگن نیز محسوب می شود. در برهه فعلی وقوع بحران بدهی های مالی در اتحادیه اروپا به صورت مستقیم بخش صنایع نروژ را تحت تاثیر قرار داده و این روند در آینده نیز تشدید خواهد شد. هم اکنون کارکنان بخش صنایع نروژ در وضعیت سخت و دشواری قرار دارند. 85 درصد بخش صنایع نروژ به صورت مستقیم با معادلات اقتصادی اتحادیه اروپا تنظیم شده است. از این رو وقوع بحرانهای پایدار اقتصادی این بخش را تحت تاثیر خود قرار خواهد داد. ادامه بحران اقتصادی در اتحادیه اروپا منجر به افزایش بحران در بخش صنایع نروژ خواهد شد. بنابراین افراد بیشتری کار خود را در این بخش از دست خواهند داد. بنابراین طبیعی است که نروژیها از تاثیرگذاری بیشتر بحرانهای اقتصادی اتحادیه اروپا بر زندگی خود نگران باشند. حتی برخی صاحب نظران پا را از این فراتر گذاشته و انفجار بمب در تیراندازی اخیر را پاسخی روشن در اعتراض به عملکرد حزب حاکم و تسری بیشتر پیامدهای اجتماعی – سیاسی غرب به این کشور نسبتاً آرام می دانند.
تاثیر ماجراجویی نروژ در افغانستان در تشدید بنیادگرایی
برخی کارشناسان سیاسی نیز القاعده را مسئول این انفجارها دانسته و علت آن را همراهی نروژ با ناتو در حمله به افغانستان و لیبی می دانند. شایان یادآوری است نروژ همسو با سیاستهای ناتو، به بهانه مبارزه با طالبان نیروهای نظامی خود را به افغانستان فرستاد که این اقدام علاوه بر تحمیل هزینه سرسام آور اقتصادی، با خسارات انسانی فراوان همراه بوده است و افزایش این تلفات و شفاف سازی نکردن دولت محافظه کار در خصوص ادامه حضور این نیروها، افزایش نارضایتی مردم از دولت محافظه کار را در پی داشت.
شهروندان این کشور خواهان خروج از افغانستان و سپردن مسئولیت های امنیتی به افغانها هستند، اما در مقابل ینس استولتنبرگ نخست وزیر و احزاب ائتلافی نروژ سعی دارند کلیت حضور خود در افغانستان را به همکاری های جمعی ناتو نسبت داده و به این وسیله از خود سلب مسئولیت کنند. با این حال پس از افزایش حمله نیروهای طالبان به نیروهای نروژی، مردم از نخست وزیر انتظار داشتند برای خروج نیروهای این کشور و پیشگیری از کشته شدن آنها تدبیری بیندیشد، با این حال با وجود اعتراضات گسترده مردمی، وزیر دفاع نروژ بر ادامه ماموریت نیروهای نظامی نروژ در افغانستان تاکید کرد و همزمان با افزایش تلفات نیروهای نروژی مستقر در افغانستان، این موضوع به اصلی چالش دولت ائتلافی “ینس استولتنبرگ” تبدیل شده است و دولت محافظه کار را به بن بست سیاسی کشاند.
جمع بندی:
ریشه انفجارهای اخیر نروژ را شاید بتوان در دو بعد داخلی و خارجی جستجو کرد. در بعد داخلی همراهی دولت این کشور در حمله به افغانستان و لیبی و تحمیل تلفات انسانی و هزینه های هنگفت مالی به اقتصاد این کشور از یکسو، و رکود اقتصادی و پیامدهای بحران مالی غرب که کاهش سطح رفاه مردم این کشور که سالهاست به بالاترین سطح رفاه عادت کرده اند، سبب بی اعتمادی مردم به دولت نروژ و نارضایتی آنها شده است . مردم معتقدند صدها میلیون دلاری که صرف نگهداری نظامیان این کشور در افغانستان و لیبی می شود، باید در عرصه سیاست داخلی و بهبود اقتصاد این کشور هزینه شود.
در بعد خارجی نیز در صورت مقصر دانستن القاعده در این ماجرا، این موضوع باز هم ریشه در ماجراجویی های نروژ در افغانستان و لیبی دارد که به نوعی در راستای دیگر حملات علیه نظامیان نروژ ارزیابی می شود، البته با این تفاوت که با بی توجهی به هشدارهای پیشین این بار شهروندان غیر نظامی به جای نظامیان هدف قرار می گیرند. به هر حال به نظر می رسد همراهی نروژ با نظامی گری های آمریکا و کشورهای غربی با هر هدف و توجیهی که صورت گرفته باشد، پیامدهای ناگواری برای سیاستمداران این کشور داشته است و در صورت بی توجهی به این موضوع و ادامه چنین ماجراجویی ها شاید باید انتظار حوادثی به مراتب ناگوارتر را داشته باشیم؛ حوادثی نه صرفا از جنس تروریستی بلکه مشابه وقایعی که درگیر شدن در دو جنگ افغانستان و عراق برای اقتصاد و جامعه آمریکا به ارمغان آورده است.

 0
اشتراک گذاری
سید عبدالمجید زواری

سید عبدالمجید زواری

مدیر اندیشکده روابط بین الملل،مدیر مسئول ماهنامه اندیشه روابط بین الملل، پژوهشگر، کارشناس و تحلیلگر مسایل بین الملل، دانشجوی دکتری روابط بین الملل، آینده پژوه و مدرس دانشگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

موارد اخیراً مشاهده شده

بستن

هیچ پستی بازدید نشده است.

بازدید اخیر