چالش های طرح خاورمیانه بزرگ برای ایران - اندیشکده بین الملل

چالش های طرح خاورمیانه بزرگ برای ایران

Admin تیر 27, 1397
Download PDF

طرح خاورمیانه بزرگ ماهیتی کاملاً امنیتی و آماج های راهبردی دارد. این طرح به عنوان بخشی از راهبرد امنیت ملی، نقش ملی و اهداف سیاست خارجی آمریکا در منطقه، در صدد رویارویی و مقابله پیشگیرانه با تهدیدات نا متقارن علیه این کشور است.

حسین یعقوبی

چکیده

اندیشکده روابط بین الملل: طرح خاورمیانه بزرگ ماهیتی کاملاً امنیتی و آماج های راهبردی دارد. این طرح به عنوان بخشی از راهبرد امنیت ملی، نقش ملی و اهداف سیاست خارجی آمریکا در منطقه، در صدد رویارویی و مقابله پیشگیرانه با تهدیدات نا متقارن علیه این کشور است. بنابراین نبرد با تروریسم و ریشه های آن یعنی رادیکالیزم اسلامی، سلاح های کشتار جمعی و دولت هایی که از هنجار ها و ارزش های آمریکایی پیروی نمی کنند،مهم ترین و اساسی ترین اهداف این طرح را تشکیل می دهند. از این رو، چون آمریکا جمهوری اسلامی را به صورت کشوری تعریف می کند که مصداق بارز تهدیدات نامتقارن است . در نتیجه این طرح به طور مستقیم و غیر مستقیم امنیت ملی ایران را تحت تأثیر قرار می دهد.

با توجه به مسائل فوق این سؤال مطرح می شود که:چالش ها و فرصت های سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال طرح خاورمیانه ی بزرگ چه بوده است؟

 بر این اساس تلاش شده تا از طریق این مقاله علاوه بر چالش ها و فرصت ها ،به این موضوع نیز پرداخته شود که به زعم ایالات متحده، اولاً جمهوری اسلامی منشأ و خاستگاه اسلام انقلابی یا به تعبیر آن بنیادگرایی و افراط گرایی اسلامی است. ثانیاً ، به علت مخالفت با روند صلح خاورمیانه و دفاع از حقوق مردم فلسطین، از گروه ها و جنبش هایی حمایت می کند، که به نظر آمریکا تروریست هستند. ثالثاً رهبران و سیاستگذاران آمریکا بر این اعتقادند که جمهوری اسلامی در صدد دستیابی به سلاح های کشتار جمعی است. رابعاً ، جورج بوش ،جمهوری اسلامی ایران را در زمره محور اهریمنی قرار داده است که نمونه کامل دولت های سرکش به شمار می روند .بنابراین تردیدی نیست که یکی از اهداف مرجع طرح خاورمیانه بزرگ جمهوری اسلامی ایران است این طرح به دو گونه نسبی و ایجابی بر امنیت ملی ایران تأثیر می گذارد[1]. از یک طرف با ایجاد چالش ها و آسیب پذیری های داخلی و خارجی کلیه ابعاد امنیت ملی ایران را به مخاطره می اندازد که در صورت عدم چاره جویی ضریب امنیت ملی را کاهش می دهد. از سوی دیگر، فرصت های امنیتی مناسبی را نیز برای ایران فراهم می سازد که به شرط بهره برداری و استفاده بهینه از آنها پایه های امنیت ملی کشور تحکیم شده و ضریب امنیت ملی افزایش می یابد.

به طور کلی از یافته های این مقاله چنین برداشت می شود که: که در هر صورت چالش ها و تهدیدات این طرح برای  جمهوری اسلامی ایران بیشتر از فرصت ها می باشد.

 چالش های امنیتی

بر اساس تعریف موسع از امنیت ملی و هدف مرجع امنیت، که فراتر از امنیت خارجی و صیانت از دولت می رود. تأثیرات منفی یا چالش های امنیتی طرح خاورمیانه علیه امنیت ملی ایران را می توان در چهار بعد و دسته نظامی ،سیاسی ، اقتصادی و هویتی مورد بررسی قرار داد.

1. چالش های نظامی

طرح خاورمیانه بزرگ، از آنجا که بخش غیر نظامی راهبرد امنیت ملی آمریکا برای مقابله با تهدیدات نامتقارن است. به طور مستقیم چالش و تهدید نظامی علیه ایران را در بر ندارد و امنیت نظام کشور را به مخاطره نمی اندازد. اما به صورت غیر مستقیم تأثیرات جدی بر امنیت جمهوری اسلامی ایران خواهد گذاشت و اگر برای طرح خاورمیانه بزرگ مبارزه با تروریسم و حفظ امنیت اسرائیل و مقابله با دسترسی کشورها به سلاح کشتار جمعی و برخورد با کشورهایی که تفوق آمریکا در منطقه به چالش کشیده اند به عنوان هدف متصور شویم با توجه به این که ایران پرچمدار اسلام سیاسی در منطقه می باشد و مخالف امنیت اسرائیل و چالش گر تفوق و سلطه آمریکا در خاورمیانه می باشد می توانیم چنین پیش بینی کنیم که این طرح نهایتاً ایران و ایالات متحده را به سمت رویارویی سوق دهد. این رویارویی از طریق فرآیند امنیتی کردن جمهوری اسلامی ایران محقق خواهد شد.

در حال حاضر آنچه آمریکایی ها به واسطه تبلیغات رسانه ای و تلاش های گسترده سیاسی در تعقیب آن می باشند. امنیتی کردن فزاینده جمهوری اسلامی نزد افکار عمومی و دولت های جهان است این همان راهی است که آمریکا در پیش از تهاجم به افغانستان و عراق با بزرگ نمایی تهدیدات طالبان و رژیم بعثی علیه امنیت ملی ایالات متحده و جامعه بین الملل و تأکید بر لزوم برخورداری سریع و کوبنده با آنها پیمود و تا حد زیادی در آن موفق گردید و به دیگر سخن امنیتی کردن راهبردی جهت توجیه « ضرورت اقدام مؤثر» بر ضد دشمنان ایالات متحده نزد افکار عمومی داخلی و بین المللی بوده است[2].

متهم کردن جمهوری اسلامی ایران به حمایت از تروریسم و تولید سلاح هسته ای و اخلال در روند صلح خاورمیانه و نقض حقوق بشر فرآیندی است که ایالات متحده آمریکا در حال طی کردن آن برای امنیتی جلوه دادن ایران برای منطقه و جهان است، اما موضوعی که بیشترین جنجال بر روی آن صورت گرفته و ایالات متحده بر روی آن تأکید بیشتری دارد و تولید سلاح های کشتار جمعی و هسته ای توسط ایران می باشد.

موضوع دیگری که ایالات متحده در فرایند امنیتی ساختن ایران بر روی آن تأکید دارد حمایت ایران از تروریزم است. ایالات متحده سعی می کند که افکار عمومی جهان القاء می کند که ایران منشاء بنیاد گرایی اسلامی و افراط گرایی اسلامی در منطقه و جهان می باشد اگر آمریکا بتواند این موارد را به افکار عمومی جهان القاء کند توانسته است ایران را امنیتی کند و راهکار برخورد با ایران را رویارویی نظامی جلوه دهد.

