سپر دفاع موشکی آمریکا در شرق اروپا - اندیشکده بین الملل

سپر دفاع موشکی آمریکا در شرق اروپا

Admin تیر 31, 1397
Download PDF

ایالات متحده آمریکا همواره به دنبال ایجاد یک سامانه دفاع موشکی جهت مقابله با تهدیدات موشکی در حال گسترش بوده است. سامانه دفاع موشکی آمریکا در آلاسکا و کالیفرنیا که به منظور محافظت در برابر موشک های کره شمالی دایر کرده را می توان از این نوع دانست.

احمد راستینه

           

          مقدمه

اندیشکده روابط بین الملل:  ایالات متحده آمریکا همواره به دنبال ایجاد یک سامانه دفاع موشکی جهت مقابله با تهدیدات موشکی در حال گسترش بوده است. سامانه دفاع موشکی آمریکا در آلاسکا و کالیفرنیا که به منظور محافظت در برابر موشک های کره شمالی دایر کرده را می توان از این نوع دانست. اما این بار ایالات متحده آمریکا در ژانویه 2007 میلادی به دو کشور لهستان و جمهوری چک که پیشتر از اقمار شوروی بودند و در حال حاضر از اعضای اتحادیه اروپا و ناتو می باشند پیشنهاد داده تا یک سامانه دفاع ضد موشکی شامل 10 موشک رهگیر در لهستان و یک سیستم راداری در خاک جمهوری چک مستقر کند و توجیه خود را از این اقدام مقابله با تهدیدات موشکی در حال گسترش کشورهایی چون کره شمالی و ایران به منظور دفاع از امنیت کشورهای اروپایی که آن را از امنیت خود جدا نمی داند ذکر کرده اما در این بین با موضع گیری صریح روسیه روبرو شده ، روسیه معتقد است ایالات متحده آمریکا در حال برنامه ریزی یک اتحاد فرا آتلانتیکی است و این طرح دنیا را در یک مسابقه تسلیحات اجتناب نا پذیر وارد می سازد و روابط امنیتی اروپا ، روسیه و آمریکا را دگرگون خواهد ساخت لذا دیمیتری مدودوف که در مبارزه انتخاباتی اش قول تداوم سیاستهای ولادیمیر پوتین که را که هم اکنون نخست وزیر است داده بود  با انتخاب چین به عنوان اولین ماموریت خارجی خود تلاش نمود تا مخالفت آشکار خود را با سیاستهای امریکا ابراز دارد . اوج این مخالفت را در اظهارات مقامات چین و روسیه که در آن ابراز شده بود که “امریکا تلاش می کند تا با استقرار سامانه دفاع موشکی در مناطقی از دنیا موازنه استراتژیکی را به هم بزند”  می توان دید.

آمریکا تلاش می کند تا به جهان ثابت نماید که بحران گسترش تکنولوژی موشک های بالستیک دور برد امنیت جهان را در آینده مختل خواهد نمود و معتقد است تهدیدات موشکی امروز به صورت بالقوه از طرف رژیم های مخاصم و غیر پایبند به معاهدات بین المللی اساسا متفاوت از تهدیدات عصر جنگ سرد است از طرفی ابراز می دارد که قابلیت های دفاعی ایالات متحده محدود است و نیاز به گسترش دارد و از آنجا که معتقد است امنیت غیر قابل تقسیم است لذا امنیت اروپا را از خود جدا نمی داند و منافع خود با امنیت اروپا را بهم گره خورده می داند.

در این مقاله تلاش خواهد شد تا ضمن تشریح اجمالی این سامانه دفاعی و بررسی مواضع ایالات متحده ، روسیه و اروپا ، به این سوال پاسخ داده شود  که اهداف ایالت متحده امریکا از استقرار سامانه دفاع موشکی در شرق اروپا  چیست ؟

فرضیه های این تحقیق عبارتند از :

1.       این طرح ایالات متحده در راستای اجرای پروژه « قرن آمریکایی » مطرح گردید و از الزامات حیاتی « دکترین نظم نوین جهانی » ایالات متحده می باشد.

2.       تلاش آمریکا برای ایجاد این سامانه را می توان به معنای شکست معاهدات بین المللی در کنترل گسترش سلاحهای کشتار جمعی دانست.

3.       ایجاد چنین سامانه ای در اروپا به قطب بندیهای جدید از قدرتهای جهانی و منطقه ای منجر خواهد شد .

4.       امریکا تلاش می کند با معرفی ایران بعنوان هدف اصلی این طرح موضوع هسته ای ایران را به سمت مسائل امنیتی سوق دهد .

تشریح سامانه دفاع موشکی آمریکا در شرق اروپا

دولت آمریکا پس از آنکه یک سامانه دفاع موشکی در آلاسکا و کالیفرنیا جهت محافظت در برابر موشک های کره شمالی دایر نمود این سیستم را بارها آزمایش نمود و نتایج مختلفی بدست آورد بگونه ای که سوالاتی درباره میزان تاثیر و موفقیت این سیستم مطرح گردید بهر حال ایالات متحده همواره در صدد گسترش سپر دفاع موشکی خود بوده است و خواستار استقرار یک سامانه دفاع موشک های دوربرد بالستیک در اروپا می باشد که آن را عامل مهمی در برابر تهدیدات موشکی می داند توسعه سپر دفاع موشکی در شرق اروپا طبق یک برنامه زمانبندی شده تا سال 2013 با هزینه ای بالغ بر 4.04 میلیارد دلار کامل می شود .   

 این سیستم شامل ده موشک رهگیر در لهستان و یک رادار در جمهوری چک می باشد . موشک های رهگیر مورد نظر زمین پایه هستند و تقریبا همانند آنهایی که در آلاسکا و کالیفرنیا بکار گرفته شده می باشند و در یک مجموعه پوششی به اندازه مساحت یک زمین فوتبال مستقر می شوند . این موشک های رهگیر تنها به منظورهای دفاعی طراحی شده اند و در اندازه های کوچک که حدود 75 کیلوگرم وزن دارند و به جای مواد منفجره ، هدفهایشان را بوسیله انرژی جنبشی خود منفجر می سازند ، سرعت این موشکها 7 کیلومتر در ثانیه است و اهدافشان را در 200 کیلومتری سطح زمین نابود می سازند

انتخاب شرق اروپا در راستای اجرای پروژه « قرن آمریکایی”  :

اگر مناطق ژئوپلتیک جهان را به صورت زیر تقسیم بندی نماییم  :

1.       امریکای آنگلوساکسون و کارائیب 2 – امریکای جنوبی 3- اروپای ساحلی و مغرب 4- آسیای ساحلی 5- هارتلند و اروپای شرقی 6- آسیای شرقی 7- آسیای جنوبی 8- جنوب شرق آسیا 9- خاورمیانه 10- جنوب صحرای افریقا

