موانع مشارکت زنان در توسعه اقتصادی اجتماعی جوامع - اندیشکده بین الملل

موانع مشارکت زنان در توسعه اقتصادی اجتماعی جوامع

Admin تیر 30, 1397
Download PDF

در مفهوم عام، نوعی از دگرگونی است که انسان با تلاش و کوشش آگاهانه و یا به طور ناآگاهانه جت رفع نیازها و تامین امنیت، در خود و محیط ایجاد می کند.

زهرا باقری

           

اندیشکده روابط بین الملل: توسعه: در مفهوم عام، نوعی از دگرگونی است که انسان با تلاش و کوشش آگاهانه و یا به طور ناآگاهانه جت رفع نیازها و تامین امنیت، در خود و محیط ایجاد می کند. در تعریف خاص، توسعه عبارت است از دگرگونی کیفی و ساختاری در تمام ارکان و عناصر جامعه. آنطور که جامعه از وضعیت موجود به وضعیت نوینی گذر می کند، مثلا از مرحله کشاورزی به مرحله صنعتی و یا از مرحله وابستگی به مرحله خوداتکایی و خودکفایی گام بر می نهد. (سیف اللهی، جامعه شناسی مسائل اجتماعی ایران، 1386: 35) از سوی دیگر می توان بیان کرد که اصطلاح توسعه به صورت فراگیر پس از جنگ جهانی دوم مطرح شد. واژه توسعه در لغت به معنای خروج از «لفاف» است. در قالب نظریه نوسازی، لفاف همان جامعه سنتی و فرهنگ و ارزش های مربوط به آن است که جوامع برای متجدد شدن باید از این مرحله سنتی خارج شوند.

در تعریف توسعه نکاتی را باید مدنظر داشت که مهم ترین آنها عبارتند از این که اولا، توسعه را مقوله ارزشی تلقی کنیم، ثانیا آن را جریانی چند بعدی و پیچیده بدانیم، ثالثا به ارتباط و نزدیکی آن با مفهوم بهبود توجه داشته باشیم. (ازکیا، 1386: 24)

در زمینه توسعه انسانی:

  • شاخص توسعه انسانی (HDI)

این شاخص در سال ۱۹۹۱ توسط سازمان ملل متحد معرفی گردید که براساس این شاخص‌ها محاسبه می‌گردد: درآمد سرانه واقعی (براساس روش شاخص برابری خرید)، امید به زندگی (دربدو تولد) و دسترسی به آموزش (که تابعی از نرخ باسوادی بزرگسالان و میانگین سال‌های به مدرسه‌رفتن افراد است).

  • حضور فعال زنان در عرصه اجتماعی

هر چه حضور فعال زنان در عرصه های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بیشتر باشد، جامعه توسعه یافته‌تر است. درجوامع توسعه نیافته، نیمی از جمعیت را زنان تشکیل می‌دهند که اکثرا بیکارند و به این ترتیب نیروی انسانی در این کشورها به نصف کاهش یافته است. (برگرفته از سایت دانشنامه آزاد«ویکی پدیا»)

و در مقایسه توسعه یافتگی زنان نسبت به مردان:

1- امید به زندگی در بدو تولد

۲- نسبت باسوادی بزرگسالان

۳- تخمین درآمد سالانه

۴- سهم زنان از کرسیهای پارلمان

۵- سهم زنان از حکومت در سطح وزارت

۶- سهم زنان از مقامهای عالی مدیریتی

۷- سهم زنان از نیروی کار ماهر و متخصص

۸- میانگین نسبت درامد زنان به مردان

۹- سهم زنان دارای فعالیت اقتصادی از کل

۱۰- نسبت تعداد فعالان اقتصادی زن به مرد

۱۱- سهم زنان و مردان از شاغلین در فعالیتهای اقتصادی مشترک خانوادگی

۱۲- سال کسب حق رای توسط زنان

۱۳- سال حضور اولین نامزد زن در انتخابات(برگرفته از وبلاگ مکافات)

از آنچه بیان شد، به این نتیجه می رسیم که یکی از ارکان اساسی توسعه که به عنوان بخشی از نشانه­های توسعه یافتگی یا عقب ماندگی کشورها مورد نظر است، سهم زنان در توسعه است.

اینکه زنان به طور کلی چه سهمی از توسعه را بر عهده دارند، آیا این سهم به طور کلی وجود داشته، یا اصلا وجود نداشته و ندارد، و یا اینکه اگر بوجود آمده از چه زمانی و معلول چه عواملی بوده است تمامی سوالاتی است که در این تحقیق قصد بررسی آن را داریم.