حضور ناتو در منطقه خاورمیانه یکی از چالش های جدی است که فراروی جمهوری اسلامی قرار گرفته است. لازم به ذکر است که فعالیت های ناتو در خاورمیانه بر اساس استراتژی نوین این سازمان که در پنجاهمین سالگرد پیمان آتلانتیک شمالی در سال 1999 میلادی به تصویب رسید توجیه شده است بنابر استراتژی مزبور ناتو بیش از هر چیز دیگر یک سازمان دفاع جمعی که بر اساس تعهد دفاع از اعضای خود در مقابل یک حمله مسلحانه به وجود آمده است باقی خواهد ماند. دکترین نظامی جدید ناتو تحت عنوان سند سه نقش اساسی را برای ناتو در نظر گرفته است.

آنچه از منظر امنیت ملی جمهوری اسلامی اهمیت دارد گسترش ناتو به شرق و توسعه نفوذ این سازمان در حوزه های  بلافصل استراتژیک ایران یعنی خاورمیانه، آسیای مرکزی و قفقاز می باشد. وظایف جدید برای ناتو بر گزاره هایی متکی است که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم با جمهوری اسلامی مرتبط بوده است و می تواند در آینده به عنوان دستاویزهایی جهت اقدام علیه ایران مورد توجه قرار گیرد . این مسأله با توجه به نفوذ فراوان آمریکا در تصمیم گیری های این سازمان اهمیت ویژه می یابد[3].آنچه مسلم است رویارویی احتمالی ایران و آمریکا در آینده را نمی توان از ذهن دور داشت.

2. چالش های سیاسی

طرح خاورمیانه بزرگ بیش از هر چیز امنیت سیاسی ایران، به معنای ثبات سازمان یا نظام حکومتی ( ایدئولوژی) مشروعیت بخش به حکومت و دولت را به چالش می گیرد.هدف طرح خاور میانه بزرگ ترویج لیبرال و دموکراسی و دموکراتیزه کردن کشورهای منطقه بر اساس الگوهای لیبرال دموکراسی غربی و تبلیغ آن به عنوان تنها نظام مشروع می باشد.

اسلام سیاسی که به عنوان خمیر مایه حکومت ایران عمل می کند به عنوان اصلی ترین دشمن ایالات متحده برای اجرای سیاست تفوق محسوب می شود یکی از اهداف اصلی اجرای طرح خاورمیانه بزرگ مبارزه با تروریسم و افراط گرایی مذهبی می باشد که سیاستمداران ایالات متحده ریشه آن را در اسلام سیاسی می دانند و ایران را یکی از مروجین اصلی آن به همین دلیل یکی از برنامه های طرح خاورمیانه ترویج اسلام نرم و غیر سیاسی است که با لیبرال دموکراسی آمریکا قابل جمع کردن است.

ثبات زدایی، نامشروع جلوه دادن و ناکارآمد کردن نظام سیاسی ایران برنامه هایی است که در نهایت همه انها در براندازی نظام جمهوری اسلامی به هم می رسد. سیاستمداران ایالات متحده به دنبال تغییر رفتار، ساختار و نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران هستند. فشار از بیرون و بی ثباتی کردن داخل با حمایت از نیروها و گروه های مخالف نظام در داخل و خارج از کشور تلاش برای ایجاد فاصله بین مردم و دولت و سلب مشروعیت از نظام سیاسی حاکم با ناکار آمد جلوه دادن حکومت و تضعیف اراده و روحیه ملی برنامه ای است که ایالات متحده در چارچوب طرح خاورمیانه آن را دنبال می کند.

  3.چالش های اقتصادی

تأمین نیازهای جامعه به وجود آوردن رفاه اقتصادی و توسعه صنعتی، فناوری، اقتصادی و تجاری از طریق سرمایه گذاری های خارجی و استفاده بهینه از منابع داخلی در صورت اجرای طرح خاورمیانه بزرگ با مشکل روبرو خواهند شد. امنیتی شدن منطقه خاورمیانه تأثیرات جدی بر اقتصاد کشورهای منطقه خصوصاً ایران دارد از جمله افزایش ریسک سرمایه گذاری ، افزایش هزینه های نظامی ، تأثیر منفی بر بورس و صنایع گردشگری ایران یا معضلات جدی اقتصادی مانند تورم، رکود درآمد سالانه، افزایش بیکاری و … در حال دست و پنجه نرم کردن است .

چالش های اقتصادی مهم ترین تهدیدات را در حوزه های سیاسی به دنبال خواهد داشت اگر دولتی توانایی تأمین نیازها و رفاه اقتصادی مردم خود را نداشته باشد باعث نارضایتی مردم و به تبع آن کاهش مشروعیت آن خواهد شد و این امر باعث کاهش روحیه و وحدت ملی خواهد شد چرا که روحیه ملی به معنی حمایت مردم از سیاست های دولت است. برای حفظ وحدت ملی آن به صورت جدی نیازمند توجه ویژه به مناطق محرومی هستیم که اقلیت های قومی و مذهبی در آن زندگی می کنند.

4.چالش های اجتماعی « هویتی»

چهارمین دسته از چالش های امنیتی طرح خاورمیانه بزرگ برای امنیت ملی ایران، معطوف به امنیت اجتماعی یا هویتی جمهوری اسلامی ایران است. توانایی مردم و ملت ایران در استمرار شیوه زندگی مرسوم و معمول خود با حفظ فرهنگ، زبان و مذهب آداب و رسوم و هویت ، بیانگر امنیت اجتماعی یا هویتی است. طبعاً پدیده ها، حوادث، تحولات و عواملی که این شیوه زندگی و مؤلفه های آن را به مخاطره افکند، تهدید امنیت ملی به حساب می آید.

با توجه به ماهیت و اهداف این طرح، امنیت اجتماعی و هویتی ایران با چالش های جدی مواجه خواهد شد . چون مبارزه با افکار ، عقاید، و باورهای اسلامی در جوامع منطقه یکی از محورهای اصلی طرح خاورمیانه بزرگ است که صیانت و پاسداری از آن مرکز ثقل امنیت اجتماعی و هویتی است.

چالش های امنیتی اجتماعی ساختاری، هنگامی که با انواع عامل محور در می آمیزند، تهدیدات بسیار جدی برای وحدت ملی و تمامیت ارضی کشور به وجود می آورند. تاریخ ایران نشان می دهد که همواره، گرایشات و حرکت های تجزیه طلبانه قوی مورد حمایت و سوء استفاده بازیگران خارجی بویژه همسایگان قرار گرفته است. در شرایط فعلی نیز احتمال دارد رقابت های عمودی در جامعه ایران، توسط طراحان خاورمیانه بزرگ در جهت تحریک اقدامات استقلال طلبانه هویتی و سرزمینی به کار گرفته شود. این احتمال زمانی قوت بیشتری می گیرد که به خاطر آوریم یکی از توجیهات حمله آمریکا به عراق و اشغال آن استقرار« دولت سرمشق» در عراق جهت گسترش لیبرال دموکراسی و ارزش های لیبرالی در منطقه بوده است.

چالش های امنیتی ناشی از تعارض دو دولت و تضاد دیدگاه ها و منافع ملی آن هاست. در سیاست خارجی و بین المللی هر کشور نمودهایی از تهدید و تضاد عقاید و مخالفت و حتی مناقشه بر ضد دیگران وجود دارد. آمریکا تاکنون کلیه زمینه های تهدید و ارعاب را بر ضد دیگران و به ویژه ملت مسلمان ایران به کار گرفته است. از این رو سیاست جهانی ایالات متحده، در چار چوب فراگیر نظام جهانی در یک تنش و اصطکاک دائمی قرار گرفته است .در تعاملات و برخوردهای ایران و آمریکا طیف گسترده ایی از تهدیدها که شامل مؤلفه های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و بین المللی می باشد، نقش دارند. لذا سطح تهدیدها و چالش های امنیتی بر ضد ایران رو به افزایش است. به همین جهت اشاره ای به هر کدام از موارد بالا می نماییم.

تهدیدات سیاسی

از منظر سیاسی تهدیدات متعددی نیز نظام اسلامی و جمهوری اسلامی را با مشکل مواجه ساخته است که عبارتند از:

1.جنگ روانی سیاسی

در این کلام منظور از جنگ روانی ، طراحی و بهره گیری هدفمند از تبلیغات و سایر اقداماتی است که هدف اصلی طراحان آن تأثیر گذاری و نفوذ در باورها و اعتقادات، عواطف و احساسات، تمایلات و رفتار ملت ها و دولت های متخاصم بی طرف و هم پیمان به منظور دستیابی به اهداف ایدئولوژیک و ملی است.

 واشنگتن با اتکا به توانمندی های تبلیغاتی، طی سال های اخیر به طور مداوم اتهامات سنتی و تکراری زیر را در یک پروسۀ عملیات روانی از سوی دست اندرکاران سیاست خارجی و دستگاه های تبلیغاتی خود علیه تهران، به افکار عمومی داخلی ایالات متحده به ایران و جامعه بین المللی القاء می کند[4]:

1. تلاش جهت دستیابی به سلاح های کشتار جمعی هسته ای؛

2. بهره گیری از تروریسم؛

3. نقض حقوق بشر؛

4. اخلال در روند صلح خاورمیانه ؛

5. فقدان دمکراسی و …

طراحان و مجریان این عملیات روانی در پی رسیدن به اهداف زیر هستند که هر کدام از آنها تهدیدی سیاسی برای مردم و نظام جمهوری اسلامی به شمار می رود:

1. خشکاندن روح امید به زندگی در میان ملت ایران؛

2. بیزاری و جدایی مردم از نظام سیاسی کشور؛

3. ارائه تصویری خشن از جمهوری اسلامی و …

2. طرح خاورمیانه بزرگ

یکی از حساس ترین و پر تنش ترین مناطق بحرانی جهان، منطقه استراتژیک خاورمیانه است . این منطقه که زمانی مهد و خاستگاه تمدن های اولیه بشری و محل ظهور پیامبران و شکل گیری ادیان بزرگ بوده، امروزه هم چنان اهمیت خود را به عنوان مرکز ثقل سیاست های بین المللی حفظ کرده است.در حال حاضر از منظر قدرت های بزرگ، خاورمیانه هارتلند جهان ( قلب جهان) محسوب می شود و تسلط بر آن تسلط بر جهان را به ارمغان می آورد.استراتژیست ها و دولتمردان آمریکایی بیش از پیش اهمیت استراتژیک خاورمیانه ، با وضع واژه جدید « خاورمیانه بزرگ» در صدد بسط و گسترش قدرت سیاسی خود در این منطقه بر آمده اند.

این واژه اولین بار از سوی « شیمون پرز» نخست وزیر پیشین رژیم صهیونیستی مطرح شد. این طرح، طرحی است برای تبدیل منطقه استقرار کشورهای مسلمان به منطقه ای صد در صد آمریکایی و منطبق با خواست این کشور.

طرح خاور میانه برگ در صدد تأمین امنیت اسرائیل به عنوان برج دیده بانی غرب و آمریکا در میان کشورهای اسلامی و در امتداد آن تأمین امنیت ایالات متحده است.

این پروژه یا طرح در حوزه امنیت ملی ایران بوده که سلطه نوینی را از روش جدید تحت دموکراسی سازی بر منطقه حاکم می کنند که با منافع و امنیت ملی ایران در تضاد است. آمریکایی ها در این پروژه به دنبال تغییرات اساسی در سطوح اقتصادی، سیاسی ، فرهنگی ، منطقه خاورمیانه هستند و بنابراین پروژه مذکور می تواند قابلیت تهدید کنندگی علیه ایران داشته باشد[5].

تهدیدات فرهنگی

مقاصد ،قابلیت ها ، ظرفیت ها و اقدامات گوناگون فرهنگی رقبا و دشمنان نظام جمهوری اسلامی ایران که در عرصه خارجی به منظور جلوگیری از موفقیت و ایجاد مخاطره در دستیابی به مقاصد، علایق، منافع بیشمار و امنیت ملی کشور جمهوری اسلامی صورت می گیرد ، تهدیدات فرهنگی به حساب می آید که مهم ترین آنها عبارتند از: شبیخون فرهنگی، جهانی سازی فرهنگ.

تهدیدات اقتصادی

با وجود آن که فرصت های مغتنمی از منظر اقتصادی در عرصه خارجی فرا روی نظام جمهوری اسلامی قرار دارد. تهدیدات متعددی نیز اقتصاد ایران را تهدید می کند که اهم آنها در زیر می آید: جهانی شدن اقتصاد، بی میلی برای سرمایه گذاری خارجی ها و  محدود سازی صدور فناوری پیشرفته.

تهدیدات نظامی

وجود جاذبه های ژئوپلیتیک، هنجارهای ایدئولوژیک و پیام های سیاسی الهام بخش در جمهوری اسلامی ، تهدیدات نظامی مختلفی را از سوی دشمنان نظام اسلامی برانگیخته است. شماری از مهم ترین این تهدیدات ، به قرار زیر هستند: محاصره نظامی، قرار گرفتن در لیست تهاجمی مسیحیان صهیونیست.

ایران، چالش سیاست خاورمیانه یی آمریکا

خاورمیانه به سبب تمدن کهن، ژئوپولتیک مناسب و منابع فراوان، همیشه مورد توجه قدرت های بزرگ بوده است. به همین سبب همواره طرح های آشکار و پنهان بسیاری از سوی قدرت های بزرگ برای این منطقه پی ریزی شده است. برخی از آن طرح ها عملی شده و منافع قدرت های بزرگ را تامین کرده و برخی دیگر نیز با شکست مواجه شده اند یا در حد یک طرح باقی مانده اند.

از این رو استراتژی امنیت ملی آمریکا بر سه محور تئوری «جنگ پیشگیرانه»، «تجدیدنظر در ائتلاف های سنتی» و «تغییر نقشه سیاسی خاورمیانه» استوار شد و مطابق با آن جهان به دو بخش «خیر» و «شر» تقسیم شد که خیرخواهان در صف متحدان آمریکا و شرها در صف مقابل قرار گرفتند.

 بر این مبنا ارائه طرح خاورمیانه بزرگ و تهاجم نظامی به افغانستان و عراق در ظاهر به بهانه مبارزه با تروریسم و تهدید سلاح های کشتار جمعی و در واقع در راستای دستیابی به اهداف بلند مدت ایالات متحده آمریکا در منطقه خاورمیانه به مرحله اجرا درآمد. در این راستا ایالات متحده سیاست خارجی خود را در خاورمیانه به عنوان تنها منطقه ناآرام جهان براساس ممکن و مطلوب دانستن ایجاد تغییراتی اساسی در وضعیت ژئوپولتیک و دموکراتیزه کردن آن (مقابله با دیکتاتوری، بسط و توسعه دموکراسی و آزادی و به قدرت رساندن دولت های مردم سالار، مبارزه با افراط گرایی و از میان برداشتن ریشه های آن تحت طرح خاورمیانه بزرگ) و تغییر حاکمان مستبد به عنوان اولویت مبارزه با تروریسم (به عنوان حامیان تروریسم و هراس از دستیابی گروه های تروریستی به سلاح های هسته یی توسط این دولت ها) پایه گذاری کرد و هدف اصلی خود از پیگیری چنین سیاستی را مشابهت وضعیت خاورمیانه با وضعیت اروپا در طول جنگ سرد اعلام کرد.

خاورمیانه بزرگ از جانب استراتژیست های آمریکایی و اسرائیلی برای دربرگرفتن تمام کشورهای عربی به علاوه ایران، ترکیه، پاکستان، افغانستان و کشورهای واقع در آسیای مرکزی که در تحولات جهان اسلام تأثیرگذار هستند، انجام گرفت. بنابراین این برنامه با تمرکز روی سه مساله آزادی های اساسی، آموزش و پرورش و حقوق زنان، حدود خاورمیانه بزرگ را از کشورهای شمال آفریقا مانند مراکش و الجزایر تا کشورهای آسیای میانه همچون ازبکستان و تاجیکستان و حتی کشورهایی نظیر افغانستان و پاکستان درنظر گرفت. با این حال به رغم آنکه طرح خاورمیانه بزرگ آمریکا در نگاه اول به نکات دقیقی نظیر انتخابات آزاد، احزاب دموکراتیک، آزادی زنان، ایجاد رسانه های مستقل، توسعه مدارس، برنامه های اصلاحات اقتصادی و عضویت در سازمان تجارت جهانی اشاره  می کند، اما در بطن خود بیش از آنکه به نفع کشورها یا مردم خاورمیانه باشد، ضامن منافع حیاتی آمریکا در عرصه های نظامی و اقتصادی است. زیرا منافع حیاتی آمریکا در منطقه با استقرار ثبات عجین شده است و از نظر استراتژیست های ایالات متحده و اسرائیل، صحنه اصلی نبرد جهانی با تروریسم در حوزه خاورمیانه بزرگ قرار دارد.   به همین دلیل ایالات متحده آمریکا هدف اصلی خود از طرح خاورمیانه بزرگ را در ظاهر بر چهار موضوع صلح خاورمیانه، تروریسم، اشاعه سلاح های کشتار جمعی، دموکراسی و حقوق بشر استوار ساخت، اما در واقع واشنگتن از پیگیری طرح خاورمیانه بزرگ اهدافی نظیر کنترل منابع عظیم نفتی، تثبیت قدرت جهانی، ایجاد جهانی امن برای خود با غلبه و تهدید دیگران، تامین امنیت و منافع اسرائیل، تغییر در سیستم سیاسی، آموزشی و اجتماعی کشورهای خاورمیانه، کنترل و تسلط بر نفت و ایجاد پایگاه های نظامی جدید در خلیج فارس و آسیای مرکزی، حل مناقشه اسرائیل و فلسطین، ایجاد و بسط سلطه هژمونیک و وابسته سازی امنیت کشورهای منطقه به امنیت آمریکا را پیگیری می کرد. در این میان ایران جایگاهی ویژه داشت چرا که مساله هسته یی ایران و پایداری جمهوری اسلامی در دفاع از حقوق حقه خود، ایالات متحده را با چالشی جدی در عرصه سیاست های جهان رو  به روکرده است. از نظر نومحافظه کاران کاخ سفید، ایران کشوری است که به مجموعه اقداماتی دست زده که می تواند ثبات منطقه را به مخاطره اندازد. واشنگتن، ایران را به مخالفت با روند صلح خاورمیانه و رعایت نکردن حقوق بشر و دموکراسی متهم و به خاطر حمایت از حزب الله لبنان و گروه های نظامی فلسطینی از قبیل حماس و جهاد، به عنوان فعال ترین کشور حامی تروریست معرفی می کند. اما بیشترین فشار آمریکا توسط اهرم تلاش برای دستیابی به تسلیحات هسته یی است. آمریکا معتقد است ایران به پیشرفت در زمینه اجرای برنامه هسته یی ادامه می دهد و هدفش دستیابی به کنترل چرخه کامل سوخت هسته یی جهت تهیه سلاح های هسته یی است. اما با توجه به شرایط موجود آمریکا در عراق و افغانستان، برخی از تحلیلگران معتقدند نه تنها آمریکا در موقعیت فعلی قادر به حمله نظامی گسترده به ایران برای تغییر رژیم یا انهدام توانایی هسته یی ایران نیست، بلکه این ایران است که با پرهیز از درگیری مستقیم با نیروهای آمریکایی به صورت غیرمستقیم آمریکایی ها را به چالش کشیده است.

از این رو اولاً ایران همچنان به عنوان کشوری چالشگر در مقابل قدرت هژمون ایستادگی خود را ادامه می دهد. ثانیاً صلح مطلوب آمریکایی و اسرائیلی به سبب پایداری مقاومت اسلامی در لبنان و فلسطین برقرار نشده است. ثالثاً جنگ عراق برخلاف پیش بینی های نخستین، سرانجامی خوش نیافته است و رابعاً برخلاف ادعاها و پیش بینی های استراتژیست های آمریکایی، در هر یک از کشورهای منطقه که انتخابات آزاد برگزار شده است، اسلامگرایان و مخالفان آمریکا قدرت را دست گرفته اند. فرآیندهای فوق بیش از هر چیز نمایانگر شکست آمریکا در طرح خاورمیانه بزرگ است. به همین دلیل ایالات متحده به طرح ایده یی جدید پرداخته تا از این رهگذر از یک سو به تامین منافع خود در منطقه و از سوی دیگر تامین امنیت اسرائیل از طریق منزوی کردن ایران و سایر جریان های ضد صهیونیستی بپردازد.

فرصت های طرح خاورمیانه بزرگ برای ایران

شناخت دقیق و صحیح فرصت ها و تهدیدات فراروی نظام جمهوری اسلامی ایران در کنار بررسی ضعف ها و قوت های آن ، توانایی لازم را برای حفظ و افزایش منافع و اهداف ملی و بالا بردن توان امنیت ملی فراهم می نماید برای اینکه بهتر بتوانیم به طرح مسئله و فرصت ها ، امکانات و مقدورات طرح خاورمیانه بزرگ و سیاست های آمریکا برای سیاست خارجی جمهوری اسلامی بپردازیم لازم است نقاط قوت و ضعف و تشخیص فرصت ها و درک تهدیدات مورد نظر قرار گیرد چون تمامی موارد ذکر شده از مؤلفه های تأثیرگذار بر امنیت ملی کشورها می باشد.

عدم استفاده حاکمان هر کشور از فرصت های پیش آمده ( فرصت سوزی) در اختیار قرار دادن فرصت جدیدی به رقبا و دشمنان نیز شکل دادن تهدید تازه  ای علیه خود می باشد. بر این اساس هنر دولتمردان هر کشوری در تبدیل تهدیدات به فرصت ها و بهره برداری بهینه از آنها است.برای اینکه بتوان تهدیدات را به فرصت تبدیل کرد نیاز به یک سری عوامل و توانمندیهااست که با وجود آنها می توان تهدیدات طرح خاورمیانه بزرگ را به فرصت برای جمهوری اسلامی تبدیل کرداین توانمندیها و عوامل در سه سطح سیاسی،فرهنگی و اقتصادی می باشد در حال حاضر وضعیت و شرایط حاکم بر محیط سیاسی منطقه ای و بین المللی موقعیت زمانی مناسبی را پیش روز دست اندرکاران سیاست خارجی نظام جمهوری اسلامی قرار داده تا با بهره برداری صحیح از توانمندیهای سیاسی پیش آمده منافع ملی و اسلامی را تحکیم بخشد[6].برخی از مهم ترین توانمندیهای و عوامل سیاسی عبارتند از: تنش زدایی و گفتگوی تمدن ها، شکست سیاست های آمریکا درعراق و افغانستان ، فروپاشی طالبان و…

توانمندیهای فرهنگی

در صورتی که بهره برداری به موقع و صحیح از شرایط و تحولات رخ داده در زمینه های فرهنگی در عرصه خارجی برای تحکیم علایق، اهداف، منافع و امنیت ملی از سوی دست اندرکاران سیاست خارجی و فرهنگی صورت گیرد. توانمندی فرهنگی خارجی برای نظام جمهوری اسلامی جلوه گر می شود.

وقوع انقلاب اسلامی در ایران و زایش ارزش های فرهنگی نو از سوی آن، شکست ایدئولوژی مارکسیستی و اثبات ناکارآمدی مکاتب غیر الهی و نادیده گرفتن ابعاد و شئون غیر مادی انسان از سوی غیر مسلمانان، شرایط و تحولات فرهنگی مطلوب را در عرصه خارجی در اختیار دست اندرکاران فرهنگی جمهوری اسلامی قرار داده است که از جمله آنها، صدور ارزش های فرهنگی اسلام و نبود ایدئولوژی قابل اتکا در بین دشمنان اسلام است.

توانمندیهای اقتصادی

توانمندیهای اقتصادی شامل:

1. جاذبه های سرمایه گذاری خارجی

سالیانه حدود 300 میلیارد دلار سرمایه گذاری خارجی به همراه یک تریلیون دلار گردش نقدینگی در میان کشورهای جهانی برای تأمین نیازهای متقابل ملت ها و دولت ها و عرضه کالا و خدمات در جریان است.

کشورهایی که در جذب سهم مطلوب خود از بازار سرمایه موفق بوده و نیز مدیریت علمی صحیح را در عرصه اقتصادی اعمال کرده اند، به توسعه اقتصادی مورد انتظار دست یافته اند.

2. بهره برداری از اتحادیه های اقتصادی منطقه ای

امروزه پیچیدگی نیازمندی اقتصادی کشورها به یکدیگر شرایطی فراهم آورده که حاکمان هیچ کشوری نمی توانند ادعا کنند که بدون داشتن روابط مبتنی با دیگر بازیگران بین المللی قادرند اقتصاد داخلی خود را رونق بخشند.

با این رویکرد کشورهای واقع در نواحی و مناطق مختلف جهان با راه اندازی سازمان ها و اتحادیه های اقتصادی درصدد تأمین نیارمندی های متقابل خود از طریق همکاری با یکدیگر و همگرایی با هم برآمده اند.

 در حال حاضر میزان تجارت سالیانه کشورهای عضو اکو حدود 64 میلیارد دلار است که تنها 6 درصد آن در داخل اکو و بقیه با کشورهای خارج اکو انجام می شود این موضوع اولاً حجم ناچیز تجارت اکو را در مقایسه با 1200 میلیارد دلار تجارت جهان نشان می دهد ثانیاً از این رقم ناچیز سهم بسیار پایین تری در اکو مبادله می شود. اگر اعضای اکو حذف موانع غیر تعرفه ای و کاهش موانع تعرفه ای ، اتصال شبکه های حمل و نقل و ارتباطات فعال کردن بانک و بیمه اکو، و در مجموع آزاد سازی تجاری بین خود را تحت ضوابطی جدی بگیرند . این سهم هم در کشورهای عضو و هم در سطح جهان افزایش خواهد یافت[7].

در واقع اینها توانمندیهای جمهوری اسلامی هستندکه با اتکای به انها و عوامل و شرایط موجود دیگر می توان ابعاد تهدید امیز طرح را تعدیل و با مدیریت صحیح به فرصت تبدیل ساخت و طرح خاورمیانه بزرگ و تعدیل شده آن یعنی خاورمیانه جدید را با چالش مواجه ساخت.اما فرصتهای طرح خاورمیانه بزرگ برای ایران در مبحث فرصتهای امنیتی مورد توجه قرار میگیرد.

فرصت های امنیتی ایران

تحولات پیرامون ایران، معنای امنیتی و پیچیده ای برای ما دارد . طرح خاورمیانه بزرگ در کنار ایجاد چالش های امنیتی برای امنیت ملی ایران ، فرصت های متعدد امنیتی را نیز می آفریند که با اعمال مدیریت راهبردی به معنای دفع تهدیدات از طریق استفاده بهینه از فرصت ها، ضریب امنیت ملی در تمامی ابعاد و بخش های چهار گانه ( نظامی، سیاسی، اقتصادی و هویتی) افزایش می یابد. بعضی از این فرصت ها حاصل موقعیت و ویژگی های ملی جمهوری اسلاممی ایران می باشد و برخی دیگر حاصل تحولات منطقه ای و ساختار موجود آن می باشد استفاده از این فرصت ها باعث کاهش تمهیدات،چالش های احتمالی اجرای طرح خاورمیانه بزرگ و افزایش سطح قدرت و امنیت ایران خواهد شد. در این بخش فرصت هایی که اجرای طرح خاورمیانه بزرگ برای ایران ایجاد می کند در قابل دو قسمت فرصت های ملی و فرصت های منطقه ای مورد بررسی و کنکاش قرار می دهیم.

1. فرصت های ملی:

طرح خاورمیانه بزرگ دارای اهداف و محورهایی است که در سه بخش توسعه سیاسی، اقتصادی و علمی فرهنگی قابل تقسیم می باشند.

جمهوری اسلامی ایران در هر سه محور طرح دارای توانمندی ها و ویژگی هایی است که می تواند با استفاد بهینه و به موقع از آن چالش ها و تهدیدات موجود کمک نماید و اجرای طرح را در راستای منافع ملی خود قرار دهد.

در زمینه اصلاحات سیاسی و دموکراتیک منطقه مد نظر بانیان طرح با غلبه گفتمان دموکراسی و مردم سالاری در منطقه ایران می تواند با استفاده از تجربه مردم سالاری دینی در جهت تأمین منافع ملی و تأمین امنیت ملی خود گام بر دارد ایران از لحاظ ساختار حکومتی و وضعیت سیاسی داخلی در منطقه خاورمیانه می توان آن را جزء کشورهای دموکراتیک منطقه به حساب آورد. درحالی که تا چند وقت پیش در کویت حق رأی زنان به رسمیت شناخته نشده بود و هنوز هم در عربستان رانندگی زنان در قانون اساسی آنها ممنوع می باشد.

در اکثریت کشورهای عربی حکومت های سلطنتی و یا نظام دیکتاتوری حاکم می باشد ایران با همه کم و کاستی ها تمام ارکان آن توسط مردم انتخاب می شود و قانون اساسی آن دارای ظرفیت های بالایی برای دموکراتیزه کردن مناسبات سیاسی داخلی دارد . ایران با استفاده ازاین توانمندی ها می تواند به تقویت امنیت ملی کمک نماید چرا که با استفاده از مردم سالاری دینی و معرفی آن به عنوان یک الگوی دموکراتیک حکومتی در منطقه می توان از آسیب های اجتماعی آمریکا به بهانه نبود دمکراسی و آزادی برای جمهوری اسلامی ایران جلوگیری کرد . ایران می تواند با تقویت مردم سالاری دینی در داخل و ندادن بهانه در خصوص مسائل حقوق بشر به مجامع بین المللی از امنیتی شدن کشور جلوگیری کند.

در عرصه اقتصادی نیز ایران از فرصت ها و قابلیت های منحصر به فردی برخوردار است که طرح خاورمیانه می تواند به بالفعل شدن و استفاده بهینه از آنها کمک کند. اولاً جمهوری اسلامی ایران را به اجرای سیاست اصلاحات اقتصادی مبنی بر بین المللی و رقابتی کردن اقتصاد ملی و کاهش نقش دولت در آن به منظور تسریع در توسعه اقتصادی سوق می دهد. ثانیاً طرح عضویت در سازمان تجارت جهانی و امکان امضای موافقت نامه های تجاری دو جانبه و چند جانبه برای  کشور فراهم می سازد. ثالثاً با توجه به ظرفیت های اقتصادی، صنعتی، و تکنولوژیک و موقعیت ژئواکونومیک ایران در صورت اجرای طرح و ایجاد منطقه تجارت آزاد خاورمیانه دسترسی کشور به بازارهای جدید افزایش یافته و به تبع آن توسعه صادرات نیز شتاب بیشتری می گیرد فراتر از این گستردگی بازار ایران موجب افزایش سرمایه گذاری خارجی در آن می شود.

همچنین موقعیت خاص جغرافیایی کشور ما این فرصت را فراهم می کند که ایران به مرکز انرژی در منطقه تبدیل شود زیرا ایران در مرکز فلاتی دو محور عمودی تولید انرژی شمال –جنوب و افقی شرق-غرب قرار دارد[8].

منطقه خاورمیانه به عنوان نفت خیز ترین منطقه جهان و به عنوان منبع انرژی جهان از اهمیت ویزه ای برای قدرت ملی نظامی و اقتصادی بین المللی برخوردار می باشد چرا که هر گونه نا امنی و بی ثباتی در این منطقه آسیب های جدی برای آنها در پی خواهد داشت. تأمین امنیت، ثبات منطقه نیز بدون در نظر گرفتن ایران میسر نمی شود. لهذا ایران می تواند با استفاده از این فرصت با تعامل بیشتر با کشورهای قدرتمند بین المللی امتیازات فراوان اقتصادی و سیاسی از آنها کسب کند.

فرهنگ و مذهب و تمدن مشترک در کنار توسعه سیاسی کمک شایانی به انسجام و وحدت ملی می نماید و در افزایش مشروعیت حکومت مؤثر هستند، در صورت بروز هر گونه چالش و تهدید خارجی برای ایجاد وحدت در ثبات داخلی کمک شایانی می کنند. فراتر از این وحدت و یکپارچگی ملی نقش بسیار مهمی در ایجاد مشروعیت سیاسی دولت نیز ایفا می کند[9].

ایران می تواند با جلوه دادن دین رحمانی اسلام به عنوان منادی صلح در منطقه و جهان عمل نماید چنانکه پیشنهاد طرح گفتگوی تمدن ها توسط دولت آقای خاتمی باعث تحولی در سیاست خارجی ایران گردید و توان چانه زنی و دیپلماسی ایران را افزایش داد.

دموکراسی ایرانی که بومی منطقه می باشد و با فرهنگ و آداب و رسوم آنها همخوانی دارد افزایش می یابد  مردم سالاری دینی قرائتی از دین است که میان دین و دموکراسی، دین  آزادی و دین و علم تضادی نمی بیند و نوعی از حکومت را پیشنهاد می دهد که هر دوی آنها را ممزوج با هم داشته چنانکه می بینیم توسعه دموکراسی در منطقه باعث به قدرت رسیدن بیشتر اسلام گرایان شده است.

یکی دیگر از پیامدهای افزایش حضور آمریکا در منطقه افزایش اهمیت شیعیان در منطقه می باشد. ایران به عنوان کشوری که اکثریت آن را شیعه ها تشکیل می دهد در اقلیت مذهبی جهان اسلام که اکثراً اهل تسنن هستند قرار می گیرد اما ایران همیشه از اهرم شیعیان در کشورهای دیگر اسلامی مانند لبنان استفاده کرده است و با حمایت از آنها توانسته است فرصتی برای چانه زنی بیشتر در منطقه به دست آورد سقوط رژیم صدام یکی از پیامدهای مهمی که برای ایران داشت آزاد سازی پتانسیل عظیم شیعیان عراق به نفع ایران می باشد به طوری که امروز آمریکا تأمین امنیت و حفظ ثبات عراق را منوط به همکاری ایران می داند از موارد مثبت دیگر این مطلب افزایش تأثیر گذاری مراجع دینی شیعی در معادلات سیاسی عراق و منطقه می باشد[10].

ایران با مطرح کردن خود به عنوان فرهنگ برتر منطقه با سابقه صلح طلبی و ارائه نظریه گفت و گوی تمدن ها که اشاره شد در صلح بین الملل و مشارکت در فعالیت های صلح طلبانه می تواند گام مؤثری در تداوم سیاست تنش زدایی و اعتماد سازی بر دارد که از اوایل دهه 1990 آغاز گزدید. در شرایط جدید، ایران به عنوان محور سیستم فرعی تمدن فارسی شامل افغانستان ، تاجیکستان می تواند ایفا کننده نقش حساس در منطقه باشد.

2. فرصت های منطقه ای:

طرح خاورمیانه بزرگ علاوه بر فرصت های ملی ، در سطح منطقه خاورمیانه نیز فرصت هایی را برای جمهوری اسلامی ایران فراهم می آورد. گسترش دمکراسی در میان کشورهای منطقه به صلح آمیزتر شدن امنیت خارجی ایران می انجامد چرا که تجربیات ثابت کرده است که ایران بیشتر از جانب کشورهایی مورد تهدید قرار گرفته است که دارای حکومت های غیر دموکراتیک و خودکامه هستند . مثال واضح آن مقایسه عراق فعلی و عراق دوران صدام می باشد عراق در شرایط کنونی به عنوان یک  فرصت سیاسی و اقتصادی برای ایران مطرح می باشد و ارتباط مناسبی بین سران حکومت جدید آن با ایران وجود دارد در زمان صدام بیشترین آسیب امنیتی برای ایران و منطقه بود و در دوران حکومتش دو جنگ پر هزینه را به ایران و کویت تحمیل کرد.

گسترش دموکراسی در میان کشورهای منطقه باعث کاهش روحیه خشونت طلبی و بی اعتمادی میان همسایگان خواهد شد و به گسترش تعامل و همبستگی و همکاری کمک می نماید.

پیامد دیگر طرح خاورمیانه بزرگ غیر امنیتی شدن ایران در نزد کشورهای عربی منطقه می باشد چرا که با ظهور تهدیدات مشترک ناشی از اجرای طرح برای کشورهای منطقه همدلی و وحدت میان آنها افزایش می یابد و به فرصتی تبدیل می شود برای تشکیل ساختارها و ترتیبات امنیت دسته جمعی منطقه ای برای ایران به عبارتی دشمن مشترک باعث وحدت و انسجام و همدلی میان کشورهای منطقه خواهد شد.

فرصت دیگری که اجرای طرح خاورمیانه بزرگ برای ایران ایجاد می کند ایجاد زمینه ای است برای اشاعه مردم سالاری دینی در منطقه ،که طرح خاورمیانه به دنبال دموکراتیزه کردن کشورهای منطقه به صورت تحمیلی و به هر قیمتی می باشد و پذیرش این نوع دموکراسی برای این کشورها بسیار سخت و غیر قابل تحمل است برای فرار از دموکراسی آمریکایی قطعاً تمایل به تمجید روزنامه های جهان عرب از جمله الریاض، عکافا، الدای العام، القدس العربی و غیره از حرکت مزبور به روشنی از تحول نگرش جوامع غربی نسبت به شیعیان حکایت نموده [11] . اهمیت شیعیان در معادلات سیاسی منطقه می تواند توان چانه زنی و دیپلماسی ایران را در مقابل ایالات متحده برای تعیین مسیر تحولات آینده منطقه افزایش دهد.امروزه آمریکا به خوبی دریافته است که هر گونه تصمیم برای حفظ ثبات و امنیت در منطقه خاورمیانه و اجرای هر گونه طرح مانند خاورمیانه بزرگ بدون در نظر گرفتن ایران به عنوان قدرتمند ترین کشور حاشیه خلیج فارس ابتر خواهد بود.

 راهکارهای جمهوری اسلامی ایران برای مقابله با طرح خاورمیانه بزرگ

طرح خاورمیانه بزرگ که پس از برکناری صدام از قدرت به صورت پراکنده توسط واشنگتن مطرح شد ابعاد گوناگونی به خود گرفت که شاید مهم ترین آن تلاش برای دموکراتیک کردن منطقه خاورمیانه به ویژه جهان عرب می باشد. البته ایالات متحده به خوبی بر این نکته آگاهی دارد که الگوی دموکراسی لیبرال که در ایالات متحده و اروپای غربی وجود دارد الزاماً نمی تواند برای منطقه خاورمیانه نیز کاربرد داشته باشد. حتی دموکراسی های پدید آمده در آسیای جنوب شرقی و ژاپن نیز تنها در اصول همانند دموکراسی های غربی است و در بسیاری از دیگر جلوه ها تحت تأثیر سنت های انباشته شده فرهنگی و سیاسی خود آن کشورها می باشد. مطمئناً الگوی دمکراسی لیبرال تنها برای قشر اندکی از روشنفکران کشورهای خاورمیانه جذابیت دارد. در حالی که این الگو مورد پذیرش اسلام گرایان و نیز بیشتر مردم کشورهای منطقه نیست. بنابراین تحمیل این الگو تنها به معنی کشمکش میان اسلام گرایان و لیبرال ها خواهد بود.

از جمله اهداف سیاسی خاورمیانه بزرگ طرح عادی کردن حضور اسرائیل در منطقه و دست گرفتن سرنوشت ساسی منطقه است که منافع ملی و منطقه ای ما را به خطر می اندازد. آمریکا با این طرح به دنبال خارج کردن نقش و اثرات دین از چارچوب معادلات سیاسی منطقه است و امیدوار است که با سکولاریزه کردن منطقه نگاه مسلمانان به موضوع اسرائیل تغییر کند. خطر عمده ی دیگری که در این طرح وجود دارد مسئله تغییر مرزهای جغرافیایی است . در صورتی که آمریکا بتواند به همه ی اهداف خود در منطقه دست پیدا کند، شرایطی همانند بعد از جنگ جهانی اول و سقوط دولت عثمانی ( حدود سالهای 1920 تا 1937) پدید خواهد آمد که قدرت های بزرگ غربی فاتح جنگ ، مرزهای خاورمیانه را به تبع منافع خود ترسیم کردند تا دیگر یک قدرت بزرگ همانند عثمانی نتواند در خاورمیانه سر بلند کند[12].

به همین دلیل یکی از راهکارهای اجرایی طرح خاورمیانه بزرگ تجزیه ی برخی از کشورهای اسلامی از طریق ایجاد آشوب و طرح مباحث قومی خواهد بود.

با توجه به سطوح مختلف طرح آمریکایی خاورمیانه بزرگ، جمهوری اسلامی ایران باید واکنش نسبت به این طرح را در سه سطح مذکور دنبال کند.

در سطح نظری باید با کمک اندیشمندان و صاحب نظران در سطح منطقه این نگاه از بالا به پایین و رویکرد قیم مآبانه آمریکا و غرب مورد نقد و نقادی قرار بگیرد این رویکرد هم به لحاظ فلسفی قابل نقد است و هم به لحاظ تاریخی.

در سطح سیاست بین الملل به نظر می رسد که جمهوری اسلامی ایران باید مجموعه ای از سیاست های کلان را اولاً برای گرفتن ابتکار عمل از آمریکا در جهت تعریف یک نظام منطقه ای جدید و ثانیاً برای تعریف یک منطقه گرایی جدید که در آن جمهوری اسلامی ایران از لحاظ ژئوپولیتیک و ژئواستراتژیک از مرکزیت برخوردار باشد، دنبال کند.

در تعریف منطقه گرایی جدید به نظر می رسد که ایران باید حتی المقدور سعی نماید تا کشورهای عربی در خاورمیانه هر چه بیشتر نسبت به مزایای پیوستن به سیاست های منطقه ای ایران ترغیب گردند، ضمناً باید از کوشش های برخی کشورهای عربی در جهت سهیم کردن جمهوری اسلامی ایران در بی ثباتی ها و ناهنجاری های این منطقه، دوری جست. منطقه گرایی بر مبنای طرح خاورمیانه بزرگ آمریکا همانطور که اشاره گردید دارای لایه ها و وجوه مختلفی است که برخی از این جنبه ها هنوز شکل و قوام جدی نیافته است . به هر حال ، سیاست های جمهوری اسلامی ایران باید هر تلاشی را در جهت به حاشیه کشاندن ایران از صحنه حساس خاورمیانه خنثی نموده و با ارائه طرح های بدیع در حوزه های مهم که در آن دارای منافع و نفوذ انکار ناپذیر مانند عراق ، لبنان و فلسطین همچنان به تلاش خویش ادامه دهد[13].

جمهوری اسلامی ایران در برخورد با چالش ها باید سیاست تنش زدایی و اعتماد سازی بین المللی ادامه دهد . و ارتباط خود با کشورهای منطقه را هر چه بیشتر افزایش دهد و با حضور در مجامع بین المللی و ارتباط با سران کشورهای منطقه، صلح آمیز بودن برنامه های هسته ای خود را تشریح و اثبات نماید . و با استفاده از موقعیت ممتاز ایران در یا تأثیرگذاری بر منطقه امتیازات مناسب را کسب نماید.

دفع تهدیدات ناشی از چالش ها و استفاده بهینه از فرصت های پیش آمده، مستلزم مدیریت راهبردی از طریق به کارگیری راه کارها و سازکارهای امنیتی ، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است که همگی در جهت افزایش ضریب امنیت ملی ایران می باشند که این راهکارها عبارتند از[14]:

1. تقویت هویت ملی از طریق جلوگیری از شکل گیری شکاف ارزش بین حکومت و ملت و تأیید و تحکیم عناصر و مؤلفه های اسلامی و ایرانی هویت بخش به ملت و مردم ایران

2. استمرار توسعه و اصلاحات سیاسی در چارچوب قانون اساسی، به منظور تقویت و تثبیت مردم سالاری دینی و حفظ و افزایش مشروعیت و مقبولیت سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران

3. جلوگیری از امنیتی شدن جمهوری اسلامی از طریق اعتماد سازی متقابل ، تنش زدایی و بازدارندگی سیاسی

4. ارتقاء و افزایش روحیه ملی، به معنای حمایت ملت از سیاست های دولت با افزایش اعتماد ملی، مشروعیت سیاسی و مقاومت مدنی در برابر چالش های خارجی و آسیب های داخلی

5. توسعه اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی در مناطق کمتر توسعه یافته با هدف جلوگیری از رشد گرایشات گریز از مرکز

6. ایجاد علایق و منافع مشترک منطقه ای از طریق افزایش وابستگی متقابل اقتصادی و امنیتی در سطح کشورهای منطقه

7. تأسیس و گسترش نهادها و سازمان های منطقه ای به منظور تقویت و تحکیم هویت منطقه ای

8. امضای توافقنامه های تجارت آزاد به صوت دو یا چند جانبه با کشورهای منطقه

9. حفظ آمادگی نظامی از طریق موازنه یک یا چند جانبه در قابل ائتلاف سازی های منطقه ای و جهانی

10. کسب اعتبار و وجهه مثبت بین المللی از طریق اقناع افکار عمومی جهان

11. تقویت جامعه مدنی و رعایت حقوق و آزادی فردی و اقلیت ها، مصرح در قانون اساسی

سخن پایانی

طرح خاورمیانه بزرگ درصدد ترویج لیبرال دموکراسی و دموکراتیزه کردن کشورهای منطقه بر اساس الگوهای لیبرال دموکراسی غربی و تبلیغ آن به عنوان تنها نظام مشروع و انجام اصلاحات سیاسی، اقتصادی ، در منطقه است.

