راه کارهای فروپاشی سیستم تقابل‌جویانه ایران و عربستان سعودی - اندیشکده بین الملل

راه کارهای فروپاشی سیستم تقابل‌جویانه ایران و عربستان سعودی

Admin آبان 9, 1397
Download PDF

در این مقاله سوال اصلی این است که راه کارهای فروپاشی سیستم تقابل‌جویانه ایران و عربستان چیست؟ و فرضیه مطرح شده این است که اقدامات ملی و منطقه ای می تواند بر فروپاشی این سیستم موثر واقع گردد.

چکیده

اندیشکده روابط بین الملل: روابط ایران و عربستان سعودی با فراز و فرودهای متعددی در طول تاریخ همراه بوده است، اما بعد از سال 2011 این روابط بصورت تقابل جویانه و با شدت بیشتری برو پیدا کرده است. در واقع، با اعلان دکترین آمریکا برای خروج از منطقه خاورمیانه رفتارهای تقابل جویانه دوکشور بر سر مسایل مختلف در منطقه را می‌توان درچارچوب سیستمی و به صورت در مقابل عمل انجام شده تعریف وتلقی کرد. در این مقاله سوال اصلی این است که راه کارهای فروپاشی سیستم تقابل‌جویانه ایران و عربستان چیست؟ و فرضیه مطرح شده این است که اقدامات ملی و منطقه ای می تواند بر فروپاشی این سیستم موثر واقع گردد.

کلیدواژه: ایران، عربستان، دکترین اوباما، منطقه خاورمیانه

هنگامی که اوباما در سفر خود به کشورهای آسیای جنوب شرقی در ماه های انتهایی سال 2011 در استرالیا خبر از “چرخش استراتژیک” داد، در بسیاری از محافل فکری تحت عنوان دکترین جدید آمریکا نام برده شد که پس از یک دهه حضور نظامی درخلیج فارس (پس از جنگ عراق) و پس از خروج از عراق در دسامبر 2011 و وعده خروج از افغانستان تا چند سال آینده توسط دولت بعدی نیز تعقیب گردید اما این دکترین به معنای آن نمی توانست باشد که خاورمیانه به حال خود رها شود. این منطقه هنوز به عنوان یک منطقه استراتژیکی مهم در جهان محسوب می شود که نه تنها دارای ذخایر عظیم انرژی و تنگه های مهم بین المللی است بلکه کانون گسترش فرهنگ، تمدن و ادیان به جهان نیز بوده است. مسئله کلیدی برای ایالات متحده این بود که چگونه بتواند حداکثر بهره برداری را بعد از خروج از خاورمیانه با حفظ امنیت متحدان خود ایجادکند. از نگاه این مقاله تلاشی که در جهت این هدف برداشته شد این بود که از نزدیک شدن و متحد شدن کشورهای خاورمیانه با یکدیگر جلوگیری شود. در راستای اختلاف افکنی و تنش زایی در این منطقه شاهد حمایت از گروه های تروریستی، بزرگ نمایی خطر قدرت گرفتن کشورهای منطقه، بحث های قومیتی، نژادی و مذهبی (شیعه و سنی)، برنامه ریزی برای تغییر مرزها و  …  هستیم که همگی به عنوان تکمیل کننده پازلی بودند که آمریکا در تعقیب منافع خود بعد از خروج از خاورمیانه بوده است. از نگاه این مقاله طرحی که برای  مدیریت منطقه خاوریمانه انجام شده بود شرایطی را فراهم ساخت که این کشور ها در مقابل عمل انجام شده و بدون توجه به اینکه شرایط حاضر یک وضعیت برساخته است قرار بگیرند. درواقع،  با قرار گرفتن در وضعیت تنش تلاش شد تا فرآیندهای بعدی چون چرخ بدون موتور  آن را تثبیت کند. البته این به معنای نبود زمینه ها و یا نادیده گرفتن شرایط گذشته چون وقوع انقلاب اسلامی،فروپاشی سیستم دوستون نیکسون، بهار عربی، ظهور تروریسم در افغاستان و پاکستان، زمینه های اندیشه سلفی گری و … نیست؛  بلکه مربوط به مدیریت این شرایط و کانالیزه کردن بازتاب های آن در جهت ایجاد سیستم و رفتار بدون بازگشت تخاصم جویانه کشورهای منطقه با یکدیگر است. در چارچوب سیستمی هدف ایجاد نظم و تبیین آن (متغیر وابسته) در محیط جدیدی که از دکترین اوباما (متغیر مستقل)  برآمده است تلاش شده است تا روی چهار محور بازیگران (واحدها)، مرز، قواعد و کنش متقابل کار شود.

