میراث برلوسکنی - اندیشکده بین الملل

میراث برلوسکنی

سید عبدالمجید زواری بهمن 11, 1394
Download PDF

اندیشکده روابط بین الملل: توفان بحران اقتصادی غرب دومین قربانی خود را از سومین قدرت اقتصادی یورو انتخاب کرد و برلوسکنی، نخست‌وزیر جنجالی با تسلیم در برابر نظر مخالفان جای خود را ماریومونتی داد. وی که به مدد ثروت افسانه‌ای و امپراتوری رسانه‌ای‌اش همواره بر اتهام‌های مالی و اخلاقی چیره شده بود، با تسلیم در برابر اراده معترضان به طرح ریاضت اقتصادی شگفتی‌ساز شد. اما برلوسکنی چه کسی بود و 17سال فعالیت سیاسی او چه پیامدهایی برای ایتالیا داشت؟ این یادداشت ضمن بررسی این پرسش، چشم‌انداز ایتالیا پس از او را بررسی می‌کند.

سوپر میلیاردر همه کاره

برلوسکنی به عنوان ثروتمندترین شخصیت سیاسی جهان، فعالیت‌های متنوعی را در کارنامه خود دارد؛ از خوانندگی گرفته تا ساخت شهرک‌های مسکونی، راه‌اندازی و مدیریت شبکه‌های متعدد رسانه‌ای، شرکت‌های تولید فیلم، بیمه، انتشارات و مالکیت باشگاه میلان. وی همچنین ریاست حزب «ایتالیا به پیش» را برعهده دارد و طبق فهرست مجله فوربس با سرمایه 9 میلیاردی‌اش به عنوان هفتاد و چهارمین ثروتمند جهان شناخته می‌شود. در حقیقت برلوسکنی فردی است که کسب و کار را با قدرت سیاسی ترکیب کرده و تصویر جدیدی از یک سیاستمدار در اروپا و جهان ایجاد کرده است. چهره پرحاشیه ایتالیا نخستین بار در مارس 1994 با شعار «ایتالیا به پیش بتاز» عهده‌دار سمت نخست‌وزیری شد و پس از آن دو نوبت دیگر در سال‌های 2001 و 2008 نیز موفق شد به مقام نخست‌وزیری برسد.

میراث 17سال فعالیت سیاسی

بسیاری از کارشناسان سیاسی با اذعان به تشدید مشکلات ایتالیا در دوران حکومت برلوسکنی، معتقدند پیامدهای دردناک این سوءمدیریت تا سال‌ها در زندگی مردم حضور خواهد داشت. سیاست‌های ناکارآمد برلوسکنی، ایتالیا را به ورطه بدهی‌های عظیم کشانده است و این کشور با بدهی‌ای معادل 120 درصد تولید ناخالص داخلی خود بار سنگینی را بر دوش می‌کشد. از سوی دیگر برخی کارشناسان میل به فردگرایی در برلوسکنی را ناشی از اشتیاق وی به فاشیسم و حس قدرت‌طلبی می‌دانند. برلوسکنی با ادعای تجددگرایی از نخبگان قدیمی فاصله گرفت. وی وعده داد همه چیز را بهتر خواهد کرد اما وعده‌های او هیچ‌گاه عملی نشد. وی می‌خواست با ایجاد میلیون‌ها شغل جدید و کاهش مالیات یک انقلاب لیبرال به راه بیندازد، اما این اقدامات یکجانبه‌گرایانه نه تنها تاثیر مثبتی نداشت بلکه با افزایش بیکاری در بین جوانان و مهاجرت متخصصان نهایتا تضعیف مشروعیت دولت را در پی داشت. پرسشی که در اینجا مطرح می‌شود اینکه چرا با وجود چنین کارنامه تاریکی، برلوسکنی که از او به عنوان قذافی ایتالیا یاد می‌شود، توانسته است 17سال حضور پررنگی در صحنه سیاسی این کشور داشته باشد؟ پاسخ را می‌توان به مهارت‌های سیاسی و البته امپراتوری رسانه‌ای وی مرتبط دانست که توانسته بود این‌گونه القا کند در نبود او ایتالیا ورشکسته خواهد شد.

