داعش ابزار جهانی‌سازی آمریکایی - اندیشکده بین الملل

داعش ابزار جهانی‌سازی آمریکایی

سید عبدالمجید زواری خرداد 10, 1396
Download PDF

اندیشکده روابط بین الملل: سوریه، عراق و اکنون سرکوب هسته‌های داعش در چین. داعش گروه کوچکی که تصور می‌شد حوزه عملیاتی آن محدود به سوریه است، اینک نه‌تنها در سوریه و عراق، بلکه در شمال آفریقا، کشورهای حاشیه خلیج‌فارس، چچن، افغانستان، پاکستان، بنگلادش، سین کیانگ چین و دورافتاده‌ترین جزایر اندونزی قدرت‌نمایی کرده و رویای تحقق خلافت جهانی خود را در سر می‌پروراند. بدین ترتیب گستره وسیعی از مراکش در شاخ آفریقا و در چند قدمی دروازه‌های اسپانیا و جهان غرب تا اندونزی در نزدیکی استرالیا به‌عنوان بخش دیگری از مرزهای غرب، غرق در جنگ و ناامنی است.

البته با توجه به ماهیت و محدودیت‌های گروه‌های تروریستی، کمتر کسی باور دارد گروهی همچون داعش به‌تنهایی قادر باشد حجم وسیعی از عملیات را این‌چنین دقیق و حساب‌شده انجام دهد و گمانه‌زنی‌های بسیاری در مورد حامیان اصلی این گروه مطرح‌ شده است. بااین‌حال تردیدی نیست که آفریننده هیولای داعش که در بیش از یک‌صد کشور جهان حضور فیزیکی دارد، هرگز خود را داوطلبانه معرفی نخواهد کرد و خود را پس پرده‌هایی که با دقت ریاضی محاسبه شده‌اند پنهان کرده است.

با توجه به شعاع عملیاتی گسترده داعش، به اعتقاد کارشناسان، صرفاً آمریکا توان مدیریت چنین حجم وسیعی از عملیات را دارد. اما چرا آمریکا؟ آیا این فرضیه‌ای مبتنی بر تئوری توهم توطئه است یا می‌توان شواهدی دال بر تقویت و اثبات آن ارائه داد؟

به‌طور کلی پنج محور ایران، وهابیت، ترکیه، آمریکا و رژیم صهیونیستی از مهم‌ترین پیشران‌های تأثیرگذار بر آینده داعش به شمار می‌آیند.

آمریکا: این کشور به‌رغم هیاهوی بسیار بر سر مبارزه با داعش، به شکل پیچیده‌ای از وجود این گروه بهره برده و از آن به‌مثابه ابزاری جهت توسعه نفوذ خود در جهان استفاده می‌کند.

اتحادیه اروپا: هرچند دیدگاه اروپا نسبت به بحران داعش با مواضع آمریکا همپوشانی بسیاری دارد، اما با توجه به پیوستن تعداد زیادی از شهروندان اروپایی به داعش و نگرانی از بازگشت مجدد این عناصر افراطی به اروپا و پررنگ شدن خطر تهدیدهای تروریستی علیه این کشورها ،و همچنین نگرانی از  پیامدهای سیل مهاجران کشورهای غرب آسیا، احتمالاً به تدریج شاهد نقش آفرینی موئثرتر اعضای اتحادیه اروپا در قبال داعش خواهیم بود.

ایران: به اذعان دوست و دشمن، ایران تنها کشوری است که همواره ضمن مخالفت با داعش، در خط مبارزه با تروریست‌های تکفیری قرار داشته است. بررسی تحولات میدانی نیز حاکی از آن است که هرکجا که ایران وارد کارزار مبارزه شده، به‌خوبی توانسته از منافع خود دفاع کند.

جریان تکفیری و وهابیت: عربستان و کشورهای عربی به‌عنوان اصلی‌ترین حامیان آشکار جریان داعش، عمدتاً در این زمینه از سیاست‌های آمریکا و غرب پیروی می‌کنند. بااین‌حال با توجه به توافق هسته‌ای ایران و 1+5 و تقویت قدرت نفوذ ایران در منطقه، احتمالاً عربستان مسیر خود از آمریکا را جدا کرده و با حمایت از تکفیری‌ها، درصدد فشار بیشتر بر ایران و شیعیان خواهد بود.