آغاز ورود زنان به عرصه اقتصادی و اجتماعی به طور گسترده

در زمان­های پیش از انقلاب صنعتی زنان همراه با مردان در کارهای دام­داری و کشاورزی مشارکت داشتند، داشتن فرزند برای آنان بسیار مهم بود، چراکه به عنوان نیروی کار به آن­ها نگاه می­شد، و خانواده در حقیقت یک گروه اقتصادی به شمار می رفت، محصولات آن البته شاید بیش از ذخیره هم می رسید اما تجارتی بر اساس این محصولات صورت نمی گرفت، چراکه همه تولید کننده بودند.

این جریان تا انقلاب صنعتی و تولید ماشین های صنعتی وجود داشت، در این زمان بود که عده ی زیادی از مردان برای کار در کارخانه ها دعوت شدند، و عملا منبع اقتصادی به خارج از خانه منتقل شد و تفکیک خاصی میان شغل زنانه و مردانه صورت گرفت و بر این اساس زنان به طور کلی از صحنه مشارکت اقتصادی حذف شدند و همراه با این حذف، قدرت اختیار و تاثیرگذاری را در جامعه نیز از دست دادند، چراکه حربه اقتصاد، در بسیاری از موارد، از جمله اثرگذاری در تصمیم گیری ها، حربه تاثیرگذاری است.

 تاثیر می گذارد.

زنانی که تا دیروز همپای مردان در خانه همراه با وظایف خانه داری(که البته بین مردان و زنان تقسیم خاصی وجود نداشت)، به کارهای متفرقه و تولیدی هم می پرداختند، اکنون فقط باید در خانه بمانند.

این جریان ادامه داشت تا زمان جنگ جهانی اول که بسیاری از مردان به جنگ رفتند، کارخانه ها خالی شد و تبلیغات شرکت ها برای جذب نیروی کار (زنان) صورت گرفت.

با شروع جنگ در قرن 20، هرچه مردان بیشتر به سمت میادین جنگ جذب می شدند جا و فضای کاری در جامعه بیشتر برای زنان فراهم می‌گردید. در اوایل قرن 20 با ظهور مشاغل خدماتی، فروشندگی، ‌دفتری و همچنین اختراع ماشین‌ تایپ حضور زنان در عرصه‌ی بازار کار، رشد چشمگیری داشت و رفته رفته با تخصصی شدن مشاغل و رشد تخصص‌ها نیاز به آموزش در سطوح ابتدایی و متوسطه نیز برای دختران و پسران در دستور کار قرار گرفت، رشته درسی دختران که در ابتدا به چند شاخه نقاشی و زبان و دوخت و دوز در قرن 19 محدود بود، زمینه‌ای شد تا اندک اندک زنان را به حرفه‌های پزشکی و حقوق وارد کرد. و حضور زنان شاغل در بخشهای مختلف اقتصادی نیز به تدریج وارد اتحادیه‌های کارگری، صنفی و حرفه‌ای می‌شدند و یا انجمن‌ها و اتحادیه‌های خاص زنان را تشکیل می‌دادند، حضور این زنان در اینگونه تجمعات به معنای افزایش توانایی‌های اجتماعی و سیاسی آن‌ها بود.

اما تحلیل دیگری هم وجود دارد که در آن، از دید اقتصادی اینگونه بیان می شود که: زنان در این زمان از نظر اقتصادی بهترین مهره ها برای کارخانه بودند چراکه هم ارزان بودند و هم مطیع (در مقابل زورگویی­ها)

اما همین زنان با بدست­آوردن منابع مالی مستقل از خانواده، دارای اعتماد به ­نفس شدند و کم­کم زمزمه­هایی برای احقاق حقوق تضعیف شده شان، به دست شرکت ها و کارخانه ها به گوش رسید.

این جریانات تا زمانی که جنگ جهانی اول تمام نشده و مردان دوباره به کارخانه ها باز نگشته بودند صورت نگرفته بود، اما وقتی منابع مالی زنان از آنها گرفته شد و طی تبلیغات مختلف از آنها خواسته شد که به خانه­های خود باز گردند، جریانات موسوم به فمنیسم شکل گرفت.