این مناطق همه در قلمروهای ژئواستراتژیک واقع شده اند   امروزه چهار منطقه از مناطق دهگانه ژئوپلتیکی جهان در قلمرو دریایی وابسته به تجارت جهانی قرار دارند که عبارتند از 1- آمریکای آنگلوساکسون 2- حوزه دریای کارائیب 3- کشورهای ساحلی اروپا و مغرب 4- نواحی ساحلی آسیا و آمریکای جنوبی   همچنین 2 منطقه در داخل نواحی اوراسیای قاره ای قرار دارند که عبارتند از : 1- هارتلند و اروپای شرقی 2- آسیای شرقی

انتخاب شرق اروپا و دو کشور لهستان و چک را می توان در راستای تعریف جدید ایالات متحده آمریکا از نظام ژئوپلتیک جهانی دانست. قرار گرفتن شرق اروپا در یکی از قلمروهای ژئواستراتژیک جهان برای ایالات متحده حائز اهمیت است.

لهستان یکی از عوامل ضعف ژئوپلتیکی روسیه است ، احساسات میهن دوستی و انزجار طلبی از دشمن و خصومت خاص تاریخی که در ذهن مردم لهستان از روسیه بخاطر تصرف بخش وسیعی از لهستان هرچند احتمالا به دلیل ضرورت های ژئوپلتیکی پنهان مانده ، اما قادر است در یک فرصت مناسب منفجر گردد لذا انتخاب لهستان به دلیل اتخاذ سیاست های آمریکا جهت استفاده از عامل ضعف ژئوپلتیکی روسیه است. هرچند آمریکا و روسیه در بهره برداری از مشکلات منطقه ای یکدیگر بسیار محتاط بوده اند اما برای واشنگتن و مسکو یک عقب نشینی منطقه ای به دنبال تجاوز قدرت رقیب بسیار با ارزش است. در نتیجه هر یک از طرفین در اتخاذ تدابیر شدید و افراطی برای حفظ سلطه و تفوق خویش ، محتاطانه عمل می کند و می دانند که در ضربه زدن و تهاجم به قلمرو دیگری باید صبور و پر تحمل باشند. برای ایالات متحده ، یک شکست بزرگ سیاسی در آمریکای مرکزی نتایج آنی و استراتژیک در بر خواهد داشت . در صورتیکه یک شکست برای روسها در منطقه آمریکای مرکزی تنها نشانگر یک عقب نشینی تاکتیکی است لذا در اروپای شرقی نیز وضعیت برعکس است زیرا یک عقب نشینی برای روسها دارای نتایج استراتژیکی خواهد بود

امریکا در گذشته نسبت به اروپای شرقی بر روی یک استراتژی تجاوز غیر مستقیم متمرکز شده بود که بر اساس آن کنترل روسیه را بر این سرزمین ها طی یک دوره طولانی تا سر حد امکان کاهش دهد و ابزار اولیه و اصلی این تلاشها همان رادیوی آزاد اروپا بود که تحت کنترل و نظارت ایالات متحده آمریکا قرار داشت. اما امروز طرح سپر دفاع موشکی آمریکا را می توان در جهت اتخاذ یک استراتژی تجاوز مستقیم بر علیه روسیه ارزیابی نمود. ایالات متحده که در گذشته یک سیاست مبتنی بر استثنا قائل شدن میان کشورهای اروپای شرقی را دنبال می نمود و اقدام به سودهای اقتصادی و تشویق تماسهای سیاسی و مبادلات گسترده تر با آن دسته از رژیم های اروپای شرقی می پرداخت که روش ها و سیاست های داخلی معتدل تری را برگزیده یا استقلال بیشتری را در سیاست خارجی خود از مسکو نشان داده بودند. لهستان نیز از دیر باز مورد توجه آمریکا به همین دلایل بوده و امروز پیشنهاد ایجاد سپر دفاع موشکی در آن را می توان در راستای تنگ نمودن حلقه محاصره روسیه و گسترش مرزهای امنیتی خود به منظور کاهش توان استراتژیک روسیه ارزیابی نمود .

وقتی نتیجه بلند مدت تر بحران موشکی کوبا که منجر به یک پیروزی تاکتیکی برای ایالات متحده و یک موفقیت استراتژیکی برای شوروی گردید  و منجر به ثبات یک رژیم هوادار مسکو در کوبا گردیدرا بررسی کنیم مشخص میگردد که انتخاب اروپای شرقی جهت استقرار سپر دفاع موشکی توسط ایالات متحده امریکا تلاشی است برای بدست آوردن یک  موفقیت استراتژیثک   به همین علت است که روسیه نگران از پیروزی استراتژیک ایالات متحده است و از این طرح  به عنوان یادآور بحران موشکی کوبا نام می برد.

اما از دلایل تخصصی انتخاب لهستان و جمهوری چک جهت استقرار سپر دفاع موشکی آمریکا که در گزارشی از یک گروه تحقیقاتی کنگره آمده می توان موارد ذیل را نام برد

1.       سامانه دفاع موشکی آمریکا در آلاسکا و کالیفرنیا قابلیت محافظت از اروپا را ندارد.

2.       طبق بررسی های تخصصی لهستان و جمهوری چک از لحاظ جغرافیایی در موقعیت ایده آلی در قاره اروپا واقع شده اند. که می توانند علیه موشک های بالستیک دور برد دفاع نمایند

3.       تامین کردن پوشش دفاعی حداکثری برای اکثریت اروپا در برابر موشک های دوربرد بالستیک از خاور میانه و همچنین ایجاد یک پوشش دفاعی برای نیروهای امریکایی مستقر در خاورمیانه .

منافع و اهداف کلان سیاست خارجی ایالات متحده امریکا در ایجاد سپر دفاع موشکی :

زمانی که ایالات متحده آمریکا به رهبری ویلسون پا به عرصه جنگ جهانی اول گذاشت ، سیاست خارجی خود را در جملات رهبر خود به گوش جهانیان رسانید ” ما خوشحالیم که بخاطر صلح نهایی جهان می جنگیم ، جهان باید برای دموکراسی امن گردد و صلح آن باید بر اساس بنیان های آزموده شده بر آزادی سیاسی برقرار گردد. ” بر این اساس بازسازی جهان با توجه به موازین آمریکایی منطبق با مکتب ویلسیونیسم   شکل گرفت اما به دنبال آغاز جنگ سرد و ظهور دو ابرقدرت در صحنه نظام بین الملل پس از جنگ جهانی دوم ، بلوک بندیهای جدیدی تحت عنوان شرق و غرب ایجاد و حرکت در مسیر منافع این بلوکها آغاز و بلوک گرایی که مخلوطی از ارزش گرایی ایدئولوژیک و واقع گرایی منطقه ای بود اصالت یافت.

اما با فروپاشی و اضمحلال نظام دوقطبی ، فصل جدیدی در عرصه بین المللی گشوده شد، در اواخر قرن بیستم، تحولات بسیاری به وقوع پیوست و کشورهای جدیدی با ساختارهای نوینی بوجود آمدند و عوامل سازنده ژئوپلتیک در جهان به شکل نامنظم به هم گره خورد و ترکیبی نو ایجاد نمود . الگوهای ژئوپلتیکی در هم ریخته و جهان نیازمند یک الگوی جدید ژئوپلتیکی گردید تا بتواند چنین پدیده هایی را تحت پوشش قرار دهد ، در چنین الگویی قدرت های منطقه ای نیز قادرند به شکلی در امور بین المللی نقش حساسی داشته باشند به عبارت دیگر در چنین الگویی قدرت های درجه دوم جهان نیز به شکلی فعال در تصمیم گیریهای بین المللی دخالت می کنند. ایالات متحده آمریکا در دهه 1980 با این مسئله مواجه بود که لازم است در جستجوی یک فلسفه و استراتژی جدید در امور خارجی باشد. حکومت ریگان با این وضعیت مواجه گشت که نظم جهانی تحت سلطه دو ابرقدرت ، از هم فروپاشیده است . علاوه بر ظهور قدرتهای بزرگ دیگر ، نیروهای منطقه ای جدید تاثیرات عظیمی در امور بین المللی می گذارند. نظم جدید جهانی که در نهایت پدیدار می شود آثار شگرفی از رفتار این نیروهای منطقه ای خواهد پذیرفت و در این خصوص نیاز به یک تئوری ژئوپلتیکی احساس می شود. موازنه ایالات متحده آمریکا با روسیه در طول دو دوره جنگ سرد و تشنج زدایی از نظر ژئوپلتیکی ، دنیایی را که بین هارتلند اروآسیا و دنیای اقیانوسی تقسیم شده بود تایید می کرد، عبور از این نظم قدیمی ، تغییرات بنیادی در اوضاع اقتصادی و اجتماعی جهان بوجود آورد که از نتایج آن ، گسترش تکنولوژی و سخت افزارهای پیشرفته نظامی ، تحولات اجتماعی از قبیل انقلابهای داخلی و تحولات چشمگیر دیگری را به دنبال داشته است.  در این بین ایالات متحده آمریکا تصمیم گرفت به جای وارد شدن مستقیم در بحرانها ، از جایگزینهای تاثیر گذار به منظور برقراری امنیت استفاده نماید. لذا آمریکا به توسعه پایگاههای نظامی خود در سراسر مناطق دنیا اقدام نمود. ایجاد پایگاههای نظامی در کشورهای حاشیه خلیج فارس ، لشکر کشی به افغانستان و عراق ، تلاش برای انعقاد پیمان امنیتی نظامی در عراق و نهایتا تلاش برای استقرار سپر موشکی در شرق اروپا را باید در راستای شکل گیری نظم نوین ژئوپلتیک جهانی دانست ، نظام جهانی که کالبد قدرت عظیم خویش را از دو قطبی تا چند قطبی توسعه می بخشد.  لذا ایالات متحده آمریکا که خواهان رهبری نظام نوین ژئوپلتیک جهانی است خود را مدیر و گرداننده دکترین « نظم نوین جهانی » می داند که اساس آن را تلفیقی از ارزشهای محوری و منافع محوری معرفی می کند.

دکترین هژمونی خیرخواهانه آمریکا در دوران بیل کلینتون با حل نظامی و دیپلماتیک بحران بالکان بهانه ای جهت رهبری جهان و مداخله در اقصی نقاط جهان در صورت به خطر افتادن منافع آمریکا گردید. اما در سال 2001 جرج دبلیو بوش دکترین جدیدی را پس از واقعه 11 سپتامبر مطرح نمود . از مشخصه های این دکترین انتخاب استراتژی عملیات پیشگیرانه برای مبارزه با رژیم های مخاصم از دید ایالات متحده آمریکا بود. این دکترین که به منظور تحقق نظام نوین ژئوپلتیک جهانی در راستای منافع آمریکا طراحی شده بود ، عملیات نظامی به عنوان ضامن اجرایی این اهداف بلامانع تلقی گردید. لذا پس از عملیات نظامی گسترده جهت اشغال افغانستان و عراق و حضور نیروهای ایالت متحده در این مناطق بلافاصله بحث سپر دفاع موشکی را در شرق اروپا و خاورمیانه را بعنوان ضامن حفاظت از نیروهای خود مطرح می سازد ،

می توان این طرح را در 2 حوزه زیر بررسی نمود:

الف ) حوزه همگرایی جهانی :

  1. واقعیت بخشیدن به ایده « جهان امنیتی یکدست » و استفاده از همه ابزارها جهت تحقق آن.

    اجرای طرح سامانه دفاع موشکی تلاشی است از جانب ایالات متحده جهت تحقق این ایده به رهبری خود، صریحا ایالات متحده بیان می کند که امنیت فراآتلانتیکی غیر قابل تقسیم است و جداسازی امنیت اروپا از ایالات متحده به معنای از دست دادن منافع بسیاری است.

2.       واقعیت بخشیدن به « نظام نوین جهانی » جهت راندن جهان به سوی شرایطی که امور سیاسی و چشم اندازهای ژئوپلتیک آن یکپارچه و یکدست خواهد بود

آیا در آینده تنها یک قدرت برتر بر گستره فضای کره زمین  چیرگی خواهد یافت یا نظام ژئوپلتیک جهانی در آینده برآیند قدرت نیروهای ریز و درشت بی شماری خواهد بود که با ویژگی ها و عملکردهای گوناگون به نقش آفرینی خواهند پرداخت؟ آنچه ایالات متحده آمریکا را به ایجاد سامانه های دفاع موشکی ترغیب می نماید توجه به این واقعیت است که اگر خواهان آن است که امور سیاسی و چشم اندازهای ژئوپلتیک جهان را یکدست نماید باید توان استراتژیک دولتهای مخالف را در بهره گیری از موقعیت سرزمینی و ژئوپلتیکی تا حد امکان کاهش دهد و خود نقش فزاینده ای در بهره گیری از مناطق ژئوپلتیک جهان بدست آورد ، لذا به منظور کاهش توان مقابله رژیمهای شرور – به اصطلاح آمریکا – و محدود نمودن قابلیت های مقابله به مثل آنها باید با اتخاذ یک سیاست بالا یعنی سپر دفاع موشکی ، سیاست مقاومت و مقابله این رژیم ها را در برنامه های موشکی آنها – که برای آنها از اهمیت بسیاری برخوردار است – پاسخ داد و تهدیدات موشکی که در حال ظهور هستند را بی خاصیت نمود  ایالات متحده خواهان آن است که در مدیریت مسائل جهانی و استراتژیک نقش رهبری داشته باشد لذا با مطرح نمودن خطر توسعه برنامه موشکی کشورهایی چون ایران و کره شمالی خود را بعنوان مدافع امنیت جهانی و برقراری امنیت جهانی معرفی می نماید.

