دکترین تعامل سازنده در سیاست خارجی ایران و ژئوپلیتیک نوین عراق - اندیشکده بین الملل

دکترین تعامل سازنده در سیاست خارجی ایران و ژئوپلیتیک نوین عراق

Admin تیر 27, 1397
Download PDF

جایگاه ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک ایران در جهان و جایگاه ایدئولوژیک و ژئوکالچر آن در جهان اسلام باعث شده تا این کشور خواسته یا ناخواسته در متن تحولات مهم جهانی قرار گیرد.

راستینه احمد

چکیده:

 اندیشکده روابط بین الملل _ جایگاه ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک ایران در جهان و جایگاه ایدئولوژیک و ژئوکالچر آن در جهان اسلام باعث شده تا این کشور خواسته یا ناخواسته در متن تحولات مهم جهانی قرار گیرد؛ ژئوپلیتیک ایران به علت قرار گرفتن در منطقه ای از جهان با حساسیت های امنیتی – سیاسی حاکم بر آن همواره دستخوش تغییرات عمده ای بوده است، بگونه ای که در راستای تامین توسعه، رفاه، امنیت و ارتقاء منزلت بین المللی در راستای تحقق اهداف سند چشم انداز خود همواره در مسیر انتخاب های دشواری قرار داشته، بگونه ای که نیازمند بررسی و تحلیل پیوسته ژئوپلیتیکی خود و کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای می باشد تا بتواند با اتخاذ یک تعامل سازنده و موثر در سیاست خارجی خود با حداکثر سازی فرصت های خلق شده، تهدیدات ناشی از تغییرات ژئوپلیتیکی پیرامون خود را به حداقل رسانده و مخصوصا از فرصت برآمده در مرزهای غربی خود به استفاده مطلوب از مولفه های ژئوپلیتیک نوین عراق جهت منافع ملی خود اقدام نماید.

واژگان کلیدی: دکترین تعامل سازنده، ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک، سند چشم انداز

مقدمه:

هر کشوری جهت دستیابی به اهداف برنامه ریزی شده در راستای تامین رفاه، امنیت و منزلت درخور توجه در مقایسه با کشورهای پیرامونی خود به تدوین استراتژی های مختلف نیاز دارد، ایران نیز به منظور بالا بردن توان و منزلت خود در مقایسه با کشورهای منطقه به تدوین سند چشم انداز پرداخت، تا با نشان دادن افق آینده استراتژی های چندگانه را با عملکردهای بین بخشی پیوند زند و مسیر توسعه داخلی را در راستای تعاملات بین المللی و منطقه ای نمایان سازد اما این مهم نیاز به تدوین یک سیاست خارجی پویا دارد تا با برقراری روابط موثر و تعامل سازنده با کشورهای منطقه و قدرت های فرامنطقه ای بتوان نقش و جایگاه خود را در منطقه جهت نیل به اهداف سند چشم انداز که قرار گرفتن در جایگاه برتر منطقه ای است ارتقاء بخشد.

تحولات اخیر جهانی ومنطقه ای مخصوصا پس از واقعه یازدهم سپتامبر باعث شده تا ایران در تمام حوزه های ژئوپلیتیکی مجاورش دارای نقش موثر شود به خصوص تحولات اخیر عراق که فرصت های جدیدی را برای ایفای نقش ایران در منطقه خلق نموده، هرچند این تغییرات می تواند حامل تهدیداتی نیز باشد بنابراین آنچه امروز برای سیاستمداران ایرانی حاز اهمیت است ؛ اولا شناخت ژئوپلیتیک نوین حوزه های ژئوپلیتیکی پیرامون ایران مخصوصا ژئوپلیتیک نوین حوزه غرب (که می توان از آن با نام خاورمیانه کوچک  یاد کرد). ثانیا طراحی دکترین تعامل سازنده و موثر در روایط بین المللی ایران  با کشورهای منطقه و جهان جهت حداکثر سازی فرصت های خلق شده و حداقل سازی تهدیدات آینده .

اما طراحی این دکترین نیازمند شناخت مولفه های ژئوپلیتیکی ایران در حوزه های ژئوپلیتیکی مجاورش می باشد. و همچنین باید با نگاهی واقع بینانه به حضور قدرت های فرامنطقه ای (مخصوصا ایالات متحده امریکا) در منطقه تلاش نمود تا با  ایجاد یک ائتلاف نانوشته میان کشورهای منطقه، در برابر  افزایش نقش مداخله گری امریکا مقابله نمود.

این مقاله درصدد است الزامات دکترین تعامل سازنده در سیاست خارجی ایران با عراق را با نگاهی به ژئوپلیتیک نوین آن بررسی نماید.