ترکیه: هدف این کشور از حمایت‌های پیدا و پنهان از داعش، تضعیف سوریه و عراق به‌عنوان رقبای منطقه‌ای و زمینه‌سازی جهت تقویت نفوذ آنکارا در سیاست‌های غرب آسیا است. مسئله اکراد جنبه دیگری است که ترکیه با آن مواجه است و درعین‌حال که ایجاد منطقه‌ای حائل با محوریت اکراد را دنبال می‌کند، دغدغه‌های زیادی نیز نسبت به قدرت گرفتن آن‌ها دارد. به هر سو به‌رغم نزدیکی مواضع ترکیه و اعراب در برخی از زمینه‌ها، ادامه ناآرامی‌ها در سوریه و عراق در بلندمدت سناریوی مطلوبی برای این کشور به شمار نمی‌رود، چرا که ممکن است با گسترش تنش‌ها، دامنه درگیری‌ها به مناطق غربی نیز کشیده شده و هرج‌ومرج کل منطقه را فرا بگیرد. هجوم آوارگان سوریه و عراق به ترکیه نیز مسئله دیگری است که می‌تواند جامعه رو به رشد ترکیه را دچار بحران کند.

رژیم صهیونیستی: در طول حیات این رژیم، هیچ عاملی این‌چنین به منافع صهیونیست‌ها خدمت نکرده است. داعش علاوه بر تضعیف دشمنان صهیونیست‌ها، توجه افکار عمومی را از جنایات این رژیم منحرف کرده است. این موضوع هرچند همپوشانی بسیاری با سیاست‌های آمریکا در غرب آسیا دارد، اما در برخی موارد تضادهای  آشکاری نیز وجود دارد که می‌تواند روابط دو کشور را دچار چالش کند.

با توجه به موارد فوق در ادامه سه تصویر از آینده‌های بدیل داعش ارائه می‌شود.

انقلاب سنی‌ها (نظام دوقطبی جدید/داعش به‌مثابه یک ابرقدرت)

به دلیل عدم اقدام جدی ائتلاف عربی – غربی برای مهار داعش در عراق و سوریه، این گروه با فعال کردن دیگر شاخه‌های خود در مناطق مختلف جهان از جمله افغانستان، تاجیکستان، قرقیزستان، اندونزی، مراکش، و… توانسته است کنترل بخش‌های وسیعی از شمال آفریقا، غرب آسیا، اوراسیا و شرق و جنوب آسیا را در دست گیرد. در چنین شرایطی آمریکا نیز با هدف فشار بیشتر بر چین، روسیه و ایران به‌عنوان اصلی‌ترین رقبای خود، عملاً با عدم اقدام قاطع علیه این گروه، به‌صورت غیرمستقیم از آن‌ها حمایت می‌کند. با مشاهده این شرایط دیگر گروه‌های تروریستی همچون القاعده نیز با پیوستن به داعش، با خلیفه خود خوانده بیعت می‌کنند. بدین ترتیب داعش با تسلط بر این مناطق توانسته است بر اغلب کشورهای جهان اسلام، داعیه خلافت جهانی خود را با صدای رساتری بازگو کند. در چنین شرایطی تحت عوامل مختلفی همچون ترس، اجبار و تحریک‌های قومی و یا وعده احیای مجدد امپراتوری اسلامی، اهل تسنن نیز با پذیرفتن خلافت خلیفه داعش با او بیعت کرده و ائتلاف قدرتمندی متشکل از گروه‌های تروریستی، جریان وهابیت و اهل تسنن شکل می‌گیرد که با توجه به گستره جغرافیایی وسیع و بهره‌مندی از پشتوانه منابع عظیم طبیعی، معدنی و انرژی، زمینه ظهور داعش  در مقام یک کنشگر فعال منطقه‌ای را فراهم می‌کند.

در این میان ناآرام شدن چین و روسیه توسط طرفداران داعش در سین کیانگ و یا چچن می‌تواند به‌عنوان یک شگفتی‌ساز عملاً بسیاری از معادلات اقتصادی و سیاسی جهان را تحت تأثیر قرار دهد. البته هرچند احتمال چنین سناریویی بسیار  ضعیف است و آمریکا به‌هیچ‌وجه نه به داعش و نه به هیچ کنشگر دیگری اجازه نمی‌دهد تا این حد قوی شود، اما مطالعه سناریوهای مراکز آمریکایی ما را به این نتیجه رهنمون می‌کند که مقامات آمریکایی از ناامن شدن حوزه‌های نفوذ رقبای خود چندان ناخشنود هم نیستند.

