متن کامل سخنرانی سید عبدالمجید زواری، در جلسه نقد کتاب فرهنگ صلح و چشم انداز زنانه - اندیشکده بین الملل

متن کامل سخنرانی سید عبدالمجید زواری، در جلسه نقد کتاب فرهنگ صلح و چشم انداز زنانه

سید عبدالمجید زواری تیر 5, 1397
Download PDF

متن کامل سخنرانی سید عبدالمجید زواری، در جلسه نقد کتاب فرهنگ صلح و چشم انداز زنانه

این نشست در تاریخ 4 تیر 97 در سالن انجمن جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شده است. برای اطلاعات بیشتر کلیک کنید

به نام بخشنده مهربان، ….. او که دوستدار صلح است و به پیروانش نیز توصیه می کند که انسانها را فارغ از هر نژاد و طبقه‌ای محترم بشمرند و از خشونت و جنگ علیه یکدیگربپرهیزند.

اندیشکده روابط بین الملل: خدمت اساتید و حضار محترم عرض سلام دارم، خیلی خوشحالم که امروز در جمع شما هستم و امیدوارم که انشالله برنامه پرباری داشته باشیم.

قبل از هر چیز ضایعه درگذشت استاد بزرگ جناب آقای دکتر قانعی راد را خدمت همه عزیزان و جامعه‌ی جامعه شناسی تسلیت عرض می کنم و امیدوارم روح ایشان قرین رحمت و آرامش باشد.

از انجمن محترم جامعه شناسی و گروه صلح این مجموعه هم بابت برگزاری این جلسه تشکر می کنم. یک تشکر ویژه هم از ناشر محترم کتاب سرکار خانم دستوری دارم که با راهنمایی ها و سعه صدرشان نقش کلیدی در ارتقا کیفیت کار داشتند و خدا را شکر با سخت گیری ها و حساسیتی که ایشون در مراحل مختلف به خرج دادند نهایتاً کار نسبتاً خوبی آماده شد.

*****

آشنایی من با موضوع زنان و صلح به سال 85 بر می گردد. در آن مقطع نظریه ای در سطح بین الملل مطرح شده بود که معتقد بود با توجه به تجربیات تاریخی مشارکت زنان در فرآیند صلح، و همچنین روحیه مادرانه خانم ها، در صورت دستیابی این گروه به سطوح عالی سیاست، شاهد کاهش خشونت ها و گسترش صلح در جهان خواهیم بود. بر اساس این استدلال آنها خواهان ورود این بخش از اجتماع در بدنه سیاسی و تصمیم گیری جوامع بودند و این موضوع حتی از طریق صدور قطعنامه هایی همچون 1321 در سازمان ملل نیز مورد تاکید قرار می گرفت.

بهرحال این موضوع برای من که در آن مقطع دانشجوی ارشد روابط بین الملل بودم خیلی جالب بود و تصمیم گرفتم که پایان نامه خود را روی این موضوع انجام دهم و نهایتاً موفق شدم در سال 1387 از پایان نامه خود با عنوان تاثیر جنسیت در حفظ صلح دفاع کنم که در آن به این موضوع می پرداختیم که حضور زنان در سطح رهبری یا سطوح عالی یک کشور چگونه می‌تواند روی تعهد این کشورها به مقوله صلح تاثیرگذار باشد. طی این کار، ضمن بررسی نمونه های مختلفی از عملکرد رهبران زن جهان به صورت ویژه عملکرد خانم لیونی در اسراییل و مرکل در آلمان مورد بررسی قرار گرفت.

از دیگر  فعالیت های بنده در این حوزه، برگزاری نشستی با همین عنوان در فرهنگسرای ملل در سال 87 بود. بعد از آن هم به فاصله کوتاهی مقاله ای با عنوان بررسی نقش زنان در فرآیند صلح در فصلنامه فرزانه که  به مسایل زنان می پرداخت منتشر شد و در ادامه هم در سال 88 مقاله ویژه ای به پنجمین همایش بین المللی حقوق بشر، مذهب و صلح در دانشگاه مفید قم ارایه شد. همچنین مقاله های متعددی نیز در اندیشکده روابط بین الملل منتشر شد.

