نگرانی سعودی‌ها از فروپاشی نظم منطقه‌ای و ظهور ایران - اندیشکده بین الملل

نگرانی سعودی‌ها از فروپاشی نظم منطقه‌ای و ظهور ایران

Admin خرداد 10, 1395
Download PDF

اندیشکده روابط بین الملل: همچنان که خاورمیانه هر روز دستخوش تحول است، عربستان سعودی سیاست خارجی خصمانه تری را در پیش می گیرد و با وجود سردی روابطی که سال های اخیر در روابط واشنگتن و ریاض دیده می شود، واقعیت این است که سعودی ها هیچ جایگزین واقعی برای واشنگتن در تامین امنیت خود ندارند.
به اعتقاد من تغییر بی سابقه ای که در رویکرد عربستان سعودی مشاهده می کنیم، نشانه ای از اعتماد به نفس این کشور نیست، بلکه بیانگر نگرانی شدید سعودی ها از فروپاشی نظم منطقه ای است. خانواده سلطنتی سعودی ایران را مسئول بسیاری از آشفتگی های منطقه ای از جمله در سوریه، لبنان و عراق می دانند. ریاض همچنین از واکنش ایالات متحده، شریک قدیمی خود، به این آشفتگی بسیار ناامید شده است. و متاسفانه واکنش عربستان سعودی به این شرایط تنها آتش این آشفتگی ها را شعله ورتر کرده است. برای مثال، حملات 14 ماهه ائتلاف عربستان به یمن یک فاجعه انسانی است که در جریان آن هزاران غیرنظامی کشته و بیش از دو میلیون تن بی خانمان شده اند و البته کمک چندانی هم به تحقق اهداف سیاسی ریاض نکرد.
ایرانیان هم به نوبه خود، عربستان سعودی را یک حامی بنیادگرایی مذهبی می بینند. از نظر ایران داعش محصول طبیعی دکترین آموزه های اولترامحافظه کارانه این کشور است که اغلب با عنوان وهابیت شناخته می شود. به همین دلیل با توجه به شرایط موجود منطقه، تنها کلمه ای که می شود از آن برای تعریف وضعیت فعلی استفاده کرد: «پیچیده» است.
از یک سو، سعودی ها از سال 2010 قراردادهایی به ارزش بیش از 100 میلیارد دلار برای خرید تسلیحات نظامی امضا کرده اند و همکاری های اطلاعاتی و نظامی میان ریاض و واشنگتن همچنان به قوت خود باقی است. باراک اوباما تاکنون چهار دیدار با پادشاه عربستان داشته و جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا نیز بیشترین دیدار را با عادل الجبیر، همتای عربستانی خود داشته است. با این حال، روابط ایالات متحده ـ سعودی بیشتر بر پایه منافع مشترک پایه گذاری شده تا ارزش های مشترک. و اکنون این منافع دستخوش تغییرات جدی شده اند. ایالات متحده پس از 25 سال حضور مداوم و اغلب ناموفق نظامی در خاورمیانه، دیگر تمایل چندانی به درگیر شدن در چالش های جدید را ندارد. واشنگتن و ریاض درباره “علل بی ثباتی منطقه” و “آنچه باید انجام شود”، به ویژه در خصوص ایران، دیدگاه های متفاوتی دارند. اما این تمام ماجرا نیست. در پی انقلاب نفتی «شیل» در ایالات متحده، واشنگتن و ریاض به یک باره به رقبای اقتصادی یکدیگر تبدیل شدند. و البته مساله 28 صفحه محرمانه که مشخصا به نقش برخی از دولتمردان عربستان سعودی در حمایت از مهاجمان حملات 11 سپتامبر اشاره دارد نیز روابط دو کشور را به شدت تحت تاثیر قرار داده است.
عصر جدید روابط