ائتلاف جهانی علیه داعش

پس از پیشروی داعش در عراق و سوریه و فعال شدن هسته‌های این گروه در افغانستان، پاکستان و آسیای مرکزی و چین و روسیه، گستره وسیعی از جهان از شمال آفریقا تا جنوب آسیا غرق در جنگ و ناامنی خواهد شد. بدین ترتیب با توجه به پیامدهای ناگوار وجود ناامنی بر اقتصاد چین و کشورهای شرق آسیا، و همچنین نگرانی از تبدیل شدن داعش به قدرتی فراگیر در جهان، ائتلافی بزرگ متشکل از آمریکا، چین، روسیه و دیگر کنشگران مهم جهان علیه داعش تشکیل شده و تلاش می‌شود به اشکال مختلف قدرت این گروه را تضعیف کرد.

در این سناریو آمریکا عملاً به دو هدف خود رسیده است و ضمن تضعیف چین، روسیه و ایران، به‌عنوان اصلی‌ترین رقبای خود، می‌تواند با همراه کردن کشورهای دیگر برای مقابله با داعش، هزینه‌ها و ریسک خود را به‌شدت پایین بیاورد. بر اساس شواهد موجود به نظر می‌رسد آمریکا طی طرحی بلندپروازانه درصدد است برای تحقق نظام تک‌قطبی خود، گستره وسیعی از شمال آفریقا تا چین را دگرگون و بازطراحی کند. در این میان خواسته یا ناخواسته داعش با تضعیف رقبای آمریکا، بزرگ‌ترین خدمت را به این کشور کرده است.

اهمیت این موضوع وقتی مشخص می‌شود که بدانیم بر اساس سناریوهایی که توسط اندیشیده‌های آمریکایی برای کشورهای منطقه پیش‌بینی ‌شده است، طی فرآیندی ده‌ساله در بازه زمانی 2010 تا 2020، در ابتدا منطقه غرب آسیا غرق در جنگ‌های خونین فرقه‌ای و مذهبی شده و پس از تثبیت موقعیت گروه‌های تروریستی در این منطقه، به‌تدریج از سال 2015 دامنه درگیری‌ها به ایران، روسیه و چین نیز کشیده خواهد شد و تا سال 2020 این کشورها می‌بایست آن‌چنان غرق در بحران و مشکلات مختلف شده باشند که عملاً توان رقابت با سلطه‌طلبی آمریکا را نداشته باشند.

بررسی تحولات میدانی گروه‌های تکفیری نیز نشان می‌دهد برخلاف تصور برخی افراد که داعش را گروهی می‌دانند که به‌صورت نامنظم در برخی مناطق پیش روی یا عقب‌نشینی می‌کند، این گروه با تشکیل هسته‌های خود در مناطق مختلف همچون افغانستان، پاکستان، تاجیکستان، قرقیزستان، چچن و سین کیانگ چین، عملاً در مسیر تائید فرضیه‌های بالا گام بر می‌دارد.

مرگ شیطان (افول و نابودی داعش)

با آشکار شدن عمق جنایت‌های تروریست‌ها در عراق و سوریه و همچنین افشای اهداف شوم آن‌ها برای ناامن کردن مناطق مختلف جهان، تلاش گسترده‌ای برای مهار داعش در جریان است. در رأس این تلاش‌ها، اقدامات جبهه مقاومت به رهبری ایران است که همچون گذشته باقدرت از متحدان خود در برابر تروریست‌ها دفاع می‌کند. ائتلاف کشورهای غربی به رهبری آمریکا نیز بااحساس خطر نسبت به پیامدهای قدرت گرفتن داعش و تبدیل آن به‌عنوان قدرتی مهارنشدنی، علاوه بر حملات هوایی، مکانیسمی را برای تحریم و منع تجارت با داعش طراحی می‌کنند. در این میان اهل تسنن نیز برای دفاع از خود به‌عنوان هویتی مستقل از داعش و جلوگیری از خسارت‌های بیشتر علیه اسلام، جنبش گسترده‌ای را با هدف برائت از داعش تدارک می‌بینند. طی این اقدام علمای اهل تسنن با انکار هرگونه وابستگی میان داعش و اسلام حقیقی، از پیروان خود می‌خواهند ضمن عدم همکاری با داعش مسیر خود را از آن‌ها جدا کنند.  بدین ترتیب با جدا شدن مردم از صفوف تروریست‌ها، بخش قابل‌توجهی از توان داعش از بین رفته و به‌تدریج افول و نابودی کامل این گروه رقم خواهد خورد.