از واحدهایی که در سیستم مذکور تعریف ‌شده‌اند ایران و عربستان است که توجه به مرز فعالیت آن‌ها نشان از توسعه و رسیدن به نقطه تداخل  در خارج از مرزهای خود است. هدف این سیستم تأثیرگذاری بر  قواعد حاکم بر رفتار کشورها است. در ساختار محیطی که دو قدرت به دنبال افزایش قدرت خود و حداقل ایجاد وضعیت توازن قوا هستند، کلید این فرآیند در توسعه ارضی، نفوذهای نظامی، نفوذهای فرهنگی، سیاسی و صرف هزینه های گزاف تعریف می‌شود. بنابراین شاهد بروز پویایی در این سیستم برساخته شده با بازیگرانی هستیم که رفتار غیر منعطف از خود نشان خواهند داد. نیروهای ژرفی که این تحول را پیچیده می‌کند تکیه‌بر شاخص اقتصاد، هویت و ابزارهای پیشرفته نیز است. باید گفت که تحول مفهوم  جاری در روابط دو کشور منجر به تحول نظم این سیستم خواهد شد و در این راه لازم است تا طرح‌های داخلی، منطقه‌ای و اقدامات بین‌المللی تعقیب گردد.

برای پایه‌ریزی مجدد طرح سیستم می‌بایست ساختار، فرآیند و اصول و منطق جاری در آن را متحول ساخت. می‌بایست اجزای داخل این سیستم را به سیستم‌های فرعی و تابعه‌ای تقسیم کرد تا با اصلاح مفهوم‌های جدید در هر سیستم ثانوی، سیستم کل را دگرگون ساخت. باید توجه داشت که تصمیم خروج ایالات‌متحده آمریکا از خاورمیانه و توجه به آسیای شرقی از میزان دخالت و تأثیرگذاری مستقیم سیستم طرح‌ریزی‌شده خواهد کاست و درنتیجه ابتکار عمل کشورها در تنظیم روابط متقابل قوت خواهد گرفت. از‌این‌رو، می‌توان در لایه‌های متعدد هر سیستم‌های فرعی مفاهیم دوباره بازتعریف کرد.
توجه به این نکته لازم است که اگرچه بدون سازوکارهای حقوقی این روند با مشکلاتی چون بدعهدی، خلف وعده، عدم همکاری و اقدامات خرابکارانه همراه خواهد شد، اما با ایجاد آن میتوان حتی تعریف دشمن پیش رو (متقابل) را به دشمن پیش رویمان (مشترک) تغییر داد. در این بین منافع مستقل و اساسی یک چرخش مفهومی خواهند داشت که با بازنگری نگرش‌های ترکیبی از دشمن، منافع ملی، تهدید، سود و احترام سیستم را دگرگون خواهد کرد. زمینه‌های مشترکی چون دین، حج، فلسطین، اسلام در برابر ادیان دیگر، کفار، استکبار و … می‌تواند از لایه‌های بنیادین و مشترک این روابط باشد. به‌علاوه اینکه با شیوع گفتمان‌های بین نخبگان دانشگاهی، بین علمای دینی و ترویج بسترهای روشنفکری می‌توان تعصب‌گرایی، کوتاه‌اندیشی و همچنین دامن زدن به شیوع تنش‌ها را فروکاست.