با توجه به وابستگی تاریخی عربستان در تامین امنیت خود به آمریکا، اکنون ریاض به دنبال تغییر شرایط و کاستن از این وابستگی است. اما برای این کار محدودیت هایی دارد. مسکو و ریاض درباره سوریه نقطه نظرات کاملا متضادی دارند؛ بن بست اسراییل ـ فلسطین تاحدی زیادی احتمال همکاری میان اسرائیل و عربستان را از تضعیف کرده است؛ و مصر گرچه به کمک ها و بذل و بخشش های متحدان عربی خود وابسته است، اما آرمان های خود را برای رهبری جهان عرب دارد. به همین دلیل هیچ یک از اینان نمی تواند جایگزینی مناسب برای قابلیت های نظامی و دیپلماتیک ایالات متحده باشند. من انتظار دارم که دو طرف پس از انتخابات ژانویه و روی کار آمدن رئیس جمهوری جدید تلاش هایی را برای تقویت مجدد همکاری ها با یکدیگر داشته باشند. اما واقعیت این است که ما وارد عصری جدید از روابط ایالات متحده ـ سعودی شده ایم. عصری که هر دو طرف به رغم ادامه همکاری در مسائلی که منافع دوجانبه را در بر می گیرد، به طور روزافزونی درباره طیف گسترده ای از مسائل منطقه ای و بین المللی با یکدیگر اختلاف نظر خواهند داشت.
البته عربستان به لحاظ داخلی نیز دستخوش تغییرات جدی است. گفته می شود که شاهزاده محمد بن سلمان، پسر و جانشین ولیعهد عربستان، نفوذ بسیاری در تدوین سیاست های خارجی و داخلی عربستان دارد. کاملا منطقی است که فرض کنیم این تثبیت قدرت واکنش بسیاری از اعضای خاندان آل سعود را که منافع سیاسی و اقتصادیشان در معرض خطر قرار گرفته را برانگیزد. از آنجایی که تحولات خاندان آل سعود پشت درهای بسته صورت می گیرد، پیش بینی این که شرایط به چه سمت و سویی خواهد رفت دشوار است. اما آنچه مشخص است نقش شاهزاده محمد در تحولات امروز خارجی و داخلی عربستان است. وی اخیرا آشکارا درباره اقتصاد پس از نفت، به عنوان بخشی از چشم انداز عربستان در سال 2030، صحبت کرده است.
تکرار تاریخ پس از 2400 سال
به اعتقاد من تا زمانی که تنش های میان ریاض و تهران به صورت آنچه امروز مشاهده می کنیم باقی بماند، رویکرد خصمانه عربستان سعودی در سیاست های منطقه ای به قوت خود باقی خواهند ماند. توکودیدس، مورخ یونانی، بیش از 2400 سال پیش در تاریخ جنگ پلوپونزی (میان آتن و اسپارت) می نویسد “آنچه باعث آغاز جنگ شد، افزایش قدرت آتنی ها و ترسی بود که اسپارت ها از این افزایش قدرت داشتند.” که یادآور شرایط امروز خلیج فارس است. عربستان سعودی از ایجاد روابط حسنه میان ایالات متحده و ایرانیان در پی توافق هسته ای که سال گذشته به سرانجام رسید، نگران است.
به اعتقاد من، ایالات متحده باید در برقراری روابط با عربستان به ورای شرایط فعلی نگاه کند و مسیری دو طرفه را در پیش بگیرد. نخست، واشنگتن باید همچنان به ریاض اطمینان دهد که از این پادشاهی در برابر خطرات احتمالی خارجی حمایت خواهد کرد. و دوم، واشنگتن باید ریاض را متقاعد کند که برقراری ثبات واقعی در منطقه نیازمند تحول جدی در رویکرد عربستان سعودی است. در این شرایط، چالش فوری کاستن از تنش میان عربستان سعودی و ایران است، که می تواند فرقه گرایی را در منطقه کاهش داده و فرایند دیپلماتیک یافتن راه حل سیاسی در سوریه، عراق، یمن و فراتر از آن را تسهیل کند.
چالش بلندمدت برای عربستان سعودی و دیگر بازیگران منطقه ای، حمایت واقعی از توسعه نظام سیاسی در تمام منطقه است، توسعه ای که به ترویج تقسیم قدرت، ایجاد حکومتی پاسخگو، و استقرار سیستم های اقتصادی پویا منجر شود. این رویکرد پادزهری برای رادیکالیسم است که منطقه را از هم جدا کرده است.

دیپلماسی ایرانی

 1
اشتراک گذاری
Admin

Admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

موارد اخیراً مشاهده شده

بستن

هیچ پستی بازدید نشده است.

بازدید اخیر