مبانی نظری تحقیق ؛

ژئوپلیتیک در مفهوم امروزی خود بر روی تکامل جهان سیاسی، به مثابه سیستمی به هم وابسته و پیوسته در سطوح مختلف محلی ، ملی و بین المللی تمرکز یافته است و توجهات را به سوی دیگر مطالعات ژئوپلیتیکی یعنی نیروهای فراملی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جلب می نماید (لاکوست، 1378: 15). تاثیر عمیق ژئوپلیتیک بر تحولات نظام جهانی باعث گردیده تا برخی از اندیشمندان، قرن بیستم را قرن ژئوپلیتیک نام نهند (اتوتایل و دیگران، 1380:19). کمتر حادثه یا رویدادی را می توان در این قرن سراغ گرفت که به نحوی متاثر از ژئوپلیتیک نبوده باشد. در راس همه مسائل جنگ سرد و سیاست های استعماری ، تلاش قدرتهای بزرگ برای سلطه بر کشورها و نقاط استراتژیک جهان قرار داشت. (خالدی،111 – 153 : 1385) . حتی پایان جنگ سرد و فروپاشی شوروی نیز نتوانست از اهمیت مسائل ژئوپلیتیکی بکاهد و بسیاری از اندیشمندان برای توصیف وضع جهان پس از جنگ سرد، باز به نظریه های مرتبط با ژئوپلیتیک متوسل شدند. این تلاش ها و مطالعات که در پیوند نزدیک با قدرت بودند با طرح تئوری پایان تاریخ “فوکویاما”  Fokuama,1989:89)) . آغاز و با نظم نوین جهانی ” جرج بوش” و تئوری جنجال برانگیز “ساموئل هانتینگتون” یعنی برخورد تمدن ها Huntington,1993:119)) ادامه یافت و باید پذیرفت که انتخاب ” شعار تغییر” توسط “اوباما” رئیس جمهور جدید امریکا مقدمه ای است برای خلق تئوری نوینی که قطعا مولفه های ژئوپلیتیک در آن نقشی به سزا خواهند داشت. در قرن بیست و یکم، جهان بیشتر از پیش شاهد اثر گذاری ژئوپلیتیک بر محیط بین الملل خواهد بود. البته مشخص است، پیوند عمیق میان قدرت و مولفه های ژئوپلیتیکی از یکسو  و نقش قدرت به عنوان متغیر میانجی در رابطه بین ژئوپلیتیک و روابط بین المللی از سوی دیگر ، باعث شده تا سیاستمداران جهت حداکثر سازی منافع ملی خود و رفع تهدید های بین المللی به شناخت مولفه های ژئوپلیتیکی خود و سایر کشورها اقدام نمایند، و از آنجا که از قدرت ،به عنوان موتور محرکه نظام بین الملل و هدف اصلی رفتار دولت ها یاد می شود و مهم ترین خصیصه آن پویایی است Goldestin,1999:55-59) )، این خصیصه باعث می شود تا نقش عوامل ژئوپلیتیکی بر تعریف قدرت بسیار حائز اهمیت شود و این ویژگی باعث می شود تا جایگاه کشورها در سلسله مراتب قدرت در نظام بین الملل منوط به بهره برداری آنها از مولفه های ژئوپلیتیکی خود و حوزه های پیرامونی گردد. در اصل هدف نهایی ژئوپلیتیک از تشریح ساختار روابط بازیگران و چارچوب های جغرافیایی قدرت، ارائه این دید به سیاستگذاران است که منابع قدرت حاصل برایند چه عناصری هستند و چگونه بر شکل گیری سیستم ژئوپلیتیکی جهانی و روابط قدرت در سطح کروی و منطقه ای و نیز مناسبات بین المللی تاثیر می گذارد(عزتی،12 – 11 ، 1384) ژئوپلیتیک برای دستیابی به یک سیاست خارجی اثر بخش و کارآمد بر شناسایی محدودیت ها و امکانات بوجود آمده از وضعیت و موقعیت های در حال تحول منطقه ای و جهانی تاکید دارد . لذا جمهوری اسلامی ایران باید برای اتخاذ دکترین تعامل سازنده و موثر در سیاست خارجی خود به مولفه های ژئوپلیتیکی خود و حوزه های پیرامونی خود بسیار توجه کند و فراموش نکند که این کشور در «چهارراه حوادث» جهان واقع گردیده و امکان اتخاذ سیاست بی طرفی از سوی آن در رویدادهای مهم منطقه ای و جهانی غیر ممکن است و البته تجربه تاریخی خود در اتخاذ سیاست بی طرفی در دو مقطع از تاریخ یعنی، جنگ جهانی اول و دوم را فراموش نخواهد کرد که در هر دوبار از سوی قدرت های اصلی درگیر جنگ ، نادیده گرفته شد.(نقیب زاده، 170 – 65 : 1384 ) لذا اکنون که ایالات متحده امریکا در صدد است تا دامنه جغرافیایی کشورهای تشکیل دهنده خاورمیانه را تا جایی که خطوط بنیاد گرایی و یا از دید امریکا “تروریسم ” ادامه می یابد، گسترش بخشد( مجتهد زاده ، 199 – 197 :1381) و از فرصت یازدهم سپتامبر 2001 م، در راستای تحقق «تئوری نظم نوین جهانی» خود بهره مند گردد و به همین منظور با لشکرکشی به این منطقه و ایجاد یک وضعیت امنیتی به دنبال حضور بلند مدت خود در منطقه است. جمهوری اسلامی ایران ناگزیر از تعریف نوعی از سیاست خارجی خود بوده تا از این وضعیت امنیتی که با منافع  ایالات متحده امریکا گره خورده و منطقه پیرامونی ایران را در کانون معادلات جهانی قرار داده است ( افتخار 44 – 40 :1384 ) حداکثر بهره برداری را در کسب منافع ملی خود در قالب یک دکترین تعامل سازنده نماید و البته این فرصت بیش از پیش در حوزه غرب ایران و ژئوپلیتیک نوین عراق مهیا می باشد.

روش تحقیق:

این تحقیق به دنبال آزمون و ارزیابی فرضیه زیر است:

ژئوپلیتیک نوین عراق ، اقتضا می کند که جمهوری اسلامی ایران برای حداکثر سازی منافع ملی خود به اتخاذ یک دکترین تعامل سازنده در سیاست خارجی خود مبتنی بر مولفه های ژئوپلیتیک نوین عراق اقدام نماید.

 اطلاعات مورد نیاز برای انجام این تحقیق با استفاده از روش کتابخانه ای و اینترنتی گرد آوری شده است و سعی شده تا معتبرترین و جدید ترین اطلاعات آماری و غیر آماری بکار گرفته شود. به منظور ارزیابی و آزمون فرضیه مذکور و تجزیه و تحلیل داده های تحقیق از روش توصیفی – تحلیلی استفاده شده است.

یافته های تحقیق :

1.     فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی،  تعادل ژئوپلیتیکی جهان را به هم زد و فرصتی برای ایالات متحده فراهم نمود تا در نبود رقیب، نظم نوین مورد علاقه خود را در جهان شکل دهد. (حافظ نیا، 52، 1385)

2.     بسیاری از نظریه پردازان، فروپاشی شوروی را مقدمه ای برای ورود جهان به عصر شکل گیری نظام تک قطبی در نظام بین المللی نامیده اند. (معین الدینی ، 139 ، 1385)

3.     تئوری پردازان از ” فوکویاما” که کتاب پایان تاریخ را نگاشت تا نویسندگانی همچون ” فرید زکریا ” به ترویج این ایده پرداخت که «فقط یک ایدئولوژی بر جای مانده و آن سرمایه داری لیبرال دموکراتیک است و همچنین یک تشکیلات فراگیر جهانی وجود دارد که همان ایالات متحده است» .( ایکنبری، 18 – 15 ، 1383)