می توان علی رغم ساختارهای دولت در کشورهای خاورمیانه، سهم عمدهِ تصمیم سازی و تصمیم‌گیری‌ها را با توجه به فشار افکار عمومی و ترویج ایده‌های راه‌حل‌های مسالمت‌آمیز در کوتاه مدت و بلندمدت دچار تغییراتی کرد. از آنجا که وجه مشترک کشورهای عربی تعریف ایده عجم در برابر عرب است، این مسئله بسیار مهم است که حتی اگر تهدید واقعی از سوی کشوری چون ایران نیز وجود نداشته باشد باز به سبب هیجانی که اتحاد بین اعراب ایجاد کند سبب می‌شود تا خواسته یا ناخواسته ساختار جدیدی از ما در مقابل دیگری ایجاد گردد.

از سوی دیگر وجود اختلافاتی که بین ایران و برخی کشورهای منطقه‌ای درباره حدومرزی وجود دارد سبب می‌شود که این اختلافات نیز به سمت حل‌وفصل سوق پیدا نکند، درنتیجه شاید لازم است که ساختار تصلیبی مذکور با حضور در اتحادیه‌های متعدد شکسته شود. از سوی دیگر سیستمی که در آن تجهیزات جنگی به‌عنوان منطق حاکم قدرت تعریف شود نمی‌تواند غرور و خودنمایی و احساس داشتن دست بالاتر را از آن‌ها  حداقل درکوتاه‌مدت سلب کند مگر آنکه سیستم نوینی بتواند این نیروها را در خود هضم کند تا اجازه استفاده خودسرانه را ندهد.

 باید توجه داشته سبب عدم خلأ قدرت ناشی از خروج ایالات‌متحده که متأثر از فروش تسلیحات نظامی و حمایت‌های سیاسی از عربستان است سیستم مذکور را به سبب داشتن نیروی محرکه همچنان پابرجا نگه خواهد داشت بنابراین، شعارهای تغییر در سیاستمداران دو کشور باید هم‌زمان به گوش برسد و این تغییر در جهت سازندگی روابط باید باشد نه تخریب آن، سازندگی به معنای این است که ضمانت‌های دوسویه برای ایجاد ثبات در منطقه، حل مناقشات و همکاری دو و چندجانبه بر سر موضوعات مهم امنیت و قدرت، تنظیم قراردادهای لازم و احترام و پذیرش حوزه‌های نفوذ یکدیگر با ضمانت به عدم‌مداخله گرایی موارد موردتوافق در هر یک از سیستم‌های فرعی و تابعه ارتقا یابد.

بسیار مهم خواهد بود که با افزایش آگاهی نسبت به سیستم برساخته شده‌ی خاورمیانه با روابط متقابل تنش‌زا و تأثیر منفی آن بر کاهش جمعیت، قتل‌عام مسلمانان به دست یکدیگر، تأثیرات بلندمدت از چهره‌ی مسلمانان و اسلام، حفظ ظاهر در برابر دیگر فرهنگ‌ها و نمایش یک اتحادیه منطقه‌ای خاورمیانه علی‌رغم وجود اختلافات و رقابت‌ها توجه شود. به نسبی که تلاش می‌شود در حوزه‌ی روابط فروملی و سطح نخبگان علمی تلاش‌هایی در اصلاح نگرش به دیگر کشورها و مردم شود باید در جهت افزایش همگرایی‌های منطقه‌ای به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم نیز تلاش‌هایی شود که می توان با زمینه‌های اتحاد و تقسیم سیستم کلی به سیستم های فرعی میسر گردد.


 

 3
اشتراک گذاری
Admin

Admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

موارد اخیراً مشاهده شده

بستن

هیچ پستی بازدید نشده است.

بازدید اخیر