ب ) حوزه امنیت بین المللی :

1. نابودی تروریسم و حامیان آنها :

ایالات متحده به بهانه 11 سپتامبر تلاش جهت ایجاد ائتلاف برای نابودی تروریسم جهانی را آغاز نمود و در راس اقدامات خود برای این هدف ، منابع مالی و حامیان و متحدان آنها را تحت دکترین « جنگ پیشگیرانه » قرار داد . او اکنون مدعی است که کشورهای تروریست یا حامیان آنها با تکثیر سلاحهای کشتار جمعی مخصوصا موشک های بالستیک تهدید جدی هستند که به سرعت در حال افزایش اند. طی گزارش توسط یک موسسه پژوهشی برای کنگره اعلام شده که در سال 1972 تنها 9 کشور موشک های بالستیک در اختیار داشتند اما در سال 1990 همزمان با پایان جنگ سرد 16 کشور به موشکهای بالستیک با بردهای متفاوت دسترسی پیدا نموده و در پایان سال 2006 تعداد کشورهایی که به اینگونه موشک ها دست یافته اند به 20 کشور افزایش یافته است.  لذا به وضوح محیط بین المللی هم اکنون پیچیده تر و غیر قابل پیش بینی تر از گذشته است لذا جهت مقابله با تروریست ها باید توان موشکی آنها کنترل و غیر قابل بهره برداری گردد در غیر اینصورت جهان آینده امن نخواهد بود.

  1. تامین و استقرار محیط امنیتی در مناطق حساس جهانی با کاهش هزینه های دفاعی و توسعه ناتو

ایالات متحده آمریکا در صدد است تا با استقرار این سپر دفاعی ، قابلیت های دفاعی خود و اروپا را در برابر حمله موشک های بالستیک از خاورمیانه افزایش بخشد لذا به منظور افزایش امنیت جمعی اتحادیه ناتو و نمایش تعهد ایالات متحده در دفاع از اروپا جهت جلوگیری از جداسازی منافع اروپا و آمریکا ، منطقه حساس ژئوپلتیکی شرق اروپا را برای استقرار سپر دفاع موشکی برگزیده ، ایالات متحده معتقد است این فرصتی است برای ارتقاء سطح فناوری اروپا و شریک شدن در تکنولوژیهای نوین دفاعی که اساسا می تواند مقدمه ای جهت توسعه فعالیت های ناتو گردد و هزینه های دفاعی را در آینده کاهش بخشد.

مواضع آمریکا در استقرار سپر دفاع موشکی

آمریکا معتقد است برخی از کشورهای جهان جزءرژیم های خطرناک و غیرقابل پیش بینی اند، که چه در گذشته و چه در زمان حال کوشیده اند به سلاحهای کشتار جمعی دست یابند ، برنامه موشکی بالستیک خود را گسترش داده و اقدام به افزایش برد آنها نمایند. در آینده این رژیم ها خواهند توانست این سلاحهای نامتقارن را جهت رسیدن به اهدافشان و ایجاد ارعاب به کار گیرند . این را می توان در تاریخ گذشته این رژیم ها جستجو کرد.

امریکا تهدیدات موشکی از طرف رژیم های خطرناک را  اساسا متفاوت از تهدیدات جنگ سرد میداند. و در مقابل ابراز میدارد که قابلیت های دفاعی ایالت متحده محدود می باشد هرچند استراتژی خود را  مقابله با گسترش سلاحهای کشتار جمعی معرفی میکند اما  سامانه دفاع موشکی را تنها یکی از روش های بسیار محدود و کوچک خود  میداند،لذا در تلاش است تا با  بکارگیری دیپلماسی و ایجاد ائتلاف جهانی جهت کنترل صادرات ها و اجرای برنامه های کاهش تهدید و تلاش برای جلوگیری از تولد رژیم های شرور و مخالف با برنامه های هسته ای و موشکی آنها ، استراتژی خود را تقویت کند اما اگر این برنامه ها با شکست روبرو شوند در ا ینصورت  برنامه سپر دفاع موشکی را به عنوان یک سیاست حمایتی محدود مورد تاکید قرار میدهد.

مقامات امریکایی می گویند :” تاریخ به همه درس داده است که با وجود بهترین تلاشها ، جهان آزاد توسط احساسات جنگ طلبانه به چالش کشیده شده است و این به این معنی است که  هرگاه دیپلماسی به شکست برسد اجبارا باید از تدابیر سخت گیرانه همچون سپر دفاعی به منظور مراقبت از جهان استفاده شود “.

طبق گزارش گروه تحقیقاتی کنگره امریکا برنامه دفاع موشکی کمک خواهد کرد تا رژیم های غیر قابل پیش بینی در برنامه موشکی خود تجدید نظر نمایند و البته سپر دفاع موشکی عاملی برای جلوگیری از شکست دیپلماسی خواهد بود .به خاطر افزایش تهدیدات موشک های بالستیک ضروری است که برنامه دفاع موشکی را نه تنها برای حفاظت از ایالات متحده بلکه برای نیروهای امریکایی مستقر در خاورمیانه و حفاظت از اعضای ناتو و همچنین دوستان امریکا گسترش داد . در این گزارش تاکید شده که امنیت فراآتلانتیکی غیر قابل تقسیم و جداسازی از امنیت آتلانتیکی است و امریکا نباید برنامه دفاعی خود را از اروپا جدا سازد چرا که این جداسازی منافع آنها را به خطر می اندازد ، عدم امنیت در اروپا به مثابه عدم امنیت در ایالات متحده است لذا برای آنکه ایالات متحده نسبت به امنیت خود مطمئن باشد نیازمند یک سامانه دفاعی و برنامه عملیاتی در اروپا است تا قبل از آنکه تهدیدی ظهور کند در جهت مقابله با آن آماده باشد چرا که یک خطر واقعی در حال گسترش در این زمینه وجود دارد . برخی مواضع دیگر ایالات متحده در این خصوص را میتوان بصورت زیر بیان نمود :

1.       مقامات عالی رتبه آمریکایی مدعی اند که مسکو از این طرح آمریکا سالهاست که مطلع است لذا اعتراض مقامات روسی مبنی بر عدم مشورت و هماهنگی با آنها تنها یک هیاهوی سیاسی است.

2.       بنا به گفته ایالات متحده این طرح جهت رهگیری موشکهای ارزیابی شده و غیر منتظره ایرانیان که به سمت اروپا و آمریکا شلیک می شوند طراحی شده و نمی توانند بعنوان بازدارنده علیه روسیه عمل کنند.

3.       بوش معتقد است که اروپای شرقی به دلایل بسیار نیازمند پایگاههای دفاع موشکی است.

4.       هم کاخ سفید و هم سنای آمریکا معتقدند که باید با ظرافت و دقت به آرامی در اجرای این طرح کوشش نمود.

5.       این سیستم دفاع زمین پایه در اروپا قادر خواهد بود از نیروهای آمریکایی مستقر شده در اروپا، دوستان و متحدین آمریکا در منطقه به خوبی در برابر تهدیدات موشکی بالستیک محافظت نماید.

6.       چشم انداز آینده این طرح قادر خواهد بود به مقدار قابل توجهی امنیت بین المللی و موضوعات سیاست خارجی را ارتقاء بخشد.

7.       دولت بوش معتقد است ایران و کره شمالی تهدیدات استراتژیک اصلی هستند . از یک طرف کره شمالی با آزمایش یک بمب هسته ای توان هسته ای خود را نمایش داده و یک برنامه توسعه موشک های بالستیک در دست انجام دارد و از طرف دیگر ایران در حال گسترش برنامه تسلیحات هسته ای خود و موشک های دور برد بالستیک خود می باشد و مطابق ارزیابی های جاسوسی غیر طبقه بندی ایالات متحده ، ایران ممکن است قادر به ساخت یک موشک بالستیک بین قاره ای تا سال 2015 باشد هرچند در این زمینه اسناد کافی وجود ندارد.

8.       ایالات متحده طرح هایش را قطعا به خاطر عصبانیت ایجاد شده در روسیه و سر و صداهای ژنرالهای روسی کنار نمی گذارد.

سپر دفاع موشکی – مواضع و واکنش روسیه

1.       روسیه تهدید کرده که از پیمان هسته ای 1987( INF  )  خارج می شود.  

2.       روسیه مدعی است که با او در زمینه اجرای این طرح مشورت نشده است در حالی که مقامات ایالات متحده اعلام نموده اند که سالهاست در خصوص این طرح با روسیه مشورت شده است و حتی از او خواسته شده که در این طرح شرکت نماید.

3.       مقامات روسی مدعی شده اند این طرح برای موشکهای ایرانی و کره شمالی نیست بلکه دلیل واقعی اجرای این طرح کنترل پایگاههای دریایی روسیه است . و معتقدند این رادار در چک جهت جاسوسی استفاده می شود چرا که شناسایی و ردیابی موشک ها قبل از آنکه توسط رادار انجام گیرد توسط ماهواره انجام می گیرد.

4.       رئیس جمهور اسبق روسیه ایالات متحده را محکوم نموده که در حال برنامه ریزی یک اتحاد فراآتلانتیکی است و هشدار داده که استقرار سامانه دفاع موشکی باعث می شود که دنیا در یک مسابقه تسلیحاتی اجتناب ناپذیر پا بگذارد.

موضع گیری روسیه در قبال سپر دفاع موشکی ایالات متحده در شرق اروپا بسیار صریح و جدی نشان می دهد بگونه ای که ناظران بین المللی نشانه های تغییر در روشهای سنتی جنگ سرد را می بینند و اینگونه استنباط می کنند که نطق های مقامات کرملین نشانه هایی از ظهور جنگ سرد نوینی است ، مسکو معتقد است ایالات متحده می کوشد تا تحت پوشش طرح فریبنده سپر دفاع موشکی خود اقدام به توسعه ناتو نماید لذا تهدید نموده اگر واشنگتن نقشه های دفاع موشکی خود را عملی نماید واکنش شدیدی را از مسکو شاهد خواهد بود.  اما به راستی برآشفته شدن مسکو تا این حد-  که پس از فروپاشی شوروی بی سابقه است- به چه دلیل است ؟ با روی کار آمدن پوتین ، تعریف جدیدی از رابطه با ائتلاف غرب مطرح گردید، به واقع تعبیر ” ژئوپلتیک چند قطبی ” مد نظر یوگنی پریماکوف در دوران پوتین مورد تایید قرار گرفت و روسیه خود را به مثابه یک قدرت بزرگ « پراگماتیک فرصت محور » معرفی نمود. و پوتین به تبعیت از گفتمان امنیتی اوراسیا گرایی به این تعبیر « لرد پالمرستون » معتقد است که روسیه منافع دائمی دارد ولی دوستان و دشمنان دائمی ندارد . لذا روسیه به بازخوانی منافع و اهداف کلان سیاست خارجی خود پرداخت لذا موضع روسیه در قبال سپر دفاع موشکی ایالات متحده را می توان در دو حوزه زیر تحلیل نمود :

حوزه همگرایی جهانی :

1.  بازیابی نقش و جایگاه مسکو به عنوان یک قدرت جهانی

مسکو پس از پشت سر گذاشتن بحران های اقتصادی خود به رهبری پوتین نیم نگاهی نیز به بازیابی نقش و جایگاه خود در نظام بین الملل دارد از بیشترین اعتراضهای مسکو به طرح سپر دفاع موشکی آمریکا این بوده که آنها با مسکو در این خصوص مشورت نکرده اند و نظر او را جویا نشده اند. مسکو همواره خواهان ایفای نقش در مناقشات بین المللی و مدیریت مسائل بین المللی بوده است لذا شاید بتوان گفت موضع گیریهای آشکارای روسیه بدان جهت است که خواهان ایفای نقش در این طرح است یا تلاش می کند تا با صف آرایی در مقابل این طرح اینگونه نمایش دهد که همچنان پتانسیل آن را دارد که طرحهای بین المللی باید با رضایت او اجرا گردند لذا دیده می شود که همزمانی که با ایالات متحده آمریکا در جهت خلع سلاح اتمی و عدم تکثیر سلاحهای هسته ای همکاری می نماید در برابر برخی دیگر از طرحهای آمریکا بشدت موضع گیری می نماید. که برگرفته از همان ” استراتژی توازن قدرت و منافع ” می باشد.  

تهدیدات  مسکو مبنی بر خروج از پیمان 1947 ( INF  ) و نشانه گرفتن موشکهای مستقر در لهستان و چک، پرواز هواپیماهای استراتژیک روسیه و برگزاری نمایش های نظامی را می توان همه برگرفته از تلاش مسکو برای استفاده از این فرصت جهت ارتقاء منزلت بین المللی خود دانست.