*****

در سال 85 که بنده با این موضوع آشنا شدم، این موضوع به شدت جدید بود و یکی از دشواری هایی که در مسیر تحقیق با آن مواجه بودم نبود هیچگونه محتوای فارسی در این زمینه بود و حتی منابع لاتینی هم که به آنها مراجعه میکردم خیلی جدید بودند و همین باعث شد تا پروسه انجام پایان نامه من حدود سه سال طول بکشد. با این حال مشکل اصلی من در مسیر انجام پایان نامه، مهجوریت بیش از حد این موضوع در بین گروه های مختلف جامعه و حتی در بین جامعه دانشگاهی کشور بود که این موضوع را یک بحث فانتزی می دانستند که با توجه به مسایل مختلفی که کشور با آن مواجه است اصولاً نمی تواند به عنوان یک پایان نامه ارشد رشته روابط بین الملل مورد بررسی قرار گیرد.

همین دشواری ها و در اصل عدم استقبال سازمان های مرتبط از این موضوع، باعث شد تا برای چند سال این موضوع را کنار بگذارم و روی حوزه های دیگر مورد نیاز جامعه متمرکز شوم. با این حال در سال 95 بعد از آشنایی با سرکار خانم دستوری مدیر محترم انتشارات منشور صلح و تشویق های ایشان، نهایتاً تصمیم بر این شد که کتاب فرهنگ صلح و چشم‌انداز زنانه بر اساس یکی از اسناد یونسکو ترجمه شود. البته این کتاب هم با توجه به چندسالی که از زمان انتشارش گذشته بود در برخی موارد نیاز به بروزرسانی آمارها داشت که عملاً روند کار را از یک کار ترجمه ای صرف به یک کار پژوهشی تبدیل کرد.

****

با توجه به موضوع بحث امروز به صورت مختصر توضیحاتی در مورد کتاب و کلیات آن خدمتتان عرض می کنم و در ادامه نقش زنان در پروسه صلح بررسی می شود و به این موضوع می پردازیم که اصولا چرا در این مقطع، بحث مشارکت زنان در صلح و تاکید بر حضور در سطوح عالی سیاست مورد توجه واقع شده و پس از آن هم چشم انداز این موضوع در آینده بررسی می شود.

عنوان اصلی کتاب towards a womens agenda for a culture of peace  است که توسط بخش  زنان سازمان ملل منتشر شده است و نهایتا در فارسی با عنوان “فرهنگ صلح و چشم انداز زنانه” نامگذاری شد.

این کتاب از سه بخش و مجموعا دوازده فصل تشکیل شده که در قالب مقاله های مختلف به اقدامات زنان برای صلح و مسایل و مشکلات پیش روی آنها می پردازد.

کتاب حاضر ضمن پذیرش ویژگی های پروژه میان رشته ای “به سوی فرهنگ صلح” سازمان یونسکو، به پیچیده ترین مشکلات، مواجهه با پیامدهای اخلاقی و همچنین جستجوی گزینه های جایگزین که هم از نظر اخلاقی درست و هم از نظر عملیاتی قابل حصول باشند پرداخته است.

در اغلب بخش های این کتاب، نویسندگان به ضرورت مشارکت کامل و برابر زنان در سیاست گذاری صلح و امنیت طی یک فرآیند تحولی، فراتر از سیستم جنگ، توافق دارند.

بخش اول کتاب به بیان مسائل و مشکلاتی که در مسیر مشارکت زنان مشارکت زنان در جنگ، صلح و امنیت وجود دارد می پردازد. این بخش از پنج فصل تشکیل شده که طی آن دیدگاه های جنسیتی درباره فرهنگ صلح، مشارکت شهروندی و پیامدهای فعالیت های زنان در ایجاد فرهنگ صلح بررسی می شود.

بخش دوم با عنوان نقد جنسیتی سیاست ها و عملکرد صلح و امنیت در قالب چهار مقاله به دستور کار سازمان ملل برای موضوع جنسیت و صلح و لزوم شکل گیری یک دیدگاه فمینیستی در قبال دستور کار صلح می پردازد.

بخش سوم نیز با عنوان اقدامات و ابتکارات زنان برای صلح در قالب 3 مقاله شرحی از اقدامات و تلاش های مختلف زنان علیه خشونت سیاسی و نظامی در نقاط مختلف جهان از جمله در آمریکای لاتین و روسیه ارایه می کند.