طرح خاورمیانه بزرگ به عنوان بخشی از راهبرد امنیت ملی آمریکا واقعیت انکار ناپذیر است که باید با مدیریت و راهبردی مناسب، تبلیغات منفی آن را به حداقل رساند و از فرصت هایی که پدید می آورد بهره برداری کرد.

اجرایی شدن طرح از یکسو چالش های نظامی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی برای ایران ایجاد خواهد کرد و از سوی دیگرفرصت هایی در سطح ملی-منطقه ایی برای ایران پدید می آورد.

به نظر می رسد مهم ترین چالش های طرح خاورمیانه بزرگ برای ایران عبارتند از:

1. چالش های امنیتی : که در چهار بعد نظامی، سیاسی، اقتصادی و هویتی بهشرح زیر قابل بررسی است.

1-1. نظامی: طرح خاورمیانه بزرگ از آنجا که بخش غیر نظامی راهبرد امنیت ملی آمریکا برای مقابله با تهدیدات نامتقارن است. به طور مستقیم چالش و تهدید نظامی علیه ایران را در بر ندارد و امنیت نظامی کشور را به مخاطره نمی اندازد . اما به صورت غیر مستقیم تأثیرات جدی بر امنیت جمهوری اسلامی ایران خواهد گذاشت. با توجه به اینکه ایران پرچمدار اسلام سیاسی در منطقه می باشد و مخالف امنیت اسرائیل و چالش گر تفوق و سلطه آمریکا در خاورمیانه می باشد می توان چنین پیش بینی کرد این طرح نهایتاً ایران و آمریکا را به سمت رویارویی سوق دهد.

2-1. چالش های سیاسی: طرح خاورمیانه بزرگ بیشتر از هر چیز امنیت سیاسی ایران به معنای ثبات سازمان یا نظام حکومتی و « ایدئولوژی» مشروعیت بخش به حکومت و دولت را به  چالش می گیرد.

3-1. چالش های اقتصادی: تأمین نیازهای جامعه، به وجود آوردن رفاه اقتصادی ، توسعه صنعتی ، فناوری اقتصادی و تجاری از طریق سرمایه گذاری های خارجی و استفاده بهینه از منابع داخلی در صورت اجرای طرح خاورمیانه بزرگ با مشکل روبرو خواهد شد.

4-1. چالش های اجتماعی ( هویتی): با توجه به ماهیت و اهداف طرح، امنیت اجتماعی و هویتی ایران با چالش های جدی مواجه خواهد شد. چون مبارزه با افکار ، عقاید ، باورهای اسلامی در جوامع منطقه یکی از محورهای اصلی طرح خاورمیانه بزرگ است که صیانت و پاسداری از آن مرکز ثقل امنیت اجتماعی و هویتی است.

فرصت های طرح خاورمیانه بزرگ برای ایران را می توان در دو حوزه ملی و منطقه ای در موارد زیر برشمرد:

طرح خاورمیانه بزرگ در کنار ایجاد چالش های امنیتی برای امنیت ملی ایران ، فرصت های متعدد امنیتی را نیز می آفریند. که با اعمال مدیریت راهبردی به معنای دفع تهدیدات از طریق استفاده بهینه از فرصت ها ، ضریب امنیت ملی در تمامی ابعاد و بخش های چهار گانه و نظامی ،سیاسی، اقتصادی، هویتی افزایش می یابد.

1. فرصت های ملی: طرح خاورمیانه بزرگ دارای اهداف و محورهایی است که درواقع به دنبال اصلاحات سیاسی، اقتصادی ، علمی و فرهنگی در منطقه می باشد. جمهوری اسلامی ایران با بکارگیری توانمندی های خود می تواند اهداف طرح خاورمیانه بزرگ در منطقه را تعدیل کرده و در راستای منافع ملی خود از آنها بهره برداری نماید.

2. فرصت های منطقه ای: این طرح علاوه بر فرصت های ملی، در سطح منطقه خاورمیانه نیز فرصتهایی را برای جمهوری اسلامی ایران فراهم می آورد . گسترش دموکراسی در میان کشورهای منطقه به صلح آمیزتر شدن امنیت خارجی ایران می انجامد چرا که تجربه ثابت کرده است که ایران بیشتر از جانب کشورهایی مورد تهدید قرا گرفته است که دارای حکومت های غیر دموکراتیک و خودکامه هستند.

دمکراتیزه شدن کشورها در منطقه خاورمیانه فرصت مناسبی برای تقویت امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران می باشد چون ایجاد نظام های دمکراتیک در منطقه موجب از بین رفتن بنیاد گرایی اسلامی و در نتیجه از بین رفتن و کاهش تهدیدات امنیتی مربوط به آن برای ایران می شود و اینها همه فرصت های مناسبی را برای ایران در قبال طرح خاورمیانه بزرگ فراهم می آورد.

منابع و ماخذ:

1–  دهقانی فیروز آبادی،  سید جلال، « خاورمیانه بزرگ و امنیت ایران»، فصلنامه مطالعات راهبردی، شماره 25

2– رازانی احسان، «پیامدهای حضور نظامی آمریکا در عراق بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران»، سازمان عقیدتی سیاسی نیروی انتظامی معاونت سیاسی، 1383، ص 281

3- همان، ص 268

4–  روزنامه کیهان، 26/2/1364

5-  خاورمیانه، آسیایی یا آمریکایی، هفته نامه صبح صادق، 1/4/1383

6- سایت ،http://www.magiran.com/npview.asp?id

7–  علمداری، کاظم، «برخورد تمدن ها و گفتگوی تمدن ها » ، چاپ دوم ،ص 19

8–  نشریه جهان اقتصاد، 6/7/1379

9- دهقانی فیروز آبادی،پیشین، ص 15.

10- نقیب زاده ، احمد ،درآمدی بر جامعه شناسی سیاسی ،تهران: انتشارات سمت، سال1379،صص184-180.

11- جی ، مارتین لی، نور. ، چهره جدید امنیت در خاورمیانه ،مترجم قدیر نصیری، تهران:انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی،سال 1383ص88.

12- رازانی، پیشین،ص78.

13–بی نام،طرح خارومیانه بزرگ، اهداف و چشم انداز، تهران:انتشارات معاونت سیاست خارجی و روابط بین الملل مرکز تحقیقات استراتژیک،سال 1383،صص69-65.

14 راهبرد 39، نشریه مرکز تحقیقات استراتژیک، بهار 1385.

15-  افتخار زاده ،احسان ، خاورمیانه بزرگ، اهداف و چالش ها، پایان نامه کارشناسی ارشد.

#ایران #خاورمیانه بزرگ #امریکا #تروریسم

 0
اشتراک گذاری
Admin

Admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

موارد اخیراً مشاهده شده

بستن

هیچ پستی بازدید نشده است.

بازدید اخیر