فساد اخلاقی، حاشیه‌ای پررنگ‌تر از متن

فساد اخلاقی و بی‌بندوباری از جمله حاشیه‌های همیشگی برلوسکنی بوده است. اتهام‌های بسیاری مبنی بر روابط نامشروع با چهره‌های مختلف علیه وی مطرح است که البته مرد بانفوذ ایتالیایی هر بار توانسته است به شکلی از اتهام‌های وارده فرار کند. براساس گزارشی که روزنامه گاردین به نقل از منابع ایتالیایی می‌نویسد، واسطه‌ای که عامل ورود زنان به احزاب طرفدار برلوسکنی بوده به بازیگران و مدل‌های ایتالیایی پیشنهاد می‌کرده که در ازای رسیدن به پست‌های سیاسی و حضور در بخش‌های مختلف فعالیت‌های اقتصادی، باید در کنار پیرمرد میلیاردر حاضر شوند. در کنار این اتهام‌ها، شواهد بسیاری نیز مبنی بر نفوذ و فعالیت گسترده برلوسکنی در باندهای مافیایی وجود دارد که برآیند آنها به شدت خشم مردم و به ویژه زنان ایتالیایی را در پی داشته است و این افراد در مقاطع مختلف اعتراض خود را به بی‌اخلاقی نخست‌وزیرشان اعلام کرده‌اند. این موضوع یکی از مهم‌ترین انگیزه‌هایی بود که پس از استعفای برلوسکنی باعث شد، زنان ایتالیایی که رفتار وی را توهین به حیثیت ایتالیایی‌ها می‌دانستند به جشن و شادکامی بپردازند.

چشم‌انداز آینده

کارشناسان سیاسی استعفای برلوسکنی را پایان دوره‌ای خاص در ایتالیا می‌دانند؛ دوره‌ای از رکود و بحران که پیامدهای اسفناکی برای این کشور زیبا داشت. تحت چنین شرایطی بهبود شاخص سهام – هر چند به صورت اندک – نخستین واکنشی بود که نشان از امید بازار سرمایه برای ورود به روزهای بهتر از خود نشان داد. تب اعتراض‌ها به نظام سرمایه‌داری و گسترش فقر و بی‌عدالتی نیز که دومینووار در کل اروپا در حال سرایت بود، به صورت موقت در ایتالیا فروکش کرد و مردم خسته از رکود ترجیح دادند با نگاه مثبت به ماریومونتی فرصتی دوباره برای جبران بدهی‌ها و خروج از بحران به وی بدهند. اتحادیه اروپا نیز امیدوار است این اقتصاددان کارکشته با اجرای طرح بسته ریاضتی، موجب خروج این کشور از رکود و در نتیجه پیشگیری از سرایت بحران به دیگر مناطق اروپا شود. با این حال مونتی 68 ساله در راه نجات ایتالیا با دو چالش کلیدی روبه‌روست: متقاعد کردن مردم در تدابیر ریاضتی و متقاعد کردن احزاب مختلف ائتلافی برای حمایت از دولت. در شرایط فعلی افکار عمومی ایتالیا به شدت نسبت به اجرای بسته ریاضت اقتصادی موسوم به «خون و اشک» بدبین هستند و باور عمومی این است که این طرح می‌خواهد هزینه زیان‌های شرکت‌های بزرگ را از جیب طبقات فرودست جبران کند. بنابراین به نظر می‌رسد مونتی باید با توجه بیشتر به مقوله عدالت و تمرکز بر اقشار پردرآمد به مردم بقبولاند که فداکاری آنها در راه اصلاحات نهایتا بهبود اوضاع را در پی خواهد داشت. مرحله دوم که پیچیده‌تر است مربوط به حمایت احزاب مختلف از دولت است، چرا که مونتی در مقابل دو حزبی قرار گرفته که از حدود 20سال پیش با هم در جنگند. به همین دلیل برای اجرای اصلاحات و احیای قدرت سنتی ایتالیا در اروپا پیش از هر چیز به آتش‌بس و سپس آغاز یک راه طولانی نیاز داریم که با توجه به شرایط فعلی دشوار به نظر می‌رسد.

 0
اشتراک گذاری
سید عبدالمجید زواری

سید عبدالمجید زواری

مدیر اندیشکده روابط بین الملل،مدیر مسئول ماهنامه اندیشه روابط بین الملل، پژوهشگر، کارشناس و تحلیلگر مسایل بین الملل، دانشجوی دکتری روابط بین الملل، آینده پژوه و مدرس دانشگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *