مقایسه دیدگاه های ژومینی و کلازویتس درباره جنگ - اندیشکده بین الملل

مقایسه دیدگاه های ژومینی و کلازویتس درباره جنگ

Admin اردیبهشت 12, 1395
Download PDF

حسین اژدر

اندیشکده روابط بین الملل: ناپلئون یک نابغه عملی استراتژیک بود . از اواخر قرن هیجدهم و اوایل قرن نوزدهم به بعد با بروز انقلابها و قیامهای سیاسی و اجتماعی و بروز جنگهای ناپلئون، مفاهیم استراتژی و تاکتیک دچار دگرگونی شد. جنگهای ناپلئون تاکتیکهای نظامی را به کلی تغییر داد . ناپلئون موفقیتش را در جنگها مرهون تدابیر یا حیله های فرمان دهی خود (فرماندهان) و در حقیقت به کار گرفتن تاکتیکهای دقیق و پیروزمند میدانست .

بر اساس تجارب ناپلئون استراتژی تعریفی وسیع تر از آنچه در روم و یونان به کار میرفت به خود میگیرد و با عنوان علم حرکات و طرح های نظامی یا علم جنگ و تهیه ی طرحها و خط مشی واحدهای نظامی مطرح میشود .در واقع، خط مشی واحدهای نظامی همان حرکات است که این واحد های نظامی انجام میدهند و امروزه علم “تاکتیک” این حرکات را برای کسب در نبرد بررسی میکند.

نبوغ جنگی ناپلئون و توان نظامی فرانسه از سویی و دستیابی به سلاحهای جدید و مشارکت توده ای مردم در جنگ بر تاریخ استراتژی و مفهوم آن آثار تعیین کننده ای گذاشت.

نبوغ ناپلئون در سطوح استراتژیک و عملیاتی جنگ کاتالیزور مهمی برای توسعه ی مکتب قاره ای تفکر استراتژیک در تمامی قرن نوزدهم بود. ( ازغندی، جنگ و صلح، سمت؛ ص61) از نخستین کسانی که در مکتب جدید اندیشمندان نظامی دوره ی ناپلئون ظهور کردند، آنتونی هنری ژومنی سوییسی (1779-1869) و کارل فون کلازویتس پروسی (1780-1831) بودند که هم در زمینه ی تئوری نظامی و هم بر برداشتهای رایج جنگ تاثیر جاودانه بر جای گذاشتند.

ژومینی با استفاده از تجاربی که در جبهه های نبرد به دست آورده بود اعتقاد داشت که استراتژی، هنر رسانیدن یا حرکت نیروها به میدان جنگ و تاکتیک، هنر هدایت آن نبردها در صحنه ی نبرد است. او در کتاب “خلاصه ای از هنر جنگ” که در سال 1838 منتشر کرد، استراتژی را شامل تمامی عملیاتی میداند که در صحنه های جنگ به نحوی نقش دارند؛ ضمن اینکه به اعتقاد او برای پیروزی در جنگ باید به سرعت و به موقع نیروهای انسانی را بدون به مخاطره انداختن آنها به صحنه های نبرد منتقل کرد. ( ارل ادوارد ام.؛تاریخ فن جنگ؛ترجمه محمد علی پیروزان،1343، ص122-125)

کلازویتس فیلسوف و استراتژی دان پروسی اوایل قرن نوزدهم ،در اثرش با عنوان”درباره ی جنگ” مینویسد :عملیات نظامی وسیله ایست برای اجرا و تحقق سیاست .استراتژی نظامی بدین ترتیب طرح کلی نبوده ،بلکه جزئی از یک طرح سیاسی است که بنا به نظریه ی جنگ تمام منابع یک ملت برای اجرای مقاصد سیاسی به کار میرود. ( ازغندی،جنگ و صلح، سمت؛ص61)

وی این تلاش همه جانبه را “استراتژی کلی” نامید، بنابراین استراتژی نظامی را در واقع به منزله ی تاکتیک معرفی میکند. وی در جای دیگری از کتابش مینویسد : «دو فعالیت متمایز در جنگ وجود دارد :تاکتیک و استراتژی.

تاکتیک عبارت است از فن بکار بردن نیروها و هدایت عملیات در رزمها و استراتژی عبارت است از فن هدایت نبرد و تطبیق و هماهنگ ساختن رزمها برای نیل به اهداف جنگ.”

بیشتر نوشته های کلازویتس هنوز از اعتبار بسزایی برخوردار است و مفاهیم ارزنده قابل توجهی دارد. ( همان )

شباهت های آثار ژومینی و کلازویتس

در کتاب ژومینی با نام«خلاصه ای از هنر جنگ ( summary of art of war)  و کتاب کلازویتس با عنوان ( در باب جنگ ( on war; به سطوح تاکتیکی و استراتژیک پرداخته و از اهمیت بسیار زیاد عامل روحیه یاد کرده اند. کلازویتس از سادگی طرحها، طرفداری نموده و بر «اصطکاک» در جنگ تاکید نموده و برای ژومینی سادگی در طرح ریزی نبرد یک ارزش اساسی بوده ، چرا که او عقیده داشت “هرچه مانور قاطع ساده تر باشد، موفقیت آن نیز حتمی تر خواهد بود.”

هر دو اندیشمند به کرات عبارت “درام یا نمایشنامه ی جنگ” را به کار میبرند، یعنی جنگ حالتی سیال و متغییر داشته و در بسیاری از موارد منوط به شانس میباشد. هردو بر نابودی نیروهای دشمن به عنوان هدف کلیدی هر عملیات نظامی تاکید می ورزند.