2جایگزینی مفهوم چند جانبه گرایی به جای چند قطبی در ادبیات راهبردی  مسکو جهت مقابله با راهبرد یکجانبه گرایی دکترین نظامی آمریکا

مسکو همواره تلاشهای آمریکا را در برقراری یک نظام تک قطبی در جهان مورد نکوهش قرار داده و همواره تلاش نموده تا با بهره گیری از فرصت ها مخصوصا در برابر طرح سپر دفاع موشکی یکجانبه گرایی را محکوم نماید. دیدار مدودوف رئیس جمهور جدید روسیه از چین و گفتگو با هاجینتائو بعنوان اولین ماموریت خارجی اش تلاشی بود برای پیشبرد اهداف چند جانبه گرایی روسیه ، وقتی مدودوف چین را با خود همراه ساخت و در بیانیه ای مشترکا تایید نمودند که آمریکا با ایجاد یک سامانه دفاع موشکی در مناطقی از دنیا نخواهد توانست موازنه استراتژیکی را به هم بزند.   خود نشانه ای بر وجود راهبرد چند جانبه گرایی در سیاست خارجی روسیه است.

حوزه امنیت بین المللی :

1. تلاش برای حفظ تمامیت ارضی روسیه و حفظ توان استراتژیک هسته ای روسیه

ایالات متحده آمریکا همواره تلاش نموده تا روسیه در احیای توان استراتژیک خود با ایالات متحده دچار تردید و ضعف گردد. مقامات روسیه در اظهارات غیر رسمی خود اعلام کرده اند که طرح سامانه دفاع موشکی بهانه ای است برای آمریکا جهت استقرار موشک های با کلاهک هسته ای خود ، واشنگتن به بهانه مقابله با تهدیدات ایرانیان تلاش دارد تا با اجرای این طرح توان استراتژیک خود را جهت حمله به مرکز روسیه با کاهش حداکثر زمان ممکن ، افزایش دهد.   روسیه معتقد است استقرار رادار در چک نیز به منظور انجام عملیات جاسوسی از خاک روسیه است و این طرح را در راستای کنترل پایگاههای دریایی خود می داند

2.طرح سپر دفاع موشکی آغاز یک رقابت جدید تسلیحاتی:

بر خلاف آمریکا که معتقد است سامانه دفاع موشکی باعث می شود تا برنامه موشکی کشورها تحت کنترل درآید مسکو معتقد است که استقرار سامانه دفاع موشکی باعث می شود دنیا در یک مسابقه تسلیحاتی اجتناب ناپذیر پا بگذارد   و کشورها به فکر تقویت نفوذ موشک های خود و همچنین سپرهای دفاع موشکی بیفتند. مسکو معتقد است که این طرح ایالات متحده تلاش های بین المللی را در کنترل تسلیحات و منع گسترش هسته ای مختل می سازد.

برژینسکی (Buzhinsky  ) در این خصوص معتقد است که کشورهایی چون ایران در راستای مقابله با این طرح حداکثر توان خود را جهت توسعه موشک های خود انجام می دهد.  لذا می توان گفت.

  1. سپر دفاع موشکی بهانه ای دیگر برای توسعه ناتو در حیاط خلوت روسیه

ناتو که در چارچوب الزامات سیاسی آمریکا در سال 1949 شکل گرفت و نه با پیش قدمی کشورهای اروپایی در حالیکه تصور اینگونه بود که با فروپاشی شوروی و از هم پاشیدگی بلوک شرق دلیلی برای ادامه فعالیت نخواهد داشت اما دیده شد که تداوم ناتو نیز بر مبنای اهداف سیاست خارجی آمریکا شکل گرفته   لذا ناتو با تعریف و مهندسی مجدد خود حیات خویش را همچنان استمرار بخشید، مسکو هرچند در آغاز هزاره سوم بحث همکاری با ناتو را مطرح نمود اما این به منزله پذیرش اهداف آمریکا در قالب اهداف بلند مدت ناتو توسط مسکو نبوده است.  مسکو در خصوص سپر دفاع موشکی آمریکا معتقد است این یک طرح فریبنده است جهت توسعه ناتو و آمریکا هدفش از این طرح تحت فشار قرار دادن روسیه به منظور عدم مقاومت در برابر پیوستن کشورهای مشترک المنافع به ناتو می باشد. تهدید روسیه مبنی بر اینکه اگر گرجستان به ناتو بپیوندد از شناسایی مناطق گرجی نشین آنجازیا و اوستیا حمایت می کند و همچنین تهدید روسیه مبنی بر اینکه اگر اوکراین به ناتو بپیوندد  موشک های هسته ای اوکراین را نشانه می گیرد  تلاشهایی هستند از جانب روسیه برای جلوگیری از توسعه ناتو وهمچنین  مسکو معتقد است ایالات متحده با مطرح نمودن امنیت فراآتلانتیکی و تلاش برای ایجاد پوشش دفاعی در صدد است تا با تشویق سایر کشورها و متقاعد نمودن اعضای ناتو ، اعضای آن را گسترش دهد.

سپر دفاع موشکی– مواضع اروپا

لهستان استقرار این سامانه را فرصتی برای نزدیکی بیشتر مناسبات خود با آمریکا می داند، اما در عین حال درصدد گرفتن تضمین هایی در رابطه با کمک آمریکا به تقویت سامانه های پدافند هوایی لهستان، افزایش همکاری و تبادل اطلاعات امنیتی بین دو کشور و تلاش بیشتر واشنگتن برای تسکین نگرانی های روسیه است. برادران کاچینسکی اعلام کرده اند آن ها به سپر دفاع ضد موشکی به دلیل آن که موجب امنیت بیشتر لهستان می شود علاقمند هستند. جمهوری چک نیز همچون لهستان می خواهد با پذیرش درخواست آمریکا، وفاداری خود را به اثبات برساند. از دیدگاه دولت جمهوری چک، احداث این پایگاه در درجه اول پرستیژی برای چک است و مسایل امنیتی و اقتصادی آن در مراحل بعدی اهمیت قرار دارند.

جمهوری لهستان و چک آمادگی خود را برای آغاز مذاکره در خصوص استقرار این سامانه در خاک کشورهایشان اعلام نموده اند. هر چند انتظار می رود روند این مذاکرات و استقرار احتمالی این سامانه چند سال به طول بیانجامد.

مقامات واشنگتن مدعی هستند طرح استقرار سامانه های پدافند موشکی این کشور در لهستان و چک با هدف حمایت از کشورهای اروپایی در برابر حملات موشکی صورت می گیرد، در حالی که بسیاری از مقامات اروپایی ضمن مخالفت جدی با اجرای این طرح، نسبت به عواقب انجام آن هشدار داده اند. طرح آمریکا برای استقرار دفاع ضدموشکی در لهستان و جمهوری چک علاوه بر اعتراض مردم این کشورها و کشورهای همجوار، موجب بروز اختلاف نظر میان اعضای اتحادیه اروپایی نیز شده است. حتی برخی از شخصیت های حزبی و حکومتی در اروپا اعلام کرده اند این طرح، احتمال احیای دودستگی و اختلافنظرهای مربوط به چگونگی رابطه میان کشورهای دو سوی اقیانوس اطلس را در پی دارد. با توجه به این مراتب، این سؤال مطرح است که آیا موضوع تشدید اختلاف دو سوی آتلانتیک و یا تشدید اختلافات در درون اروپا در این قضیه، یک بحران فزاینده تلقی می شود؟

در این زمینه هم دو دیدگاه مختلف مطرح شده است. عده ای بر این باور هستند که این موضوع موجب تشدید اختلافات در درون اتحادیه و اختلافات دو سوی آتلانتیک می شود. این گروه برای تأیید نظرات خود به اظهارنظرهای برخی از شخصیت های اروپایی مخالف این طرح استناد می کنند.

از جمله آن که رئیس جمهوری سابق فرانسه، «ژاک شیراک»، روز 9 مارس پس از حضور در اجلاس سران اتحادیه اروپایی گفت «طرح آمریکا می تواند موجب تفرقه در اتحادیه اروپایی و بروز یک جنگ سرد جدید شود.» او گفت «ما باید برای پرهیز از ایجاد تفرقه ای جدید در اروپا و یا بازگشت به نظام گذشته بسیار مراقب باشیم.

نخست وزیر اوکراین، «ویکتور یانکوویچ» هم با انتقاد از استقرار این سامانه در اروپای مرکزی هشدار داده است که «اروپا نباید همانند دوره قبل از جنگ عراق مجدداً دچار تفرقه شود.

در نیمه دوم ماه مارس، «یاپ هوپ شفر» دبیرکل ناتو هم درباره تبعات منفی استقرار سامانه دفاع موشکی آمریکا در اروپا هشدار داد. وی در گفتگو با روزنامه «فایننشال تایمز» گفت استقرار این سامانه می تواند خطر جدایی و اختلاف بین اعضای این ائتلاف را ایجاد نماید. وی افزود، برنامه آمریکا می تواند با طرح های کنونی ناتو برای به کار انداختن یک سامانه پدافند موشکی تا سال 2010 تکمیل شود. لذا مواضع اروپای ها را می توان بصورت زیر خلاصه نمود:

1.       اروپایی ها معتقدند برای ایفای نقش و ایجاد یک رابطه دوجانبه و جلوگیری از یکجانبه گرایی ایالات متحده باید با این طرح موافقت نمایند

2.       لهستانی ها و چک ها تلاش می کنند تا با مطرح کردن خود بعنوان پیشگام در دفاع از اروپا یک حس ملی و غرور ملی در میان مردم خود ایجاد نمایند و آنها را در همراهی دولتهایشان متقاعد سازند.

3.       دولتمردان لهستانی و چک تلاش می کنند تا از همکاری با ایالات متحده جهت اجرای این طرح یک تضمین امنیتی در مقابل روسیه از آمریکا بدست آورند هرچند مردم لهستان و چک معتقدند این دلیل قانع کننده ای نیست زیرا در سال 1999 با پیثوستن به اتحادیه ناتو تضمین امنیتی لازم و متقابل را کسب کرده اند و برخی دیگر معتقدند همراهی کردن آنها در دیگر صحنه ها همچون حضور ارتش لهستان در عراق و شرکت در مبارزه جهانی علیه تروریسم وفاداریشان را به ایالات متحده ثابت نموده اند لذا دیگر نیازی به تلاش جهت نزدیکی به ایالات متحده در این طرح نیست.

4.       دولتهای چک و لهستان که به دنبال حمایتهای سیاسی ایالات متحده آمریکا هستند موافق اجرای این طرح هستند.  و البته این نظر هم در میان مردم چک و لهستان وجود دارد که برای اجرای این طرح بخشی از اراضی سرزمینی آنها به تصرف در می آید و به حاکمیت ملی آنها تجاوز می شود

5.       البته این سیستم و طرح با مقاومت در تعدادی از کشورهای اروپایی و دیگر کشورها روبرو شده است . انتقادکنندگان معتقدند این طرح ابزاری است که ایالات متحده به دنبال سیاست خلع سلاح یک جانبه است و لهستانی ها معتقدند این طرح به رابطه آنها با دیگر کشورها ی عضو اتحادیه اروپا ضربه می زند.

6.       برخی رهبران اروپایی معتقدند که دولت بوش به اندازه کافی با متفقین اروپایی یا با روسیه در خصوص برنامه ریزی این طرح مشورت نکرده اند

7.       در جمع منتقدان اروپایی این نظر وجود دارد که هزینه ای را که ایالات متحده جهت اجرای این طرح متقبل می شود نشانه شکست تلاشهای دیپلماتیک در متوقف کردن برنامه هسته ای و موشکی ایرانیان است

8.       در میان رهبران اروپایی برخی شامل دانمارک و انگلستان پشتیبانی خود را از این طرح اعلام نموده و برخی دیگر مخالفت خود را آشکارا اظهار داشته اند.

9.       اروپاییان معتقدند که این طرح باید صرفا در سایه حمایت اعضای ناتو مشترکا برگزار گردد نه صرفا در یک پیمان دوجانبه میان دو شریک ناتو

10.    لهستانی ها معتقدند که ایالات متحده امریکا جهت اجرای این طرح باید تضمین های امنیتی لازم را در برابر حملات غافل گیرکننده موشک های کشورهای هدف این طرح ، بدهد چراکه حضور امریکا را در سرزمین خود را باعث شکل گیری حملات غافل گیرانه به سرزمین خود میدانند .

11.    احزاب لهستان ضمن دفاع از این طرح خواستار برگزاری یک همه پرسی عمومی جهت شفافیت در تصمیم گیری و کاهش تنشها شده اند .  چک ها نیز خواستار برگزاری یک همه پرسی در این زمینه هستند .

جمع بندی و نتیجه

هدف اصلی ایالا متحده امریکا از مطرح نمودن چنین طرحی چیست ؟آیا روسیه مورد هدف است یا ایران ؟ آیا استقرار این سامانه دفاع موشکی  در راستای افزایش توان استراتژیک ایالات متحده با گسترش مرز های امنیتی اش و کاهش توان استراتژیک روسیه  می باشد   ؟

 عده ای از کارشناسان معتقدند اقدامات نظامی فرامنطقه ای آمریکا به صورت مستقیم یا غیرمستقیم علیه منافع جمهوری اسلامی ایران قابل تفسیر است. بر این مبنا استقرار سامانه دفاع ضدموشکی آمریکا در شرق اروپا حلقه ای دیگر برای تهدید ایران و همچنین گام دیگری برای تحکیم یک جانبه گرایی آمریکا است. لذا ضروری است برای مقابله با این تهدید، اقداماتی چون توجه کشورهای اروپایی به حساسیت حضور نظامی آمریکا در خاک اروپا، و توجه روسیه به خطر افزایش مانور نظامی آمریکا در نزدیکی خاک این کشور پی گیری شود.

البته این که موضوع استقرار سامانه دفاع موشکی علیه ایران تلقی می شود از سوی تعدادی از کسانی که نمی خواهند این مسأله تنشی در روابط روسیه با آمریکا و کشورهای اروپایی پدید آورد هم مطرح شده است. مقامات آمریکایی بارها در مذاکرات خود با طرف های روسی، هدف این سامانه را ایران و کره شمالی  معرفی کرده اند.

وابسته نظامی سفارت لهستان در مسکو، «آنژی لواندوفسکی» هم در واکنش به اعتراضات علیه این مسأله در روسیه، اظهار داشت «لهستان مسأله سامانه ضدموشکی در خاک خود را با توجه به تهدیدات از سوی ایران یا کره شمالی بررسی می کند.» وی طی یک کنفرانس مطبوعاتی در روز 6 فوریه در مسکو اظهار داشت «تهدید از سوی ایران ظرف 5-6 سال آینده وجود خواهد داشت.» به ادعای وی ایران تا سال های 2010-2013 از موشک های بالستیک با برد بیش از 6 هزار کیلومتر برخوردار خواهد شد. البته مشخص است که این اظهارنظر برای رهایی از فشار مقابله روسیه علیه لهستان مطرح شده است.

عده ای نیز سعی دارند این موضوع را با حساسیت نسبت به مسأله هسته ای جمهوری اسلامی ایران پیوند دهند. این گروه معتقدند آمریکا مدتی است تلاش دارد تا پرونده هسته ای ایران را از موضوعی سیاسی به موضوعی امنیتی تبدیل کند. در جریان پیچیده شدن معادله هستهای ایران، آمریکا در مورد تهدیدات احتمالی علیه اروپا از سمت تهدیدات موشکی ایران تبلیغ و بزرگنمایی می نماید. این تاکتیک برای افزایش وزن در کفه امنیتی موضوع هسته ای ایران تلقی می شود.

در مقابل عدهای معتقدند برخلاف اظهارات مقامات آمریکایی، این طرح در اصل به منظور کنترل بیشتر خاک روسیه، از نزدیک ترین نقطه در اروپای شرقی به این کشور صورت می گیرد و نه ترس از موشک های میان برد ایران یا کره شمالی. آمریکا هماکنون استقرار 18 سامانه دفاع موشکی در اختیار دارد که از این میان، 16 سامانه در آلاسکا و 2 سامانه در کالیفرنیا مستقر هستند. طبق برنامه جدید پنتاگون تا سال 2013 تعداد این سامانهها باید به 54 برسد: 40 سامانه در آلاسکا، 4 سامانه در کالیفرنیا، و 10 سامانه در لهستان؛ این به معنای محاصره کامل روسیه است.

ضمن این که در باور این عده از کارشناسان، آمریکا برای مقابله با ایران یا کره شمالی می تواند از پایگاه های خود در نزدیکی مرزهای این کشورها بهره ببرد و نیازی به احداث پایگاه موشکی در شرق اروپا ندارد. بر این مبنا، مصلحت بر این است که جمهوری اسلامی ایران به صورت مستقیم در این قضیه وارد عمل نشود.

در تأیید دیدگاه دوم، بسیاری از سیاست مداران اذعان کرده اند که این برنامه به صورت آشکاری روسیه را هدف قرار داده است؛ به عبارت دیگر این مسأله، مسأله ای بین متحدان آمریکا و روسیه است و نه علیه جمهوری اسلامی ایران. نگاهی به مواضع تند مقامات روسیه علیه این طرح نیز مؤید همین دیدگاه است. روسیه با صراحت مخالفت خود را با این طرح اعلام داشته و این اقدام را تهدیدی برای امنیت ملی روسیه و تلاش امریکا برای بر هم زدن تبادل قدرت در شرق اروپا می داند. رئیس جمهور روسیه به پراگ و ورشو هشدار داد «اگر آن ها درخواست واشنگتن را بپذیرند، با پیامدهای آن روبرو خواهند شد.» در واکنش های دیگر مقامات مسکو ماهیت این پیامدها مشخص تر شد. مقامات کاخ کرملین تهدید کردند در صورت پذیرفتن این طرح از سوی لهستان، تحریم هایی را علیه این کشور اعمال خواهد کرد. روز 15 فوریه 2007 رئیس ستاد ارتش روسیه، «ژنرال یوری بالوژوسکی»، هم هشدار داد در صورتی که لهستان در مورد استقرار بخشی از سامانه دفاع ضدموشکی آمریکا در خاک کشورش توافق نماید، روسیه ممکن است با نصب موشک های کوتاه برد و میان برد در کالیننگراد در صدد تلافی برآید.

واکنش های روسیه تنها به اعتراض های جدی به لهستان و جمهوری چک محدود نماند و به بر هم خوردن توازن قوا در اروپا و آسیب به روابط مسکو و واشنگتن هم اشاره شد. وزیر دفاع روسیه، «سرگئی ایوانف»، در اظهارات خود متذکر شد این مسأله توازن قوا در اروپا را بر هم خواهد زد. وی اعلام کرد «این طرح به همکاری ها میان واشنگتن و مسکو ضربه وارد خواهد کرد و به خاطر این طرح عدم توافق های زیادی میان آمریکا و روسیه در شورای امنیت سازمان ملل به وجود خواهد آمد.» اظهارات پوتین در اجلاس امنیتی مونیخ نیز دربرگیرنده چنین مضامینی بود.

به علاوه برخی از کشورهای همسایه جمهوری های چک و لهستان نیز این طرح را تهدیدی علیه امنیت خود می دانند و در این خصوص ابراز نگرانی کرده اند. از جمله مقامات بلاروس و اوکراین بارها مخالفت خود را با این طرح اعلام داشته اند و اجرای این نقشه ها را تهدیدی برای امنیت ملی خود قلمداد کرده اند

منابع در اندیشکده روابط بین الملل موجود است

#ایالات متحده امریکا #سپر موشکی #شرق اروپا #دفاع موشکی #ناتو

 

 1
اشتراک گذاری
Admin

Admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

موارد اخیراً مشاهده شده

بستن

هیچ پستی بازدید نشده است.

بازدید اخیر