در کل با توجه به محدودیت منابع مرتبط با فرهنگ صلح و به ویژه نقش زنان در این زمینه، کتاب فوق، منبع ارزشمندی است که می تواند از سوی اساتید و دانشجویان مطالعات زنان، حقوق بشر، مطالعات صلح و به طور کلی تمامی افراد علاقه‌مند به مباحث فرهنگ صلح مورد بهره برداری قرار گیرد.

نقش  زنان در فرآیند صلح

نقش بی‌همتای زنان در پیش‌گیری از اعمال خشونت کشورها، موضوعی است که در جستارهای صلح کمتر بدان پرداخته شده است. برای اغلب مردم، صلح معمولاً در تقابل با جنگ است. پوشش وقایع صلح در رسانه اغلب به این صورت است که رهبران کشورهای مختلف با یکدیگر دست داده و یا معاهده‌ی صلح امضا می‌کنند. گاهی نیز فرستاده‌ی سازمان ملل نشان داده می‌شود که سخت‌کوشانه برای حل مساله و درگیری میان گروه‌ها و ملت‌ها می‌کوشد. معمولاً فرستاده‌ها و رهبرانی که در این برنامه‌ها مشاهده می‌کنیم مردان هستند، یعنی همان‌هایی که جنگ را آغاز کرده‌اند.

با این حال بر اساس یک باور رایج، زنان آرام‌تر (صلح‌جوتر) از مردان هستند و مشارکت آنان در جریان‌های سیاسی به کاهش خشونت در سطح بین‌الملل منجر خواهد شد.

تجارب تاریخی نیز با تایید این موضوع از نقش موئثر زنان در ایجاد گفتگو و تعامل در بین گروه‌های مختلف درگیر جنگ خبر می‌دهند. انجمن مادران مفقود الاثر گواتمالا[1]، ائتلاف مادران شوروی (روسیه) که فرزندانشان در افغانستان و چچن مشغول جنگ بودند، و یا فعالیت‌های سیندی‌شیهان در مخالفت با جنگ عراق، نمونه‌های برجسته‌ای از نقش بی‌همتای زنان در مواجهه با خشونت اعمال شده از سوی حکومت‌ها هستند.

مهم‌ترین نکته‌ای که این گروه‌ها و دیگر گروه‌های مشابه بر آن تاکید می‌کنند، حفظ صلح و توسعه است. آنها ریشه‌ی جنگ‌ها را حس برتری جویی می‌دانند و معتقدند تا زمانی که امپراتوری‌ها، حکومت‌ها، قدرت‌ها و ملت‌هایی باشند که بی‌رحمانه آماده‌ی نابودی دیگرانند، دیگران نیز باید خود را برای جنگ مسلح کنند.

بر پایه‌ی چنین نگرشی فمینیست‌های اولیه با تاکید بر ضد جنگ بودن زنان به دلیل نقش مادرانه‌ی خود، خواهان ورود این بخش از اجتماع به بدنه‌ی سیاسی و تصمیم‌گیری جوامع شدند. به عقیده‌ی آنها زنان از این طریق جامعه را به سوی راه‌حل‌های غیر خشن و نهایتاً صلح سوق می‌دهند.

تحت تأثیر چنین فضایی نخستین حزب صلح زنان در سال 1925 توسط جین آدامز تشکیل شد و به این صورت زنان کوشیدند خود را در چشم‌اندازهای مربوط وارد کرده و با ارایه‌ی یک دیدگاه متفاوت فمینیستی جایگاه خود را در سیاست مستحکم کنند. این روند با ظهور فمینیسم رادیکال در دهه‌ی 1960 شدت بیشتری یافت و با تشکیل اجلاس پکن در 1995، و صدور قطعنامه های 1325 سال 2000، 1820 (سال 2008)، 1888 (سال 2009)، 1960 (سال 2010)، 2106 (سال 2013)، 2122 (سال 2013) و سرانجام قطعنامه 2242 در سال 2015 که با تاکید بر تعهدات کشورها در خصوص مشارکت فعال زنان زنان در روند تحکیم صلح، بر لزوم دستیابی کشورها به برابری جنسیتی تا سال 2030 اشاره می کند به اوج خود رسید.