واژه فمنیسم، از واژه فمنیم یا فمینا از لغت فرانسوی گرفته شده است که ریشه لاتینی هم دارد، در زبان فارسی بعضی از اندیشمندان داخلی، واژه «زنانه‌نگری» را معادل فمنیسم پیشنهاد داده‌اند؛ یعنی از دریچه نگاه زنان، مسائل را تحلیل کردن. بعضی از فمنیست‌های خارجی، واژه زن‌وری را معادل این لفظ قرار داده‌اند و بعضاً آن را به آزادی‌خواهی زنان معنا می‌کنند. و در اصطلاح دو معنا از واژه فمنیسم شده است:‌ در معنای اول به جنبش‌ها و نهضت‌هایی اطلاق می‌شود که بر اساس الگوی برابری، داعیه دفاع از حقوق زنان را دارند؛ این معنا ناظر به یک نهضت اجتماعی است نه یک نظریه علمی. اصطلاح دوم نظریه‌ای است که تبیین‌کننده فرودستی زنان است و آرمان خود را برابری زن و مرد می‌بیند، اصطلاح دوم نظریه علمی است نه جنبشی اجتماعی.

و بعد از آن جریانات، فمنیسم در چند دوره یا به اصطلاح موج صورت گرفت،

موج اول در قرن 17 و 18: فمینیست های اثبات گرا که تلاش می کردند وجود زن را به عنوان یک موجود مستقل معرفی کنند، باید به عنوان یک انسان به آن نگاه شود مثل یک مرد.

– موج دوم: تلاش می کردند هر گونه تفاوت و تضاد ناشی از جنسیت را از بین برند و زنان نیز مثل مردان از حقوق برابر برخوردار باشند و در فعالیت های اجتماعی مشارکت کنند.

– موج سوم: (مدرن) (قدرت طلب): معتقدند نه تنها زن فرودست نیست بلکه فرا دست نیز هم است- حتی ادعا می شود زنان می توانند و حق دارند قدرت زنانه را جایگزین آن چیزی نمایند که تا کنون مردانه بوده است. (در مقابل دیدگاه مرد سالاری)

– پست مدرن ها (دیدگاه جدید): معتقد به نوعی تعادل، حفظ نظام خانواده- همراه با تعادل در مشارکت بیرون خانه می شوند.

و حاصل این تحولات، چند گرایش بود: فمینیسم لیبرال، فمینیسم رادیکال، فمینیسم پست مدرن، فمینیسم سیاه پوستان، فمینیسم آنارشیم، مکتب اکوفمینیسم، همچنین فمینیسم مدرن نیز از دیگر شاخه های فمینیسم است که در قرن بیستم بوجود آمده است.

موانع و مشکلات مشارکت زنان:

با این رویکرد، میتوان اینگونه بیان داشت که علی­رغم تلاش­های زنان برای احقاق حقوق خود چون قدرت در دست مردان بود، هنوز هم زنان نتوانسته اند به طور کامل عدالت جنسیتی را در کل جهان، و یا حتی کشورهای زیادی ایجاد کنند.

این موانع و مشکلات خود به چند دسته تقسیم می­شوند: مشکلات داخلی که به اصطلاح به زنان باز می­گردد، زنان خود این مسائل را ایجاد کرده­اند و به آن باور دارند، به قول خانم() دروغ­هایی که زنان درباره خود باور می­کنند و دسته­ای از عوامل زاییده جامعه یا کژفهمی­ها از دین و سوء استفاده از سوی مردان است.

منابع:

  1. ابوالمعالی الحسینی، نرگس. سایه‌ها، جلدسوم، زن بودن ممنوع،‌ گروه هنری پژوهشی حنیف، تهران: انتشارات روزنامه ایران، 1387.
  2. ازکیا، مصطفی و غلامرضا غفاری. جامعه شناس توسعه، تهران: انتشارات کیهان، چاپ پنجم، 1384.
  3. جزوه کلاسی خانم دکتر طاهره میرساردو در درس زن و خانواده، 1387.
  4. زاهدی، محمدجواد، توسعه و نابرابری، تهران: انتشارات مازیار، چاپ دوم، 1385.
  5. سایت اندیشکده روابط بین الملل «irtt.ir»
  6. سایت دانشنامه آزاد «ویکی پدیا»
  7. سایت مجله معارف«maarefmags.com»
  8. مشیرزاده، حمیرا. از جنبش تا نظریه اجتماعی: تاریخ دو قرن فمنیسم، تهران: نشر پژوهش شیرازه، 1385.
  9. وبلاگ مکافات«mokhaalef.blogfa.com»

#تعامل #مشارکت زنان #توسعه اقتصادی #تنگناها و موانع

 0
اشتراک گذاری
Admin

Admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

موارد اخیراً مشاهده شده

بستن

هیچ پستی بازدید نشده است.

بازدید اخیر