4.     مقامات ایالات متحده امریکا در دو مرحله سخنانی همچون “ناپلئون” که هدفش از فتح مصر را ” بازستاندن حقوق مصریان از جباران” نامیده بود، ( خالدی، 16، 1380) بر زبان راندند . یکبار سال 1991 م، وقتی بوش پدر آماده حضور در منطقه خلیج فارس می شد اعلام نمود: «امید بشریت به ما معطوف شده است، ما امریکایی بوده و مسئولیت منحصر به فرد تامین آزادی به عهده ماست.» ( اتوتایل، 1380 : 253) و بار دیگر در سال 2001 م، در پی حوادث یازدهم سپتامبر از زمانی که بوش پسر اعلام داشت: «هر کشور در هر منطقه ، اکنون باید تصمیم بگیرد یا با ماست یا با تروریست ها» www.whitehouse.gov)) و اینگونه شد که در این مبارزات ، ایالات متحده امریکا خود را رهبر ” دنیای خیر” در برابر “دنیای شر” خواند. (عزیزی، سید مجتبی، 1381:838)

5.     در حالی که صاحبنظران شکل گیری “گفتمان جهانی شدن” را پایانی بر مفهوم «قلمروهای مرزی» می دانستند و با پایان دانستن مقوله « نظام دولت سرزمین» تئوری “دهکده جهانی” را عملیاتی شده متصور بودند و آن را پایان حوزه مطالعات سنتی ژئوپلیتیک درباره مفهوم «مرز» می دانستند. (رسول افضلی، 156 ص 1385) به ناگاه با تولد ژئوپلیتیک نوینی از عراق و قدرت یابی دشمنان ایدئولوژیک خود در آن دریافتند؛ برای بهره برداری از منابع انرژی این کشور و یا ایجاد یک رابطه تجاری با آن نه تنها باید حاکمیت سیاسی عراق  را در محدوده مرزهای آن  بپذیرند بلکه باید در ظل قدرت خود به قدرتهای منطقه ای بویژه ایران نیز توجه نمایند به عبارتی باید دیگران را نیز در تقسیم غنایم خود شریک سازند.

6.     هرچند پس از حادثه یازدهم سپتامبر «امنیتی کردن محیط بین الملل  در اولویت برنامه های سیاست خارجی کشورهای توسعه یافته قرار گرفت». ( اسنایدر ، 176، 1384) اما همین فضای امنیتی فرصتی شد تا نقش قدرت های منطقه ای ازجمله ایران در مسایل بین المللی برجسته گردد.

7.     حادثه یازدهم سپتامبر باعث شده تا ژئوپلیتیک با مفهوم امنیت گره بخورد. براین اساس تحولات ژئوپلیتیکی در نظام بین الملل جدید معطوف به مقوله امنیت، و فرایند تامین امنیت مستلزم ایجاد تحولات ژئوپلیتیکی در سطوح مختلف ملی ، منطقه ای و  بین المللی است .(براون و شلی، 15، 1383) .لذا آنچه در مولفه های دکترین تعامل سازنده در سیاست خارجی نقش اساسی ایفا خواهد نمود؛ “فرایند تامین امنیت در سایه تحولات ژئوپلیتیکی” است.

8.     ایالات متحده امریکا به دنبال تغییر نقشه ژئوپلیتیک عراق ، اقدام به اشغال آن نمود و تلاش می کند تا با “شکل گیری دولت مستقل کردستان که هم اکنون زمزمه های ایجاد آن در بین کردهای منطقه و بویژه برنامه های سیاسی احزاب عمده کرد، در عراق و همچنین ترکیه شنیده می شود”. (ملا عمر عیسی، 218، 1380) علاوه بر آنکه اهداف اقتصادی نظام بین الملل جدید در انتقال نفت ، بین آسیای مرکزی و خلیج فارس تامین می شود. دو دولت ایران و سوریه را با چالش های مرزی عمده ای مواجه کند.

9.     ایالات متحده امریکا در صدد است تا باری دیگر از نقش ممتاز فناوری اطلاعات و ارتباطات که باعث جهانی شدن سرمایه، ایدئولوژی و فرهنگ گردیده و سرنوشت مکان ها را به یکدیگر نزدیک ساخته و اشکال جدیدی در خصوص اتفاق نظر سیاسی بین مکان ها بوجود آورده است، استفاده نماید و البته در چنین فرایندی به دنبال آن است تا هویت جوامع دستخوش تغییراتی شوند که با ساختارهای جدید انطباق یابند. ( کلاه مال همدانی، 1381). لذا همانگونه که قبل از اشغال عراق توسط امریکا ، اذهان مردم عراق به تسخیر پیام های الکترونیکی بزرگترین دارنده شبکه رسانه ای دنیا درآمده بود، اکنون نیز امریکا درصدد تغییر هویت جامعه عراق بصورت نرم و خزنده می باشد و اینجاست که ضرورت توجه به ایجاد بهم پیوستگی در ژئوپلیتیک تشییع در دکترین تعامل سازنده در سیاست خارجی ایران ضروری می نماید و این، نیازمند یک تعامل و ارتباط مستمر میان فرهنگ شیعیان ایران با عراق است و اماکن زیارتگاهی هردو کشور بهترین مولفه ایجاد این بهم پیوستگی است.

تحلیل یافته های تحقیق :

ژئوپلیتیک نوین عراق و الگوی دکترین تعامل سازنده ایران :

اشغال عراق توسط ایالات متحده امریکا به تولد ژئوپلیتیک نوینی از عراق منتهی شده که حامل فرصت ها و چالش هایی برای جمهوری اسلامی ایران است لذا اول از همه باید دید سیاست خارجی ایران در چه الگویی می تواند به استفاده از این فرصت ها و رفع چالش ها ارائه گردد؟ لذا ابتدا تعریفی از دکترین سازنده ارائه می گردد.

دکترین تعامل سازنده؛ سیاستی فعال، پویا، تاثیرگذار، جهت دار، منطبق بر مولفه های ژئوپلیتیک با خاصیت هم پوشانی نقاط ضعف و قوت منطقه، که با شناختی دقیق از معادلات سیاسی و تحولات ژئوپلیتیکی تلاش دارد تا ایران را به عنوان بازیگری قدرتمند در صحنه روابط بین الملل و گزینه ای بی بدیل در حفظ و ثبات منطقه، معرفی نماید. این سیاست در سطوح مختلف جهانی، جهان اسلام، منطقه و سطح ملی باید اعمال گردد.

آنچه در این مقاله ، هدف ما از دکترین تعامل سازنده است محدوده حوزه غرب ایران، مخصوصا عراق می باشد.