قابلیت‌های زنان در حفظ صلح:

هرچند مردان بسیاری همپای زنان برای نیل به صلح تلاش کرده‌اند، اما برخی ویژگی‌های زنان که از آنها با عنوان شایستگی‌های محوری یاد می‌شود سبب شده است که در طول تاریخ این گروه بیش از مردان در پیشبرد و حفظ صلح موفق باشند. مهم‌ترین ویژگی‌ها عبارتند از:

زنان معمولاً با دیدگاه کلان‌نگرانه‌ی خود موضوع را جامع‌تر بررسی می‌کنند، به‌طوری که ممکن است به مواردی که بیشتر به اطفال، زنان و جامعه مرتبط باشد پرداخته شود.
زنان کمتر از مردان سلسله مراتبی عمل می‌کنند و به این ترتیب در مورد ریشه‌یابی منازعات عمیق‌تر و با دقت بیشتری عمل خواهند کرد.
زنان بیش از مردان نگران امنیت غذایی، آب و دیگر منابع و همچنین دسترسی آوارگان به سرزمین اصلی خود هستند. در نتیجه راهبردهای پیشنهادی آنها نیز عمدتاً مسایل زیستی، مراقبت‌های بهداشتی و آموزشی و در مجموع ایده‌های مربوط به عدالت و امنیت انسان را مورد توجه قرار می‌دهد.
زنان بیشتر خواهان رهبری جمعی هستند تا انفرادی؛ که این موضوع در نهایت به تقویت و بهبود سازمان‌دهی و گسترش مهارت‌های آنها کمک می‌کند.
بررسی نتایج عملیات‌های صلح سازمان ملل به ویژه در مورد بوسنی و هرزگویین، کامبوج، الساوادور، نامیبیا، و آفریقای جنوبی نیز ضمن تایید موارد فوق و تاکید بر روحیه‌ی تعاون، مشورت و رابطه‌ی متقابل زنان، نشان می‌دهد که مشارکت برابر و کامل زنان با مردان چگونه موجب موفقیت این سازمان در ایجاد صلح و حفظ آن شده است.

با توجه به موارد فوق، چنین می‌نماید که نقش زنان و مردان در فرآیند صلح به یک اندازه مهم است و برای دستیابی به موفقیت باید به خواسته‌های هر دو گروه توجه شود و بدین ترتیب در صورت حمایت صحیح از زنان،  آنها می‌توانند بخش مهمی از جریان برقراری و حفظ صلح را بر عهده گرفته و فرصت‌های جدیدی خلق نمایند.

دلیل پررنگ شدن نقش زنان در سالهای اخیر

دلایل زیادی برای حضور زنان در عرصه های سیاسی ذکر شده است و کارشناسان سیاسی از زوایای گوناگون به بررسی ابعاد تاثیر این حضور تاریخی پرداخته اند. با این حال شاید برای برخی این سوال پیش بیاید که علت تشدید این موج در سال های اخیر چیست و چه عاملی موجب موفقیت زنان برای دستیابی به بالاترین سطوح قدرت و تصمیم گیری در کشورهای مختلف می شود؟ و چرا در مقاطع مختلف تاریخ چنین امکانی و با این شدت برای زنان فراهم نبوده است؟

شاید بتوان با بررسی تغییرات ژرف محیط جهانی, پاسخی در خور برای این سوال یافت. بشر تاکنون دو موج کشاورزی و صنعت را پشت سر گذاشته است و امروز با انقلاب عظیمی که در عرصه ی اطلاعات به وقوع پیوسته، به قول تافلر ما در آستانه ورود به جامعه اطلاعاتی و یا موج سوم هستیم.

به گفته ی تافلر در کتاب موج سوم محور هر فرهنگ و تمدن، انرژی است. در موج اول یا جامعه کشاورزی نیروی عضلانی اصلی ترین منبع انرژی جوامع بود و با توجه به برتری نسبی مردان در این زمینه، طبیعی است که زن جنس دوم محسوب شده و جامعه‌ی مرد سالار پدید آید.