هر دو از ارزش غافلگیری و مزایای ابتکار عمل استراتژیک کاملا آگاه بودند. .هر دو تاکید داشتند که تمرکز قوا در نقطه ی سرنوشت ساز نبرد یک ضرورت است. هر دو استراتژیست های هستند که از جنگ آفندی حمایت میکنند.

تفاوتهای موجود در آثار ژومینی وکلازویتس

تفاوت اساسی میان این دو آن است که ژومینی اصولا به عنوان یک مطلع و آگاه حرفه ای در حوزه ی جنگ قلم میزد، در حالی که کلازویتس به عنوان یک فیلسوف جنگ دست به قلم میبرد. ژومینی بیشتر با جنبه های عملی جنگ مرتبط بود و از این رو در پی آن بود که برای کسب پیروزی در جنگها یک نظام نظری بنا نهد.

بنابراین کلازویتس در سطح استراتژیک جنگ قلم میزد در حالی که ژومینی در سطوح تاکتیکی و عملیاتی جنگ مینوشت. و دیگر اینکه در مقایسه با آنچه در نظریه ی «جنگ علمی»ژومینی بیان شده بود ،کلازویتس بر اهمیت عوامل” روحی و روانشناختی” در جنگ تاکید بیشتری می ورزید. کلازویتس عقیده ی ژومینی در خصوص وارد آوردن ضربات پی در پی به نقطه ی سرنوشت ساز دشمن را رد کرد در حالی که خود نظریه ی مشابهی با نام «مرکز ثقل»داشت چرا که او این امر را یعنی وارد آوردن ضربات پی در پی به نقطه ی سرنوشت ساز دشمن را تلاشی میدانست برای”تنزل دادن همه ی اسرار هنر جنگ به فورمول برتری عددی در یک زمان و مکان معین.

در زمینه ی تدارکات و لجستیک درک ژومینی از ارزش لجستیک بسیار عملی تر از دیدگاه کلازویتس بود که سعی داشت تدارکات نظامی را از امور اجرایی جنگ جدا نماید .

کلازویتس عقیده داشت که موضوعاتی که نه به عمل جنگیدن ،بلکه ،حفظ ونگه داری تجهیزات و مراقبت از بیماران مربوط میشود اهمیت چندانی ندارد ،در حالی که در نزد کلازویتس تدارکات با الگوی کلی جنگ کاملا مرتبط بوده و در تعیین نتایج عملیات  نظامی یاری رسان بود.

باید توجه داشت که زمانی که ژومینی بر تفوق و برتری رهبری نظامی اصرار می ورزید ،کلازویتس بر این مطلب اصرار داشتن که رهبری سیاسی باید حرف آخر را بزند چرا که سیاست ماهیت جنگ را مشخص میکند و شرایط سیاسی، استراتژی را شکل میدهد. باید به خاطر داشت که کلازویتس گفته است :

جنگ چیزی نیست مگر ادامه ی سیاست با شیوه ای دیگر.

بر خلاف کلازویتس ،دیدگاه ژومینی نسبت به جنگ جنبه ای سرزمینی داشت یعنی طبق نظر ژومینی هدف اصلی درگیری مسلحانه کسب منافع ارضی و سرزمینی بود . علاوه بر این تاکید عمده ی ژومینی بر تهاجم، و تاکید کلازویتس بر تهاجم تدافعی بود.

در حالی که ژومینی از مفهوم جنگ داخلی یا جنگ مردمی بیزار بود ،نظر کلازویتس آن بود که جنگهای مردمی اگر در ارتباط با عملیات یک ارتش منظم صورت پذیرند میتوانند بسیار موثر باشند. برخلاف کلازویتس ،ژومینی به درستی از ارزش قدرت دریایی آگاه بود و در مورد جنگ دریایی مطالب بسیاری گفته است.

باید توجه داشت که ژومینی اگر چه غیر مستقیم ولی در توسعه ی داکترین نیروی دریایی سهم بسزای ایفا کرده.  در حالی که کلازویتس، به عنوان یک پروسی، نیازی به برسی عملیات دریایی نمی دید.

عقیده ی کلازویتس مبنی بر اینکه : هر کس که بوته زاری را به اشغال در آورد کورکورانه عمل کرده و در مورد اقدامات احتمالی دشمن به هیچ چیز پی نخواهد برد مورد انتقاد ژومینی قرار داشت زیرا اعتقاد داشت که برای پناه گرفتن نیروها در برابر آتش توپ خانه دشمن باید از آنچه که به طور طبیعی در زمین آن منطقه است(امکانات طبیعی) استفاده بهینه ای شود و نیز به اعتقاد وی استفاده ی توام با احتیاط از پوشش طبیعی برای اختفای حرکت نیروها و نیز طرح ریزی جز به جز لجستیکی از عناصر مهم یک عملیات موفقیت آمیز محسوب میشود.

خلاصه اینکه مقایسه عقاید و نظریه های این دو استراتژیست بزرگ آشکار می سازد که تفاوت اساسی آنها در رویکردشان به مطالعه ی جنگ بوده است.

کلازویتس در سطح استراتژیک قلم میزد ، در حالی که ژومینی در سطوح عملیاتی و تاکتیک قلم میزد. ژومینی دیدگاه معماری هندسه گرا و کلازویتس دیدگاه هنرمندی کل گرا را داشت.

 1
اشتراک گذاری
Admin

Admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

موارد اخیراً مشاهده شده

بستن

هیچ پستی بازدید نشده است.

بازدید اخیر