مولفه های دکترین الگوی تعامل سازنده ایران با کشور عراق :

از سال 1960 م، به این سو ، کانون تهدید ملموس و واقعی بیرونی ایران، عراق بوده است. روابط دوکشور از این زمان تا سال 1975 م، تیره و متشنج بود و پس از آرامش کوتاه مدت پنج ساله که ناشی از قرارداد1975 الجزیره بود، در نهایت دو کشور وارد طولانی ترین تجربه جنگی قرن بیستم پس از جنگ ویتنام شدند، جنگی که تا ژانویه 2001 م، همچنان دو دولت را در یک آتش بس طولانی قرار داده بود.(کریمی پور 34 :1380) . از طرف دیگر عراق ، یکی از مهمترین عوامل عملیاتی نمودن بخش عمده ای از تضادها و تعارضات  ایران و اعراب بوده است. به عبارت دیگر عراق تا قبل از فروپاشی رژیم بعث تلاش می نمود تا در خط مقدم ایران و اعراب قرار گیرد؛ لذا اگر به اعتقاد ” گراهام فولر” ژئوپلیتیک برجسته ایران باعث شده تا از آن بعنوان “قبله یا مرکز عالم” یاد کنند (فولر، 1373:48) و عراق از نظر ژئوپلیتیکی در خط مقدم ایران و اعراب قرار گرفته است.پس باید پذیرفت که عراق می تواند نقش یک شریان حیاتی برای این قبله عالم جهت تاثیر گذاری بر جهان عرب را برعهده بگیرد.

تضادهای سیاسی میان ایران و عراق که ریشه در تعارضات فرهنگی و تاریخی دو کشور داشت بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، به نقطه اوج خود رسید. روندی ایجاد گردید که زمینه های منازعه در ابعاد سیاسی،اجتماعی  امنیتی ونظامی را فراهم نمود. قدرت های بزرگ توانستند روند یاد شده را تشدید نمایند. جلوه هایی از همکاری گرایی امریکا و اتحاد شوروی با عراق بوجود آمد و این منجر به شکل گیری جنگ هشت ساله شد؛ جنگی که در آن، عراق به دنبال رفع آسیب پذیری ژئواستراتژیک خود یعنی عدم دسترسی مناسب به دریا ، به عنوان بزرگترین تنگنای جغرافیایی خود بود.(کریمی پور، 1380، ص 34)

هم اکنون دولت عراق با بحران های متعددی روبرو می باشد . امریکایی ها تلاش دارند تا روند دولت سازی را در عراق براساس مدل امریکایی تحقق بخشند.شرایطی ایجاد شده است که می توان نشانه های جدال استراتژیک در روابط امریکا و کشورهای همسایه عراق بویژه ایران را مشاهده نمود. در شرایط موجود، اجرایی سازی الگوی تعامل سازنده با عراق، تحت تاثیر مولفه های متعددی می باشد که علاوه بر در نظر گرفتن ملاحظات سیاست خارجی ایران، یعنی هم ملاحظات ملی در محدوده سرزمینی و هم ملاحظات فراملی به گستردگی سرزمین اسلام، (حاجی یوسفی، 1384، صص 68 – 66) باید واقعیت حضور ایالات متحده در منطقه را نیز بعنوان مهمترین مداخله گر فرامنطقه ای پذیرفت اما باید توجه نمود که به هر میزان، امریکا از قابلیت بیشتری در عراق برخوردار شود ، به همان میزان مداخلات نظامی آن کشور در حوزه پیرامونی مرزهای عراق نیز افزایش خواهد یافت. در چنین شرایطی اگر روندی مورد ملاحظه قرار گیرد که بر مبنای آن، زمینه های تعارض استراتژیک امریکا با سایر کشورها از جمله جمهوری اسلامی ایران افزایش یابد ، این امر با اهداف ایران از تعامل سازنده در حوزه منطقه ای در تعارض خواهد بود. لذا بطور کلی ، از مهمترین مولفه های دکترین تعامل سازنده ایران با عراق؛ شکل گیری همکاری و مشارکت گرایی بین دو کشور جهت تبادل فرهنگ سیاسی و اتصال طبقه های اجتماعی دو کشور است. این امر نیازمند شرایط و شکل گیری مولفه های زیر خواهد بود:

الف)  بهره مندی از ژئوپلیتیک فضایی عراق به منظور اتصال فرهنگ سیاسی دو ملت :

یازده سپتامبر 2001 م، آغازی بود برای شکل گیری استراتژی های منطبق با ژئوپلیتیک امنیتی ایالات متحده امریکا که بیانگر عبور از ژئوپلیتیک کلاسیک و نظریه های جهانی بود. این حادثه باعث شد تا از دل ژئوپلیتیک نوین که با قدرت یکپارچه شده ایالات متحده بر جهان سیطره یافته بود، ژئوپلیتیک فضایی متولد شود و ایالات متحده تلاش نمود تا به مدد فناوری اطلاعات و ارتباطات در تغییرات جغرافیایی جهان، گام های اساسی بردارد. آمادگی اذهان بافت های مختلف اجتماعی ملت عراق برای پذیرش حضور ایالات متحده در عراق جهت سرنگونی دولتشان را باید موفقیت اهرم های اطلاعاتی و فناوری ایالات متحده دانست لذا سقوط رژیم بعث عراق را قبل از آنکه بدلیل استبداد صدام دانست باید بدلیل شکل گیری جامعه شبکه ای تحت سیطره قدرت اطلاعاتی ایالات متحده – دموکراسی الکترونیک – دانست. نارضایتی مردم از حاکمیت، فرصتی بود تا جامعه اطلاعاتی ایالات متحده امریکا، مردم عراق را بعنوان یک شهروند جهانی بپذیرد و مقدمات حضور خود را بعنوان ناجی ملت عراق در اذهان ملت عراق، فراهم سازد. ژئوپلیتیک فضایی که فصل نوین آن از یازدهم سپتامبر آغاز گردید بیانگر این واقعیت بود که ژئوپلیتیک, همانقدر که به موضوعات همکاری و تشنج زدایی علاقه مند است به کاربرد زور و به بازی مکر و حیله نیز علاقه مند است( عزتی، 1371، 30) بازی که قربانیان، خود نقش اول آن را بعهده می گیرند . تلاش ایالات متحده برای اشغال عراق ثابت نمود که ژئوپلیتیک هزاره سوم ، هدف خود را در فضای جغرافیای طبیعی دنبال می کند. Korinman , 1990 : 15)) .

امروز مهمترین نکته در دکترین سیاست خارجی ایران جهت تعامل سازنده با عراق اشغال شده، توجه به این مهم است که امروز اشغال سرزمین ها با اتکا به انحصار قدرت شبکه اطلاعات و دسترسی به اطلاعات دیجیتال در سطح جهانی، آسان شده است. در چنین فرایندی هویت جامعه ، دستخوش تغییراتی می شود تا با ساختارهای جدید انطباق یابد. (کلاه مال همدانی، 1381، ص 7) . لذا باید اشغال سرزمینی عراق را مقدمه ای برای اشغال فضای مجازی این جامعه دانست. اگر تغییر و تحول در فرهنگ سیاسی ، اجتماعی عراق ناگزیر از تاثیر پذیری از الزامات سرزمینی گردد، با تغییرات مجازی در فرهنگ سیاسی مردم عراق ، اسلام جدای از سیاست یا به عبارتی اسلام امریکایی را بر آن جامعه سیطره خواهد بخشید. به گونه ای که این جامعه در آینده ، در راستای اسلام سکولار حرکت نماید؛ لذا ایران برای جلوگیری از بروز این ژئوپلیتیک ناگزیر از تلاش برای تسخیر فضای مجازی حاکم بر این کشور است. بنابراین از مهم ترین مولفه های الگوی تعامل سازنده در سیاست خارجی ایران در عراق، باید تلاش برای حداکثر سازی مشارکت و همکاری بین دو دولت و ملت باشد بگونه ای که با اتصال فرهنگ سیاسی دو ملت ، الگوی اسلام سیاسی در ملت عراق نهادینه گردد. استفاده از اماکن زیارتی بعنوان منبع اصلی و الهام بخش اسلام سیاسی باید به نحو احسن در الگوی سیاست خارجی ایران ، ایفای نقش نماید. باید توجه نمود که غفلت از این مهم در الگوی سیاست خارجی ایران در آینده ، حاکمیت شیعی نوینی منطبق بر اهداف امریکایی در مجاورت ایران شکل خواهد داد که به مراتب  تهدید آن از رژیم بعث عراق بدلیل همراهی امریکا و به چالش خواندن حاکمیت شیعی ایران ، بیشتر خواهد بود.

ب‌)     تداوم چالش های منطقه ای و ساختاری در عراق :

اگر چالش های فراروی امریکا افزایش یابد در آن شرایط می توان نشانه های مشخصی از انعطاف امریکا در برابر  فرایندهای منطقه ای را مشاهده نمود. در چنین شرایطی می توان تاکید داشت که فرایند های چالش زا منجر به کاهش مداخله گری امریکا در این حوزه گردد.(محمدی و متقی، 1385، 154) بنابراین جمهوری اسلامی ایران باید تلاش کند شرایطی را در روند دیپلماتیک ، مورد پیگیری قرار دهد که منجر به همگرایی کشورهای منطقه ای برای چالش آفرینی در برابر مداخله گری امریکا گردد. البته نباید فراموش کرد که مردم عراق ، خود بهترین گزینه در این خصوص هستند. شکل گیری اعتصابات، راهپیمایی ها بر علیه اشغال سرزمینشان مخصوصا با فراخوانی علما جهت تبیین نقش و جایگاه مرجعیت در شکل بخشی بر خواسته های مدنی و سیاسی باید جزء رئوس این برنامه باشد.

پ)  تلاش برای افزایش نقش آفرینی نوین شیعیان در عراق :

دولت ملی عراق ، از زمان تاسیس آن در سال 1920 م، به علت پسا استعماری بودن جهت تامین امنیت و ثبات داخلی، بطور مستمر با معضلاتی مواجه بوده است. پس از استقلال عراق در سال 1924 م، به دلیل وجود ریشه های فرهنگی و تاریخی در جامعه سنتی این کشور ، حکومت مدرن به سبک اروپایی در آن شکل نگرفت. Zubaida , 1989 : 131- 137) )

در  تقسیم بندی عراق از نظر قومی – مذهبی این کشور را می توان به دو منطقه تقسیم کرد:

1.     نیمه جنوبی عراق: از بغداد به سمت جنوب شرقی ، اکثریت با اعراب شیعه است.

2.     نیمه شمالی عراق: سنی مذهب هستند که اعراب سنی در بخش غربی و کردهای سنتی در بخش شرقی ساکن هستند. (ویلی، 1363، صص 22 – 21)

اکثریت جمعیت عراق را اعراب  – 80 – 75 درصد – و مابقی را گروه های غیر عرب همچون کردها (%19) و ترکمن ها (%2) تشکیل می دهند. از کل جمعیت عراق %60 شیعه، %33 سنی و مابقی را سایر اقلیتها تشکیل می دهند. (کیسین  170: 1381) با وجود این ، در طول چند قرن گذشته، فرصتی برای نقش آفرینی شیعه در عراق وجود نداشته است، لذا حمایت از شیعیان باید بعنوان یکی از اصلی ترین اهداف استراتژیک ایران در عراق باشد. هرچند تمامی کشورهای عربی از ایران بعنوان عامل برهم زننده ثبات منطقه اتی یاد می کنند ، اما این خود بیانگر آن است که شیعیان می توانند نقش موثری در آینده سیاسی عراق و خاور میانه ایفا نمایند. اما باید توجه نمود که روند حمایت از شیعیان عراق می بایست براساس الگوهای نرم افزاری انجام پذیرد. تاکید بر ادبیات مشارکت گرا و حمایت از فرایندهای دموکراتیک را می توان بعنوان نشانه ای از فضاسازی منطقه ای برای دفاع از حقوق شیعیان عراقی دانست. به هر میزان ، عراق در روند همکاری گرایی سازمان یافته با ایران قرار گیرد ، شیعیان از قدرت بیشتری برخوردار خواهند شد و تهدیدات تاریخی و سیاسی آن کشور نیز کاهش می یابد و در این تقویت و توسعه ژئوپلیتیک تشیع ،اتحاد و یگانگی تشیع و تسنن در خاورمیانه فراهم خواهد شد. (ملازهی، 1384، 69 و زم، 1384، 327)

در این شرایط است که ایران می تواند در زمینه های اقتصادی، امنیتی و ایجاد وحدت و همگرایی ایفای نقش کند.

ت‌)     تلاش برای  کاهش تهدیدهای ژئوپلیتیکی نوین تشیع:

هرچند واقعه یازدهم سپتامبر ، مقدمات مبارزه با موج ارتجاع وهابی گری در منطقه را فراهم نمود و نهایتا باعث سرکوبی طالبان در حوزه شرق ایران و فروپاشی حزب بعث در حوزه غرب ایران گردید و با برائت عملی ایران از حوادث تروریستی در اذهان عمومی جامعه بین الملل فرصت هایی برای جمهوری اسلامی ایران خلق شد، اما شیعیان عراق که بعد از سالیان متمادی، فرصت را برای ایفای نقش تاریخی خود فراهم دیدند ، دچار آفت هایی نیز گردیدند. که باید از آنها بعنوان تهدیدهای ژئوپلیتیکی نوین تشیع نام برد.