در موج دوم با ورود تدریجی صنعت به زندگی مردم، تمدن مدرن پایه گذاری می شود. در چنین تمدنی، نیروی عضلانی به تدریج جای خود را به انرژی فسیلی _نفت،گاز، ذغال سنگ و…_ می دهد و با توجه به افزایش چشم گیر حجم تولید و مصرف از یک سو و کمبود نیروی انسانی از سوی دیگر، به تدریج با ورود زنان به بازار کار اولین زمزمه های برابری حقوق زنان و مردان به گوش می رسد. از آنجا که در چنین جامعه ای مردان دیگر برتری سابق را نداشتند و از سوی دیگر نیاز روزافزون به کارگران جدید و ارزان، سبب شد با گذشت زمان برخی از خواسته های زنان مورد توجه قرار گیرد.

در موج سوم نیز که ما در آستانه ی ورود به آن قرار داریم، اطلاعات به عنوان ملاک برتری مورد توجه قرار گرفته است و بشر دوران جدیدی از حیات خویش را تجربه خواهد کرد. ویژگی چنین جوامعی که از آنها با عنوان “جامعه ی اطلاعاتی” یاد می شود، تولید و جابجایی حجم انبوه اطلاعات است. اگرچه در جامعه ی اطلاعاتی یا پسامدرن همچنان انرژی های فسیلی و دیگر انرژی های نو به عنوان منابع تامین انرژی به شمار می آیند[2]، اما تغییر ارزش ها و ملاک های برتری، فرصت های تازه ای را پیش روی زنان جهان قرار داده است. از آنجا که در جامعه ی اطلاعاتی مردان و زنان برتری خاصی نسبت به یکدیگر ندارند، پیگیری حقوق برابر و رهایی از سلطه تاریخی مردان، در دستور کار طرفداران فمینیسم قرار گرفته است. تلاشی که حتی در برخی گرایش های فمینیستی رادیکالی, حذف مردان را از کلیه ی شئون اجتماعی هدف گرفته است.[3]

چشم انداز آینده

با توجه به سیر تحولات سالهای اخیر و لزوم توجه به مشارکت زنان در سطوح عالی اجتماعی و سیاسی، گروهی از فمینیست‌ها (فمینیست‌های پست مدرن) معتقدند با افزایش تحصیلات و آگاهی زنان و تمایل آن‌ها به نقش‌پذیری و حضور گسترده در جامعه، تا سال 2050 زنان در صحنه‌ی روابط بین الملل قدرت را به دست خواهند گرفت.

این گروه معتقدند با توجه به این‌که در طول تاریخ مردها در رأس کار بوده‌اند، سیاست نیز تحت تاثیر روحیات مردانه نوشته شده است و خشونت، جنگ، فقر، تبعیض، نابرابری و… به دلیل همین روحیات مردانه شکل گرفته است.

فمینیست‌های پست‌مدرن معتقدند با توجه به روحیات و شخصیت لطیف زنانه، با سپردن قدرت به زنان، صلح، توسعه و رشد جوامع جایگزین جنگ، فقر و امور ناپسندی می‌شود که ثمره و نتیجه‌ی دیدگاه‌های مردانه است.

شواهد موجود در سطح جهان نیز حکایت از این امر دارد که حضور زنان در سیاست به تدریج پررنگ‌تر خواهد شد و توجه ویژه سازمان ملل به موضوع برابری جنسیتی و همچنین روند رو به رشد حضور زنان در سطوح عالی سیاسی کشورهای مختلف نشان دهنده این است تحولات جدیدی در حال وقوع است که می تواند به پررنگ شدن نقش زنان در فرآیندهای صلح کمک کند.

#نقد_کتاب     #زنان_صلح        #صلح     #مجید_زواری

[1] The Grupo Apuyo Mario(GAM)

. تافلر, آلوین. موج سوم. کترجم:شهین دخت خوارزمی. نشر علم؛ 1385[2]

. گوهری مقدم, ابوذر. نظریه فمینیستی در روابط بین الملل. سایت اینترنتی باشگاه اندیشه. 28/6/1383.[3]

 2
اشتراک گذاری
سید عبدالمجید زواری

سید عبدالمجید زواری

مدیر اندیشکده روابط بین الملل،مدیر مسئول ماهنامه اندیشه روابط بین الملل، پژوهشگر، کارشناس و تحلیلگر مسایل بین الملل، دانشجوی دکتری روابط بین الملل، آینده پژوه و مدرس دانشگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

موارد اخیراً مشاهده شده

بستن

هیچ پستی بازدید نشده است.

بازدید اخیر