راهبردهای پیشنهادی برای بیشینه کردن منافع ایران

بر اساس آنچه پیش‌تر بدان اشاره شد، برای تحقق جهان مطلوب آمریکا  رژیم صهیونیستی، کل کشورهای اوراسیا باید ویران و از نو ساخته شود و در این میان هیچ استثنایی حتی برای متحدانی همچون عربستان و ترکیه وجود ندارد. در این میان با توجه به اهمیت جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان یگانه حامی جریان مقاومت و اسلام ناب محمدی، این کشور همچون دژی مستحکم است که در صورت فتح آن، هیچ قدرت جدی دیگری پیش روی این گروه نیست و با توجه به هواداران داعش در افغانستان، تاجیکستان، قرقیزستان، ایران حلقه واصلی است که تکفیری‌های داعش را از شمال آفریقا تا چین در شرق دور به یکدیگر متصل می‌کند. بنابراین با توجه به وجود این تهدید جمعی، مقابله با آن نیز عزم تمامی کنشگران منطقه‌ای را طلب می‌کند. بر همین اساس جمهوری اسلامی ایران در درجه نخست باید با هشدار به حامیان داعش این اطمینان را بدهد که گسترش ناامنی در منطقه به سود هیچ‌کس نیست و این سیلاب آن‌ها را هم با خود می‌برد.

در گام بعد باید به کشور منطقه به‌ویژه روسیه و چین یادآور شد که با توجه به گستره وسیع فعالیت‌های داعش، با اقدامات جز به جز نمی‌توان به مقابله با آن برخواست و ناگزیر باید با تعریف منافع مشترک، کلان نگری، و بسیج همه امکانات اقتصادی، سیاسی و نظامی مانع از تحقق این نیات شوم شد. نکته قابل تأمل آنکه همان‌طور که در مورد سوریه تلاش می‌شد با وارونه نمایی اقدامات دولت بشار اسد علیه تکفیری‌ها، آن‌ها را سرکوب جنبش‌های آزادی‌خواهانه مردمی معرفی کنند، هم‌اکنون در چین نیز همین تجربه مجدداً در حال تکرار است و برای مثال ترکیه با قومی معرفی کردن سرکوب هسته‌های داعش در سین کیانگ، تلاش می‌کند با تکرار سناریوی سوریه زمینه را برای ایجاد درگیری‌های قومی در چین فراهم کند. بر این اساس می‌توان نتیجه گرفت تخریب زیرساخت‌ها و نمادهای فرهنگی کشورها توسط داعش و گسترش جنگ و ناامنی، بیش از هر کسی به نفع سرمایه‌داران آمریکایی است تا از این طریق علاوه بر رونق صنایع تسلیحاتی و کاهش جمعیت این کشورها، زمینه وابستگی این کشورها به نظام سلطه را فراهم می‌آورد.

نکته دیگر اینکه به دلیل موقعیت جغرافیایی آمریکا، این کشور همواره بدون کمترین ریسکی برای کشورهای دیگر بحران‌آفرینی کرده است. بنابراین می‌بایست با فعال کردن ظرفیت‌هایی همچون تبعیض نژادی، اختلاف طبقاتی، افشای عملکرد مزورانه کاخ سفید در قبال دموکراسی و … هزینه ماجراجویی‌های آمریکا را بالا برد.

 0
اشتراک گذاری
سید عبدالمجید زواری

سید عبدالمجید زواری

مدیر اندیشکده روابط بین الملل،مدیر مسئول ماهنامه اندیشه روابط بین الملل، پژوهشگر، کارشناس و تحلیلگر مسایل بین الملل، دانشجوی دکتری روابط بین الملل، آینده پژوه و مدرس دانشگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

موارد اخیراً مشاهده شده

بستن

هیچ پستی بازدید نشده است.

بازدید اخیر