ت- 1) عدم وفاق شیعیان بر سر داشتن رهبری واحد:

همانگونه که تا قبل از تجربه انقلاب اسلامی ، شیعه در تنها وطن خود، ایران، همواره بر سر تعیین و تبعیت از رهبر واحد ، گرفتار اختلاف و چالش بود. . این احتمال نیز نسبت به شیعیان عراق وجود دارد. احتمال اختلاف نظر میان علمای نجف می تواند به ایجاد شکاف میان جبهه تشیع منجر شود. اختلاف نظر مقتدی صدر با مرجعیت تشیع عراق – آیت اله سیستانی – نمونه بارز آن است. ایران باید در رئوس سیاست خارجی خود ، ایجاد رابطه ای عمیق میان حوزه علمیه قم و نجف را جهت ارتباط هرچه بیشتر علمای این دو حوزه فراهم نماید و تلاش کند با استفاده از تجارب ارزنده خود در ایجاد وحدت نظر میان علمای خود با شکل دهی به مجلس خبرگان رهبری، این الگو را به عراق تسری دهد.

ت- 2) واگرایی فرقه ای:

جهان اسلام وارث جدایی و اختلاف دو فرقه شیعه و سنی است. (فولر و لسر، 1384، ص 199 ) این اختلاف از قرن نخست هجری آغاز شده و در طول تاریخ گسترش یافته است. پاره ای از اختلافات به طرز نگرش به وقایع تاریخی و پاره ای دیگر به اختلاف نظر در اصول دین و فروع آن برمی گردد. اما اگر این اختلاف صرفا بر سر این مسائل علمی بود ، مانند بسیاری دیگر ، با علما و متخصصان در مورد آن به بحث و تبادل نظر می پرداختند و سرانجام یا به توافق می رسیدند و یا نمی رسیدند؛ ولی مسئله از چارچوب علمی خارج شده است و با کشیده شدن به همه اقشار جامعه ، جنبه روانی پیدا کرده و در پی آن دو فرقه شیعه و سنی در برابر یکدیگر قرار گرفته اند.جمهوری اسلامی ایران باید تلاش کند اولا با برخوردار نمودن شهرهای سنی نشین خود از امکانات ، در رشد و توسعه آنها قدم های موثرتری بردارد. و با ایجاد وحدت میان شیعه و سنی در کشور خود ، الگوی موفقی از هم نشینی شیعه و سنی ارائه دهد. ثانیا تلاش کند در رئوس سیاست خارجی خود، مبارزه با واگرایی میان دو فرقه شیعه و سنی را لحاظ نماید. ایجاد ارتباط با علمای اهل تسنن در عراق می تواند مقدمه ای بر این مهم باشد؛ ایران نباید فراموش کند که درصورت تشدید واگرایی میان شیعه و سنی ، ژئوپلیتیک شیعه ، تضعیف و نقش آفرینی جمهوری اسلامی ایران در میان شیعیان عرب، کمرنگ تر خواهد شد و شاید این روند به واگرایی های سنی ایران نیز منجر گردد.

ت- 3) اغفال کشورهای مسلمان منطقه:

شیعیانی که در حاکمیت عراق نقشی نداشتند ،امروز به عنوان رهبران اصلی عراق مطرح اند ؛چشم انداز ظهور یک عراق تحت کنترل شیعیان در شمال غربی خلیج فارس که روابط و پیوند های نزدیکی با ایران داشته ، نگرانی عمده ای در جهان عرب ایجاد کرده است . اعراب سنی معتقدند که در نتیجه در دست گرفتن کنترل عراق توسط یک دولت شیعی قدرتمند و گسترش روابط آن با کشور ایران ، سوریه ، لبنان و حزب الله ، «هلالی » ایجاد خواهد کرد که موازنه استراتژیک شیعیان را در قبال اعراب سنی افزایش خواهد بخشید و جنبش های آزادی بخش و شیعیان تحت فشار در کشورهای سنی عرب را به جوشش و سهم خواهی از حاکمیت ، تشویق و ترغیب خواهد نمود. اولین نشئه های اعتراض در کویت شکل گرفته ، شیعیان کویت که حدود یک سوم جمعیت کویت را شامل می شوند هیچگاه دارای سهمی عادلانه در پارلمان کویت نبوده اند ؛ با به قدرت رسیدن شیعیان عراق ، شیعیان کویت نیز به فکر دست یابی به جایگاه عادلانه خود در حاکمیت افتاده اند . در عربستان سعودی نیز جمعیت شیعیان بین یک تا چهار میلیون نفر در آمار های رسمی و غیر رسمی مطرح می شوند( (The World Fact Book:2008 پیوند های قوی شیعیان منطقه الاحساء با عراق ، سعودی ها را به وحشت افکنده و معتقدند که توطئه ای عظیم از جانب شیعیان ، مبنی بر تشکیل یک بلوک شیعه در برگیرنده ایران ،عراق ، سوریه و لبنان در جریان است .

بحرین نیز مانند عراق دارای یک اکثریت شیعه است یعنی %70 جمعیت بحرین ،  شیعیان بحرین هرچند دچار تنشها و تبعیضات فرقه ای هستند ولی شکل گیری یک عراق شیعی می تواند تجربه ای ارزشمند برای شیعیان بحرین برای تشکیل یک حزب شیعی قوی باشد.

ایالات متحده امریکا از این فرصت استفاده نموده تا با بزرگ نمایی تهدید شیعیان و انحراف اذهان تصمیم گیران کشورهای مسلمان و عرب منطقه از «رژیم صهیونیستی اسرائیل»، به موضوع «تهدید هلال شیعی» بپردازد. بنابراین جمهوری اسلامی ایران باید با تقویت روابط منطقه ای خود با کشورهای مسلمان و عرب همواره خطر «رژیم صهیونیستی اسرائیل» را بعنوان دشمن مشترک مطرح سازد و با تقویت روابط حسنه خود با کشورهای اهل تسنن ، «هلال شیعی تشیع» را  فرصتی برای تقویت جبهه اسلام در برابر «رژیم صهیونیستی اسرائیل» به عنوان دشمن مشترک شیعه و سنی معرفی کند و این تهدید را که ایالات متحده امریکا در صدد است تا با بزرگ جلوه دادن تهدید «هلال شیعی » بسترهای لازم را در میان کشورهای مسلمان منطقه برای ایجاد نوعی نظم حکومتی غیر متمرکز در عراق فراهم سازد،.(خدایی ،1384 ،ص363)به فرصت تبدیل کند.

ث‌)     مشروط سازی حضور منطقه ای امریکا در عراق  :

جلوه دیگر از رفتار دیپلماتیک ایران باید در تعامل با قدرت های بزرگ انجام شود . بازیگران منطقه ای با حضور و ایفای نقش ایران در عراق ، هماهنگی و همگونی ندارند. آنان از الگوهایی حمایت به عمل می آورند که بسترهای لازم برای جدال با ایران را به وجود آورند . در این شرایط ، به کارگیری روش های یکجانبه نمی تواند مطلوبیت موثری را برای ایران ایجاد کند . از این رو می توان تعاملی از ایفای نقش ملی ایران را در تعامل با واحدهای بین المللی و همچنین کشورهای منطقه ای بوجود آورد . (محمدی و متقی ،1385،ص155)

تعامل گرایی ایران می تواند نمادهایی از همکاری منطقه ای با بازیگران بین المللی را بوجود آورد . این امر از طریق تولید قدرت امکان پذیر می باشد . اگر ایران توجه چندانی به نقش ملی خود نداشته باشد ، در آن شرایط با شکل جدیدی از بحران و جدال روبرو می شود . تولید قدرت منطقه ای از طریق تعامل با بازیگران درون ساختاری این کشورها شکل می گیرد . بدون نشانه های قدرت سازی نمی توان سایر بازیگران را وارد به پذیرش جایگاه ایران نمود . اکنون که ایران در تمام حوزه های ژئوپلیتیکی مجاورش ،حضور دارد و در پیدایش تشکل های منطقه ای در آنها نقش بسزایی ایفا می کند ، به خصوص تحولات اخیر عراق که فرصت های جدیدی برای ایفای نقش ایران در منطقه فراهم کرده است . (الاهرام ،2005 ،ص2)، می تواند از این فرصت با قدرت سازی در حوزه های ژئوپلیتیکی خود ایالات متحده امریکا را مجبور به پذیرش جایگاه منطقه ای خود سازد و با پیوند مولفه های ژئوپلیتیکی خود با مولفه های ژئوپلیتیکی حوزه های پیرامونی – خلیج فارس، خاورمیانه، قفقاز، آسیای مرکزی و شبه قاره – حضور ایالات متحده امریکا در منطقه را مشروط به پذیرش نقش و جایگاه ایران در منطقه سازد..

ج‌)     فعال سازی ابزارهای رسانه ای در روند تعامل سازنده در عراق :

رسانه ها به عنوان یکی از ابزارهای موثر ایران جهت ایفای نقش منطقه ای و بین المللی  محسوب می شود . کشورهایی که نسبت به قالب های جنگ نرم توجیهی نداشته باشند ، نمی توانند نقش موثری در قدرت سازی و تعامل منطقه ای ایفا نمایند . در شرایط موجود ، جامعه عراقی میتواند تحت تاثیر ادبیات و رویکردهای سیاسی ایران قرار گیرد . به هر میزان جامعه ایرانی از قابلیت رسانه ای بیشتری برخوردار باشد ، از تاثیر گذاری دیپلماتیکی موثرتری نیز بهره مند خواهد شد. در شرایط موجود، شبکه العالم به عنوان یکی از ابزارهای قدرت ملی ایران در عراق و سایر کشورهای عربی مورد استفاده قرار میگیرد . آنچه از طریق شبکه العالم منتشر می شود ، به عنوان مواضع اجتماعی ایران محسوب میگردد . بنابراین به موازات آسیب پذیریهای تکنولوژیک در انتقال اخبار و اهداف سیاسی ، ممکن است دولت ایران با آسیب های ناشی از انتقال ادبیات سیاسی و استراتژیک روبرو شود . در شرایط موجود ، العالم باید به عنوان شبکه ای مترقی از جنبش های اجتماعی در جامعه عرب و همچنین دموکراسی در عراق حمایت بعمل آورد .

نتیجه :

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و با تکیه بر ارزشهای اسلامی و تاثیر آن بر جوامع اسلامی که به بیداری و خیزش های اسلامی و ضد استکباری منجر گردید، واژه جهان اسلام در ادبیات روابط بین الملل مطرح گردید . مهمترین اثری که انقلاب اسلامی ایران بر حوزه وسیع جغرافیایی جهان اسلام داشته است ، احیاگری و بیداری اسلامی است که موجب خیزش جمعی توده های مسلمان نه تنها در روکرد مجدد به انجام فرایض دینی ، بلکه موجب طرح اسلام سیاسی بر این مبنا گردید که اسلام می تواند پایه و اساس نظام سیاسی را در دنیای مدرن شکل دهد.

 حوادث بعد از واقعه یازدهم سپتامبر که اساسا برای تنگ نمودن فضای تنفسی کشورهای مخالف سیاست های ایالات متحده امریکا شکل گرفت نه تنها خواسته ایالات متحده امریکا را براورده نساخت بلکه با قدرت یابی شیعیان مخصوصا در عراق عمق استراتژیک ایران را افزایش بخشید و فرصت های بسیاری را برای جمهوری اسلامی ایران خلق نمود ، که جمهوری اسلامی ایران باید در طراحی دکترین تعامل سازنده در سیاست خارجی خود از فرصت های ایجاد شده برای نهادینه ساختن قدرت منطقه ای خود بهره لازم را ببرد . اما نباید فراموش کرد که اگر با دیدی صرفا آرمانگرایانه به قضیه عراق نگریسته شود در کنار فرصت های ایجاد شده تهدید بزرگی نیز جمهوری اسلامی ایران رادر معرض خطر قرار خواهد داد و آن ؛ تلاش ایالات متحده امریکا برای تسخیر فضای مجازی ژئوپلیتیک عراق به منظور نهادینه سازی اسلام جدای از سیاست در عراق است . امریکا که در ارائه الگویی از حاکمیت اسلامی توسط طالبان به منظور مقابله با الگوی اسلام سیاسی ایران با شکست روبرو گردید ، اینک تلاش خواهد کرد تا الگوی نوینی از حاکمیت تشیع که با استفاده از اندیشه های ملی گرایانه اداره خواهد شد و علما صرفا به بیان احکام فقهی محدود خواهند شد ، الگوی ایران را در بعد اندیشه ای به مبارزه دعوت نماید و البته هر چند فرهنگ غنی شیعی و وجود اماکن زیارتی ائمه شیعه این کار را برای ایالات متحده سخت و دشوار خواهد ساخت اما چالش های تاریخی قومیت ها در دو کشور عراق و ایران وابزارهای بزرگ اطلاعاتی و رسانه ای امریکا جهت برجسته نمودن ناسیونالیسم عربی و نهایتا ترویج فساد اخلاقی در کنار کمک های مالی امریکا در توسعه عراق را نباید نادیده گرفت و اینجاست که دولتمردان ایران ناگزیر از برداشتن گامهای بلند در توسعه همه جانبه ایران اسلامی هستند و لزوم تحقق اهداف سند چشم انداز از این حیث بسیار الزامی و ضروری به نظر می رسد و این مهم در ظل اتخاذ دکترینی پویا جهت تعامل سازنده در سیاست خارجی ایران تحقق یافتنی است.

منابع :

1.      اتوتایل و دیگران ،(1380)، اندیشه های ژئوپلیتیک در قرن بیستم،ترجمه حافظ نیا ، محمد رضا،تهران ، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی

2.      اسنایدر،گریک (1382)، امنیت و استراتژی معاصر ، ترجمه  محمدی نجم ، سید حسن ، نشر دوره عالی جنگ

3.      افتخاری، اصغر،(1384)،”خاورمیانه منطقه ای امنیتی شده “، فصلنامه خاورمیانه ، سال دوازدهم ، شماره 3

4.      افضلی ، رسول ،(1385)،”پیامدهای ژئوپلیتیکی یازدهم سپتامبر در منطقه خاورمیانه”، فصلنامه پژوهش های جغرافیایی ، شماره 57.

5.      ایکنبری،جی جان،(1383)،تنها ابرقدرت، ترجمه فضلی پور عظیم ،تهران ، ابرار معاصر

6.      براون،کتلین و فرد شلی،(1383)،ژئوپلیتیک فراگیر، ترجمه فرشچی ،علیرضا ،نشر دوره

7.      حاجی یوسفی ، امیر محمد ،(1384)، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در پرتو تحولات منطقه ای، تهران ، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه

8.      حافظ نیا ، محمد رضا،(1385)،اصول و مفاهیم ژئوپلیتیک، تهران ، انتشارات آستان قدس رضوی.

9.      خالدی،رشید،(1385)، تجدید حیات امپراتوری :ردپای غرب و مسیر مخاطره آمیز امریکا در خاورمیانه ، تهران ، ابرار معاصر.

10.    خدایی،خان اوغلان،(1384)،«دکترین امنیت ملی امریکا:ژئوپلیتیک نوین تشیع در خاورمیانه»، کتاب امریکا(7) ویژه دکترین امنیت ملی امریکا،تهران،ابرار معاصر

11.    زم ،محمد علی،(1384)،جمهوری جهانی شیعه،تهران ،کتاب جمهور.

12.    عزتی ،عزت الله ،(1384)،ژئواستراتژی ، تهران ،سمت.

13.    عزیزی، سید مجتبی،(1381)،”پس از یازده سپتامبر”،فصلنامه مطالعات راهبردی،سال پنجم شماره 3و4.

14.    فولر،گراهام ویان، لسر،(1384)، احساس محاصره(ژئوپلیتیک اسلام و غرب)،ترجمه فرشچی،علی رضا، تهران،دوره عالی جنگ

15.    کریمی پور ،یدالله ،(1380)،ایران و همسایگان : منابع تهدید و تنش،تهران ،جهاد دانشگاهی.

16.    کلاه مال همدانی،احمد ،(1381)،مرزهای جغرافیایی تغییر میکنند،روزنامه ابرار،شماره 4038 ،13 آبان.

17.    کیسین،کارل،(1381)،جنگ عراق و امریکا ،هزینه ها ، پیامدها و گزینه های موجود ، ترجمه گروه مترجمان ، تهران ، ابرار معاصر.

18.    مجتهد زاده ، پیروز ، (1381)، جغرافیای سیاسی و سیاست جغرافیایی، تهران ، سمت .

19.    محمدی، منوچهر و متقی، ابراهیم ،(1385)،”دکترین تعامل سازنده در سیاست خارجی کشور”،فصلنامه راهبرد یاس،سال اول شماره 4.

20.    معین الدینی ،جواد ،(1385)،”دگرگونی ژئوپلیتیک خاورمیانه و امنیت خلیج فارس”، فصلنامه اطلاعات سیاسی- اقتصادی ، سال بیستم ، شماره 9 و 10 .

21.    ملازهی ،پیر محمد،(1384)،«فرصت ها و تهدیدهای امنیتی فراسوی جمهوری اسلامی ایران در نگرش به موضوع افغانستان »، کتاب امنیت بین الملل (3)، تهران ، ابرار معاصر .

22.    ملاعمر عیسی ،صالح ،(1380)،بحران آفرینی ابرقدرت هادر کردستان عراق ، تهران نشر توکلی.

23.    موسسه الاهرام،(2005)،مجله مهتارات ایرانیه ، السنه الخامسه ، العدد55 ،جمهوریه مصر ،العربیه

24.    نقیب زاده ، احمد ،(1384)،جامعه شناسی بیطرفی و روانشناسی انزواگرایی در تاریخ دیپلماسی ایران ، تهران ، مرکز اسناد انقلاب اسلامی .

25.    ویلی ، جونز . ان، (1363)، نهضت های اسلامی شیعیان عراق، تهران، موسسه اطلاعات

26.Goldstin , Joshua , (1999) , International Relations ,(New York:London)

27.Huntington , Samuel,(1993),”the  clash of civilizations ? Foreign Affairs”,12,available at :(www.foreignaffairs.org/19930601 face say, Samuel-p-Huntington the-clash-of-civilization.htm).

28.Fokuyama, francis,(1989),”The End of history? The National Interest”.N.16.Available at :(www.wesjones.com/eoh.htm).

29.Korinman Michel :(1990)”Quandl Allemagne pensait le mond.Grandeur et decandenced une geopolitique”,Fayard Paris.

30. The World Fact Book: 2008

31.Zubuida,samir,(1989),”Islam,The people and the State”,Routledge press.

32.www.whitehouse.gov/documents/organization 115539.pdf.2615/2007

#ژئوپلیتیک #عراق   #ایران   #سیاست_خارجی   #تعامل_سیاسی

 0
اشتراک گذاری
Admin

Admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

موارد اخیراً مشاهده شده

بستن

هیچ پستی بازدید نشده است.

بازدید اخیر